آیا جمهوری اسلامی، پیکر پاک نماد ایران و اولین فرمانروای ندادهنده حقوق بشر، کوروش بزرگ هخامنشی را نابود کرده است ؟
نوشته : آریامن ایرانی
انتشار اخبار یک کشف تاریخی در مورد پیدا شدن بقایای ارتش گمشده کامبیز شاهنشاه(1) هخامنشی(لینک خبر) در صحرای مصر موجی از شادی در میان ایراندوستان برانگیخته است؛ زیرا که این کشف کمکی به بازخوانی و شناخت تاریخ چند هزارساله ایران است که با نابودسازی بسیاری از اسناد آن در یورش تازیان(منظور تازیهای عربستان است و نه عرب زبانان ایرانی)، از آن بیخبریم.
امروز آنقدر تحلیل و خبر در سایتهای مختلف داخلی و خارجی منتشر شده است که نمی خواهم سرتان را درد بیاورم، اما آنچه مورد توجه من قرار گرفت بخشی از خبری است که خبرگزاری تابناک در مورد این کشف زیر عنوان ” کشف بقایای اجساد 2500 ساله سربازان ایرانی در صحرای مصر + تصویری(لینک خبر)” منتشر کرده است: این خبرگزاری پس از شرح این رویداد چند نکته در مورد آثار باستانی میکند که دو بخش آن به لحاظ جسارت خبری، مورد توجه من قرار گرفت:
- 1. این خبرگزاری پس از سی سال یاوه گویی نظام و سرانش در مورد حجت دینی تازیان و محق بودن آنها در حمله به ایرانیان(منظور از تازی، عرب زبانان ایرانی نیستند،مراجعه کنید به پایین مقاله در مورد توضیح تازیان)، اذعان میکند که تازیان ایران را تا مرز نابودی پیش بردند و اگر کسانی همچون فردوسی بزرگ نبودند اینک حتی همین زبان نصفه و نیمه فارسی هم نبود : “فراموش نکنيم که تازيان بلافاصله پس از تسخير ايران به عنوان نخستين اقدام همه مورخان و هر آن که نسبت به گذشته پرشکوه ايران مطلع بود را از دم تيغ گذراندند تا ايرانيان از تاريخ خود بي خبر بمانند ولي بعد ها پس از دو قرن سکوت اجباري ، فردوسي بزرگ با شاهنامه اش پيشينه تاريخ مورد فراموشي قرار گرفته نياکانمان را زنده کرد….”
همچنین بخش بسیار تاثر برانگیز کشتار بزرگان ایرانی که در همه کتب معتبر تاریخی از جمله کتابهای تاریخ نگاران عرب با افتخار از آن یاد شده را با وجود آنکه جمهوری اسلامی 30 سال این مطلب را از کتب درسی و … حذف کرده بود صحه می گذارد.
جالب اینکه این بخش را پس از مدت کوتاهی از تحلیل خبری خود حذف کرد!!!…یعنی هنوز هم عده ای هستند که از جنایات تازیان در صدر اسلام حمایت می کنند.توجه کنید که حذف این عبارت از خبر تابناک بسیار دارای مفهموم عمیقی است: در ساده ترین حالت یعنی ایرانیان، در رژیم شما کسانی هستند که از تجاوز به زنان و دختران ایرانی در صدر اسلام توسط سپاه تازیان مسلمان خوشحالند، یعنی کسانی در ایران و بین ما زندگی می کنند که از سر بریدن پدران ما و مناره ساختن از سران بریده آنان به وجد می آیند و شادند،… یعنی هنوز اهریمن صفتانی از نابودی ایران در آنزمان خوشحالند!
- 2. اما عجیب ترین خبری که مورد تایید ضمنی این خبرگزاری قرار گرفته ، یافتن پیکر کوروش بزرگ و نابودی آن توسط اوباشان بسیجی و سپاهی رژیم(سربازان گمنان امام زمان) است: “ بنا بر گزارشها و عکسهاي ارسالي در هنگام بازسازی (!) مقبره کوروش بزرگ در سال گذشته که با صدمه به اين بناي ارزشمند همراه بود، استخوانهاي کشف شده در سقف بنا ـ که به احتمال قوي بخشهايي از جسد کوروش بزرگ بوده است ـ گفته میشود به وسيله مسئولان و کارگران مرمت کار در سطل زباله دور ريخته شده است!”
بحث مخفیگاه پیکر کوروش بزرگ مدتها محل بحث و جدل بوده است، تاریخدانان اذعان می کنند که ایرانیان پس از آنکه سوزاندن پیکرهای مومیایی شده بزرگان ایران توسط سپاه تازیان و بدستور عمر و علی در تیسفون را مشاهده کردند، تصمیم گرفتند سایر پیکرها در شهرهای تسخیر نشده را تا زمان ظهور سوشیانت مخفی کنند، یکی ازین پیکرها، جسد کوروش بزرگ بوده است(موضوع ظهور سوشیانت بحث مفصلی است، همینقدر اشاره میکنم که زرتشت که در کمترین تخمین تاریخدانان، حدود 3300 سال پیش یعنی 1900 سال پیش از حمله تازیان میزیست، وصیت میکند برای در امان ماندن پیکر پاکش از سوختن و هتک حرمت توسط مسلمین، آنرا مخفی کنند تا سوشیانت آرامگاهش را به جهانیان نشان دهد و حیثیت و خردباوری آیین او را احیا کند) : بسیاری بر این عقیده بودند که جسد کوروش بزرگ در سقف یا زیر پله های آرامگاه قرار داده شده است.
در طی سالیان متمادی، حکام تازی از ترس شباهت کوروش بزرگ و ذوالقرنین و سایر حاکمان به جهت تقدس کوروش بزرگ هرگز دست در آرامگاه نبرند، برخیشان میگفتند:” او در آنجا به آرامی و بی آزار آرمیده است، ما میدانیم او آنجاست پس نیازی به بازگشایی و ناآرام ساختن روحش نیست، اگر عاشق او هستیم ادامه دهنده راهش خواهیم بود، بگزاریم همانطور که خودش خواسته این چند قطعه سنگ و این آرامگاه بی ریا، دست نخورده باقی بماند”
آرامگاه بسیاری از بزرگان ایران در دوران نادرشاه افشار و رضا شاه پهلوی برای بازسازی گشوده شد اما باز هم دست به آرامگاه کوروش بزرگ نبردند.
چرا که کوروش بزرگ از همه جهانیان در مورد خودش، تنها یک خواسته داشته : ” پس از مرگ کالبدم را مومیایی نكنید و در طلا و زیور جات و یا مانند آن نپوشانید . زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ایران نهید تا ذره ذره های کالبدم خاك ایران را دربر گیرد.چه افتخاری برای انسان بالاتراز اینكه کالبدش در زمینی مانند ایران به خاک سپرده شود.“
یا در عبارتی بسیار مختصر بر آرامگاهش : “اي رهگذر!من كوروش هستم.بر اين گور رشك مبر”
اما نخستین حمله در تمام تاریخ به شخصیت کوروش بزرگ در آغاز آنقلاب اسلامی توسط خلخالی صورت گرفت و با حمایت ولی فقیه تازی(سید روح الله خمینی) ادامه یافت، اما باز هم کسی جرئت اهانت به آرامگاه او را نیافت. می گویند سران نظام اسلامی برای از بین بردن نماد ایران، که جملگی ایراندوستان به منش و اخلاق و روش حکومتی او برای کوبیدن جمهوری اسلامی متوسل میشوند، چند راه را پیش روی دیدند:
- 1. نابود کردن آرامگاه در یک روز مذهبی بدون پیش زمینه و بطور ناگهانی توسط برخی افراطیون و اوباش شیعه
- 2. نابود کردن آرامگاه بوسیله ساخت سد
- 3. نابود کردن آرامگاه با بازسازی غیر اصولی
- 4. نابود کردن آرامگاه با زمینه سازی قبلی و بعنوان یکی از حرکات اسلامی رژیم در ضدیت با شاهان ایران
گزینه های 1 و 4 عملا غیر قابل اجرا تشخیص داده شد، موج نفرتی که نسبت به هتاکان شخصیت کوروش بزرگ ایجاد میشود، گواهی میداد رژیم با یک عدم مشروعیت ملی مواجه خواهد شد.
گزینه 2 یعنی ساخت سد به منظور نابوسازی تدریجی آرامگاه(لینک خبر) در طی دورانی چند ده ساله با تایید خامنه ای تازی(سید) در دستور کار گذاشته شد.این سد بعدها سیوند نامیده شد و شاید تنها سد منفور جهان باشد!
* در طی عملیات تخریب آثار باستانی، نهادهای ضد فرهنگی نظام شروع به گسترش ایرانی ستیزی و بطور خاص پارسی ستیزی نمودند، که این عملیاتشان دارای چند فاز اصلی است:
1. تحقیر و کوبیدن اقوام ایرانی به اسم فارسها
2.درگیر ساختن اقوام ایرانی با یکدیگر برای تفرقه
3.گسترش نفرت از پارسیان، با ساختن انجمنهای دروغین ضد پارسی که تئوریسینهای آنها همگی از اوباش رژِم اند. مثلا می گویند آذریها غیر ایرانی اند و برای استقلال باید تلاش کنند و مخالف استقلال آنان فارسها هستند، در حالیکه بی سوادترین دانشجویان تاریخ میدانند که آذریها از نژاد آریایی و از قوم ماد هستند و اصولا ایران بدون آذربایجان(آثرپاتگان) معنی و مفهموم ندارد. از طرف دیگر فارسها چه کار دارند به استقلال آذریها؟ و …
4.تخریب چهره ایرانیان باستان بخصوص هخامنشیان که بسیار نفوذ فرهنگی و شخصیتی و حیثیتی در بین ایرانیان دارند
5. عدم دادن پستهای عالی به دیگر اقوام و سپردن پستهای عالی مملکتی به مشتی اراذل خود فروخته که یا تازی اند(سید) و یا بی هویت
6. جلوگیری از قدرت گرفتن پارسها با انواع روشها از جمله نابودسازی سازندگان اجتماعی و فرهنگی ارکان قدرت آنها در شیراز، همدان، کاشان و اصفهان.
7. جلوگیری از تکرار اتحاد بین دو قوم قدرمتند و بزرگ ایرانی یعنی پارسها و مادها(بخصوص آذریها) که مایه سقوط حکومتهای صدر اسلام شده بود .
تئوریسینهای حکومت اسلامی مایلند که همه جنایاتی که در حق اقوام ایرانی انجام میدهند به اسم فارسها انجام شوند در حالیکه کسانی که در سیستم قدرت جمهوری اسلامی مطالعه کرده اند، میدانند پارسها عملا مدتهاست که با کنارگزارده شدن جبهه ملی ایران و احزاب زیرمجموعه آن از جمله نهضت آزادی از قدرت، هیچ قدرتی در نظام اسلامی ندارند. اما هدف این است که سودای اتحاد ایرانیان بوسیله پارسها از بین برود.
در کنار اجرای بسیار طولانی مدت این پروژه که گهگاه اعتراضاتی بر می آنگیخت، در سال( 1384 )حميد شاهين پور پژوهشگر ايراني ، طرحی برای یافتن پیکر کوروش بزرگ(لینک خبر) ارایه داد که عبارت بود از یافتن جسد بوسیله ارسال فرکانس. در آنزمان این طرح با حمایت بسیاری از تاریخدانان و ایراندوستان مواجه شد، قرار بود این کار طی شش ماه آنجام شود، اما به یکباره وی و طرحش ناپدید شدند و هیچ خبری از ادامه کار نشد! پس از مدت کوتاهی که شاهین پور طرحش را مطبوعاتی کرده بود، ناگهان در دوره دولت محمود احمودی نژاد اعلام شد که کل آرامگاه مرمت خواهد شد(لینک خبر). امروز ما میتوانیم بدرستی بگوییم: این مرمت که بیشترین اعتراضات را برانگیخت(لینک خبر) تنها و تنها برای یافتن اثری از پیکر نماد ایران و نابودسازی آن بود.
**************************************************
ذکر خاطره ای از یکی از دوستانم شاید بد نباشد، هرچند درستی و نادرستی این خاطره را می توان از کارهایی که جمهوری اسلامی با آثار باستانی و مفاخر فرهنگی ایرانزمین کرده است، فهمید: از یکی از دوستان موثق( که اسمش غیر قابل ذکر است) شنیدم خامنه ای در جلسه ای با چند تن از مسئولین سازمان میراث فرهنگی می گوید : “آقا تصورش را بکنید اینها بیایند جسد این مردک مثلا ملی ایرانی را پیدا کنند، میدانید چه می شود؟ کرور کرور آدم میاید آنجا برای زیارت و مشاهده، این همه هزینه کردیم که اما رضا در این مملکت یک حالت مرکزیت و صاحب ملکی بیابد تا آینده بقای شیعه در این مملکت تضمین شود، یک شبه همه اش بر باد میرود، این از آن کارهایی است که به هیچ عنوان نباید بگزارید آنجام شود”
می گویند اصولا نمی توان کار فوری مفیدی کرد و سد هم در دوره ای 30 -40 ساله آرامگاه را نابود می کند و مشکلی نیست اما راه حل فوری ندارد.
خامنه ای جواب میدهد : ” خراب کنید مقبره این مردک را، اگر چیزی هست پیدا کنید بریزید دور”
می گویند این امکان ندارد مگر اینکه به اسم مرمت باشد که آن هم سر و صدا خواهد کرد.
در نهایت خامنه ای می گوید : ” با هر هزینه ای هست این کار را بکنید، گور پدر این ملی ها، هیچ غلطی نمی توانند بکنند، ما در اصفهان یک مجسمه فکسنی کاوه را برای اینکه دورش جمع نشوند و محفلی برای ملیها نباشد خراب کردیم(لینک)، حالا بیاییم جسد این مردک نمیدانم حقوق بشری را قبول کنیم؟!” *********************************************************
با این تفاسیر مرمت مقبره برای یافتن پیکر کوروش بزرگ آغاز میشود. پس از تخریبهای بسیار زیادی که در آرامگاه آنجام میشود(میتوانید برخی از تخریبها را اینجا ببینید)، ناگهان خبری منتشر می شود که در سقف مقبره استخوانهایی یافت شده است! مرمتگران صوری(همان جستجوگران بسیجی آرامگاه) فوری این خبر را تکذیب میکنند و پس از آنکه خبرگزاری مهر یکی از عکسهای استخوانها را منتشر میکند،مسئولین میراث فرهنگی نظام اسلامی می گویند که استخوان سگ بوده است(لینک خبر)!!!
انزمان پرسشهایی ازین دست مطرح شدند :
آیا درباره این استخوان مطالعاتی آنجام شده است؟ این استخوان الان کجاست؟ آیا این استخوان نمی توانسته فرضیه دفن کوروش بزرگ در سقف آرامگاه را تقویت یا حتی رد کند؟
من همانزمان با یکی از دوستانم که استاد باستانشناسی است تماس گرفتم، او بطور صریح جواب داد:
- 1. مرمت غیر اصولی بوده است
- 2. با توجه به عکسها و شکافتن عمدی برخی سنگها و نظیر آن در سقف، مرمتگران ادعایی، گویی به دنبال جستجوی چیز مشخصی بوده آند
- 3. چطور ممکن است در سقفی که از زمان دفن کوروش بزرگ تا بازگشایی آن در دوران جمهوری اسلامی به مدت بیش از 2500 سال هیچ منفذی وجود نداشته، جسد سگ یافت شود؟
- 4. انچه یافته آند به احتمال قوی و با تایید مستندات تاریخی در مورد قرار دادن جسد در سقف، متعلق به کوروش بزرگ بوده است
- 5. تاریخدانان و مرمتگران و باستانشناسان هیچ گونه اطلاعی از سرانجام استخوانها ندارند
می توانید مواردی دیگر از عکسهای تخریب را اینجا ببینید(لینک خبر)
اما قضیه استخوانهای یافت شده در هیاهویی که بازسازی یا بعبارتی تخریبسازی آرامگاه به پا کرده بود به فراموشی سپرده شد. تا اینکه امروز پس از مدتها خبر یافت شدن استخوانها کوروش بزرگ در سایتی نزدیک به نظام(لینک خبر) بطور ضمنی مورد تایید قرار گرفت.
من با توجه به شناختی که ازین رسانه ها دارم، کل خبر نه در جهت اطلاع رسانی بلکه در مورد محک زدن واکنش افکار عمومی نسبت به عملی است که نظام اسلامی در مورد جسد کوروش بزرگ مرتکب شده است. در مرحله بعد آنها بطور رسمی اعلام خواهند کرد که در اثر غفلت، جسد از بین رفته است و کارگر خاطی هم ملزم به بازگرداندن ریش تراش کوروش بزرگ خواهد شد!
دوستان عزیز مهمترین خبر باستانشناسی امروز ما، نه پیدا شدن ارتش کامبیز هخامنشی، بلکه سرانجام پیکر نماد ایرانیان است. من از همه درخواست دارم با جدیت و به هر طریق ممکن این موضوع را به گوش هر کس که میتوانند برسانند تا :
- 1. معلوم شود آیا جسد کوروش بزرگ را پیدا کرده آند یا نه؟
- 2. با آن چه کرده آند؟
- 3. ما در قبال این وحشیگری ضد انسانی، ضد ملی و ضد بشری چه عکس العملی باید نشان دهیم؟
براستی جمهوری اسلامی و تازیان دوران جدید(سیدها و آخوندها) با جسد پدر ایرانیان چه کرده آند؟
سالها پیش فرانسویها با یافتن بازمانده های جسد ناپلئون، در اوج شکوه و عظمت و در حالی که چند صد سال از زمان مرگش گذشته بود ، در میان اشکهای جمعیتی میلیونی و میهندوست،او را در خیابانهای پاریس تشییع کردند و در آرامگاهی شایسته به خاک سپردند. یونانیها با یافتن بخشی از سپاه کوچک خود که در نبرد با ایرانیان کشته شده بودند، آنانرا تشییع کرده و در مقبره ای باشکوه برای بازدید عموم جهانیان به خاک سپردند.
به هر ملتی که نگاه کنید چنین رویه ای را در پیش گرفته اند. چرا که هیچ چیز همچون هویت یا همان اصل و نصب، مایه شرف و عزت و افتخار ملتها نمیشود.
من دلم میخواست حکومتی ایرانی بر سر کار بود و اجساد آن سربازان وطن که در مصر یافت شده اند به ایران باز گردانده میشد، با استخراج دی ان ای رابطه آنان با ایرانیان کنونی و نسبت فامیلیشان مشخص میشد، سپس در یک تشییع جنازه باشکوه ، در آرامگاهی ابدی و شایسته شان به خاک می سپردیم. اما دریغ، دریغ که پدر آنان و ما را میدزدند و نابود می کنند، وای به حال سربازان پسرش و وای به حال ما نوادگانش!
ما برای پدران اینان(اما رضا و سایر امامزداه ها) که به آندازه یک دانه ارزن به ما سود نرسانده آند، مقبره های های با شکوه ساختیم و آنان حتی به مقبره ساده، بی ریا و باستانی پدر ما،پدر ایران و ایرانی رحم نمی کنند!
من از تمام کسانی که ادعای اسلام و شیعه دارند میپرسم: کدام قوم وحشی و کدام حیوان درنده ای را می شناسید که با ملتی چنین مهمان نواز و انساندوست چنین معامله ای بکند؟
ما برای رضا(یکی از اجداد تازیها و امام هشتم شیعه) که به اندازه یک دانه جو به ملت ما خدمت نکرده بود، بزرگترین و گرانترین بارگاه جهان را ساختیم و اینان به آرامگاه محقر پدر ما میتازند.
ما برای امامزادگانی که هیچ خیری به ملت رنج دیده مان نرسانده اند، مقبره ساخیتم و اینان استخوانهای پدر ما را میدزدند تا نابودش کنند!
من از تازی زادگان(سیدها) که ایرانی نیستند اما به هر جهت و به رسم میهمان نوازی آنها را پذیرفته ایم می پیرسم: اگر ما به جهت اینکه ایران، وطن ماست، ما صاحب ایرانیم و از نژاد ایرانی، برویم و گور امام رضا و امامزادگان را تخریب کنیم چه حالی پیدا می کنین؟ با اینکه هیچ حقی برای اعتراض ندارید زیراکه اینجا خاک ماست و شما تازی هستید و وطن شما تازستان(عربستان) است و باید خودتان به آنجا بازگردید و امامان و امام زادگان مدفونتان در ایران را هم ببرید و در آنجا دفن کنید.
چرا که شما نشان داده اید که لیاقت هموطن بودن با ایرانیان را ندارید.
اگر ما برویم و استخوانهای یکی از اجداد شما مثلا همین علی بن موسی الرضا را در بیاوریم و در سطل زباله بریزیم چه حالی به شما دست میدهد؟
همه این احساساتی که به شما دست میدهد در حالیست که اینجا وطن شما نیست و شما ایرانی نیستید و هیچ حقی نسبت به این آب و خاک ندارید. حالا میتوانید یک ذره از رنجی که یک ایرانی در اثر پستی و فرومایگی فامیلهایتان(مثلا خامنه ای و نوع حکومتش) بر ما می رود را درک کنید؟ هرگز ! اگر درک میکردید از غصه هلاک میشدید!
تازی زادگان! صاحب این خانه جم، فریدون، کاوه، ایرج،زرتشت و کوروش و سایر ایرانیان پاک نژاد و انساندوست بوده اند و هستند.
اینک ما وارثان آنانیم.این خانه نیاکان ایرانی، متعلق به علی بن موسی الرضا و هیچ تازی بی وجدان و بی اصل و نصب و ضد بشری نیست که شما خود را صاحاب خانه حساب کرده و حرمت خانه و صاحب آنرا زیر پا گزارده اید.
با این حال ما شما را و پدران فرومایه و فراریتان را پناه دادیم. اما شما مدتهاست که در سایه این رژیم ضد انسانی به صاحبان خانه که نیاکان مایند، تجاوز و تعدی و بی حرمتی می کنید؛ حال باید با شما و پدران فرومایه و بی مقداری که فرزندانی چون شما را تربیت نموده اند چه کرد؟
خدایا! خدای بزرگ! خدای دانا! به کجا پناه ببریم از دست امامان و فرزندانشان؟
این سرزمین ماست، کوروش بزرگ جزو پدران ماست، یعنی ملت ما حتی حق ندارد پدر خودش را دوست داشته باشد؟
ملت ما حق ندارد آرامگاه کوچک پدرش را بدون تخریب این تازیان بخواهد؟ خدایا!خدایا!
با اینان چه کنیم؟! ***************************************************************************************
1. شاهنشاهی نوع حکومتی پادشاهی است که در آن نوعی فدرالیسم اجرا می شده است و با پادشاهی متفاوت است
2. اصولا وقتی صحبت از تازیان و تازی (عرب) میشود چند بحث پیش می آید:
اول اینکه ما باید بدانیم تازی کیست و چه تازیانی مورد انتقاد ایرانیان هستند؟
در کل میتوان در ایران به سه گونهزیر اشاره کرد:
الف – تازیانی که در صدر اسلام و هزار و چهار صد و اندی سال پیش به ایران تجاوز کردند.اینان خود را سید(آقا) و ایرانیان را موالی(بنده و برده) می نامیدند.
توجه نمایید الان بسیاری تصور می کنند این عنوان سیدی که برخی یدک می کشند حتما به امامان شیعه میرسد.اصلا اینطور نیست و به تمام تازیان متجاوز به ایران از جمله فرزندان عمر و .. و هر سرباز متجاوزی سید گفته میشده است.اگر هر کسی که سیدی را یدک میکشد مانند تاریخدانی چون کسروی دانش و آگاهی داشت فی الفور سیدی را از نامش حذف میکرد.چرا که سیدی نشانی است ازینکه اجداد وی متجاوز بوده اند و به این مورد با عنوان سیدی افتخار میکرده اند.
اینان بخشی شان در ایران ساکن شدند و اکنون با عنوان سیدی در نقاط گوناگون ایران پراکنده شده اند.البته تعداد زیادی از این سیدها در طی صدها سال مبارزه استقلال طلبانه ایران، بخصوص قیلام ملی ابومسلم خراسانی(خراسانیها پارت هستند) از ایران فرار کردند. این نکته قابل ذکر است که تنها اندکی از این متجاوزان امروزه عنوان سید ندارند اما قبایلشلان و نقاط اسکان و پراکندگشیان در نقاط غصب شده کاملا در کتب تاریخی آمده است. این نکته قابل تامل است که اکثر بازمانده های تجاوز به ایران براحتی از همین طریق عنوان سیدی قابل شناسایی هستند.
ب- جنوبیهای ایرانی بخصوص خوزیها که پس از حمله تازیها عرب زبان شده اند.اینان از نژاد ایرانی و از قدیمیترین ساکنان ایرانند.
ج- تازیانی که قبل یا پس از حمله بصورت صلحجویانه و عادی و بدون جنگ و خونریزی به نقاطی از ایران کوچیده اند و اکنون ایرانی شده اند.اینان نیز ایرانی محسوب میشوند زیاکه در اثر اختلاط نژادی با ما آمیخته شده اند.جزیی از ما و پاره تن ایران هستند.
بنابر این منظور از تازی و تازی زاده کسانی هستند که نژاد تازی دارند و نه برادران و خواهران عرب زبان ما که از جان برای ما عزیزتر و محترمترند. همه میدانیم که از آنجا که تازیها نوشتن و خواندن به زبان ایرانی را ممنوع کرده بودند، پس از 200 سال اکثریت ایرانیان عرب زبان شدند، تا اینکه با تلاشهای ایراندوستان قسمت اعظم ایران دوباره زبان ایرانی را از سر گرفتند، اما نواحی جنوبی ایران عموما عرب زبان ماندند.
امروز بازمانده های تازیان یورش آورده به ایران، سیدها و نیز عربهای غیر ایرانی (که دشمن ایران و ایرانی باشند) هستند؛ من عرب زبان غیر ایرانی که عاشق ایران است و ملت ایران را دوست دارد ایرانی میدانم و معتقدم آنها ایرانی شده اند و مانند بقیه ایرانی نژادان هستند. البته حتما میدانید که اکثر این سیدها هم سید واقعی و از نسل تازیان صدر اسلام نیستند،آنها اکثرا از نژاد ایرانی اند اما در زمان صفویه برای بهره های مادی و سیاسی، به دروغ خود را سید نامیده اند و این اسم روی فامیلشان مانده است که مطمئنا در زمان احیای هویت ملی ایرانیان برایشان بسیار گران تمام خواهد شد.
احمد کسروی جزو کسانی بود که با اطلاع از قضایای صدر اسلام و صفویه، هم عنوان سید را از نامش حذف کرد و هم فامیلیش را به کسروی یعنی فرزند کسری تغییر داد تا نشان دهد ایرانی است و نه تازی زاده.
و این پیشنهادی بود که از روی دانش به سایر کسانی که عنوان سید را یدک می کشند، ارایه کرد.
تا ننگ تازی بودن، زنباره بودن، دزد بودن، دروغزنی، متجاوز بودن و وحشی بودن را از نامشان پاک کنند.
این طنز تاریخ است که زمانی تازیان متجاوز خود را سید نامیدند تا ایرانیان را تحقیر کنند اما در فردایی که بزودی خواهد آمد و ایرانیان به خونخواهی پدرانشان در صدر اسلام برخواهند خواست، فرزندان آن متجاوزان برای ایرانیان براحتی از این طریق قابل شناسایی هستند!
من بعدا در مورد تازیانی که به ایران حمله کرده اند و واکنش وظایف ما در قبال آن حمله مقاله مفصلی با جزییات و مستندات تاریخی خواهم نوشت.
اما این را اشاره کنم که مرام و منش و آیین نژاد ایرانی این است که کسی را ایرانی میدانند که یکی از خصوصیات زیر را داشته باشد:
1) نژاده باشد.از نژاد ایرانی باشد
2)غیر نژاده باشد اما مرام و منش ایرانی داشته باشد : هر غیر ایرانی که به ایران کوچ کند اما ملیت ایرانی اش بر نژاد قبل و دینش برتری داشته و عشق ایران و آیین و منش زندگانی ایرانیان را به هر چیز دیگری ارجحیت دهد
3) غیر نژاده باشد اما به مرور زمان با اختلاط نژادی ایرانی شود