ario222

آیا جمهوری اسلامی، پیکر پاک نماد ایران و اولین فرمانروای ندادهنده حقوق بشر، کوروش بزرگ هخامنشی را نابود کرده است ؟

In تاریخ و تمدن on 2009/11/11 at 19:39

آیا جمهوری اسلامی، پیکر پاک نماد ایران و اولین فرمانروای ندادهنده حقوق بشر، کوروش بزرگ هخامنشی را نابود کرده است ؟

نوشته : آریامن ایرانی

انتشار اخبار یک کشف تاریخی در مورد پیدا شدن بقایای ارتش گمشده کامبیز شاهنشاه(1) هخامنشی(لینک خبر) در صحرای مصر موجی از شادی در میان ایراندوستان برانگیخته است؛ زیرا که این کشف کمکی به بازخوانی و شناخت تاریخ چند هزارساله ایران است که با نابودسازی بسیاری از اسناد آن در یورش تازیان(منظور تازیهای عربستان است و نه عرب زبانان ایرانی)، از آن بیخبریم.

امروز آنقدر تحلیل و خبر در سایتهای مختلف داخلی و خارجی منتشر شده است که نمی خواهم سرتان را درد بیاورم، اما آنچه مورد توجه من قرار گرفت بخشی از خبری است که خبرگزاری تابناک در مورد این کشف زیر عنوان ” کشف بقایای اجساد 2500 ساله سربازان ایرانی در صحرای مصر + تصویری(لینک خبر)” منتشر کرده است: این خبرگزاری پس از شرح این رویداد چند نکته در مورد آثار باستانی میکند که دو بخش آن به لحاظ جسارت خبری، مورد توجه من قرار گرفت:

  1. 1. این خبرگزاری پس از سی سال یاوه گویی نظام و سرانش در مورد حجت دینی تازیان و محق بودن آنها در حمله به ایرانیان(منظور از تازی، عرب زبانان ایرانی نیستند،مراجعه کنید به پایین مقاله در مورد توضیح تازیان)، اذعان میکند که تازیان ایران را تا مرز نابودی پیش بردند و اگر کسانی همچون فردوسی بزرگ نبودند اینک حتی همین زبان نصفه و نیمه فارسی هم نبود : “فراموش نکنيم که تازيان بلافاصله پس از تسخير ايران به عنوان نخستين اقدام همه مورخان و هر آن که نسبت به گذشته پرشکوه ايران مطلع بود را از دم تيغ گذراندند تا ايرانيان از تاريخ خود بي خبر بمانند ولي بعد ها پس از دو قرن سکوت اجباري ، فردوسي بزرگ با شاهنامه اش پيشينه تاريخ مورد فراموشي قرار گرفته نياکانمان را زنده کرد….”

همچنین بخش بسیار تاثر برانگیز کشتار بزرگان ایرانی که در همه کتب معتبر تاریخی از جمله کتابهای تاریخ نگاران عرب با افتخار از آن یاد شده را با وجود آنکه جمهوری اسلامی 30 سال این مطلب را از کتب درسی و … حذف کرده بود صحه می گذارد.

جالب اینکه این بخش را پس از مدت کوتاهی از تحلیل خبری خود حذف کرد!!!…یعنی هنوز هم عده ای هستند که از جنایات تازیان در صدر اسلام حمایت می کنند.توجه کنید که حذف این عبارت از خبر تابناک بسیار دارای مفهموم عمیقی است:  در ساده ترین حالت یعنی ایرانیان، در رژیم شما کسانی هستند که از تجاوز به زنان و دختران ایرانی در صدر اسلام توسط سپاه تازیان مسلمان خوشحالند، یعنی کسانی در ایران و بین ما زندگی می کنند که از سر بریدن پدران ما و مناره ساختن از سران بریده آنان به وجد می آیند و شادند،… یعنی هنوز اهریمن صفتانی از نابودی ایران در آنزمان خوشحالند!

  1. 2. اما عجیب ترین خبری که مورد تایید ضمنی این خبرگزاری قرار گرفته ، یافتن پیکر کوروش بزرگ و نابودی آن توسط اوباشان بسیجی و سپاهی رژیم(سربازان گمنان امام زمان) است: “ بنا بر گزارش‌ها و عکس‌هاي ارسالي در هنگام بازسازی (!) مقبره کوروش بزرگ در سال گذشته که با صدمه به اين بناي ارزشمند همراه بود، استخوان‌هاي کشف شده در سقف بنا ـ که به احتمال قوي بخش‌هايي از جسد کوروش بزرگ بوده است ـ گفته می‌شود به وسيله مسئولان و کارگران مرمت کار در سطل زباله دور ريخته شده است!”

بحث مخفیگاه پیکر کوروش بزرگ مدتها محل بحث و جدل بوده است، تاریخدانان اذعان می کنند که ایرانیان پس از آنکه سوزاندن پیکرهای مومیایی شده بزرگان ایران توسط سپاه تازیان و بدستور عمر و علی در تیسفون را مشاهده کردند، تصمیم گرفتند سایر پیکرها در شهرهای تسخیر نشده را تا زمان ظهور سوشیانت مخفی کنند، یکی ازین پیکرها، جسد کوروش بزرگ بوده است(موضوع ظهور سوشیانت بحث مفصلی است، همینقدر اشاره میکنم که زرتشت که در کمترین تخمین تاریخدانان، حدود 3300 سال پیش یعنی 1900 سال پیش از حمله تازیان میزیست، وصیت میکند برای در امان ماندن پیکر پاکش از سوختن و هتک حرمت توسط مسلمین، آنرا مخفی کنند تا سوشیانت آرامگاهش را به جهانیان نشان دهد و حیثیت و خردباوری آیین او را احیا کند) : بسیاری بر این عقیده بودند که جسد کوروش بزرگ در سقف یا زیر پله های آرامگاه قرار داده شده است.

در طی سالیان متمادی، حکام تازی از ترس شباهت کوروش بزرگ و ذوالقرنین و سایر حاکمان به جهت تقدس کوروش بزرگ هرگز دست در آرامگاه نبرند، برخیشان میگفتند:” او در آنجا به آرامی و بی آزار آرمیده است، ما میدانیم او آنجاست پس نیازی به بازگشایی و ناآرام ساختن روحش نیست، اگر عاشق او هستیم ادامه دهنده راهش خواهیم بود، بگزاریم همانطور که خودش خواسته این چند قطعه سنگ و این آرامگاه بی ریا، دست نخورده باقی بماند”

آرامگاه بسیاری از بزرگان ایران در دوران نادرشاه افشار و رضا شاه پهلوی برای بازسازی گشوده شد اما باز هم دست به آرامگاه کوروش بزرگ نبردند.

چرا که کوروش بزرگ از همه جهانیان در مورد خودش، تنها یک خواسته داشته : ” پس از مرگ کالبدم را مومیایی نكنید و در طلا و زیور جات و یا مانند آن نپوشانید . زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ایران نهید تا ذره ذره های کالبدم خاك ایران را دربر گیرد.چه افتخاری برای انسان بالاتراز اینكه کالبدش در زمینی مانند ایران به خاک سپرده شود.

یا در عبارتی بسیار مختصر بر آرامگاهش : “اي رهگذر!من كوروش هستم.بر اين گور رشك مبر”

اما نخستین حمله در تمام تاریخ به شخصیت کوروش بزرگ در آغاز آنقلاب اسلامی توسط خلخالی صورت گرفت و با حمایت ولی فقیه تازی(سید روح الله خمینی) ادامه یافت، اما باز هم کسی جرئت اهانت به آرامگاه او را نیافت. می گویند سران نظام اسلامی برای از بین بردن نماد ایران، که جملگی ایراندوستان به منش و اخلاق و روش حکومتی او برای کوبیدن جمهوری اسلامی متوسل میشوند، چند راه را پیش روی دیدند:

  1. 1. نابود کردن آرامگاه در یک روز مذهبی بدون پیش زمینه و بطور ناگهانی توسط برخی افراطیون و اوباش شیعه
  2. 2. نابود کردن آرامگاه بوسیله ساخت سد
  3. 3. نابود کردن آرامگاه با بازسازی غیر اصولی
  4. 4. نابود کردن آرامگاه با زمینه سازی قبلی و بعنوان یکی از حرکات اسلامی رژیم در ضدیت با شاهان ایران

گزینه های 1 و 4 عملا غیر قابل اجرا تشخیص داده شد، موج نفرتی که نسبت به هتاکان شخصیت کوروش بزرگ ایجاد میشود، گواهی میداد رژیم با یک عدم مشروعیت ملی مواجه خواهد شد.

گزینه 2  یعنی ساخت سد به منظور نابوسازی تدریجی آرامگاه(لینک خبر) در طی دورانی چند ده ساله با تایید خامنه ای تازی(سید) در دستور کار گذاشته شد.این سد بعدها سیوند نامیده شد و شاید تنها سد منفور جهان باشد!

* در طی عملیات تخریب آثار باستانی، نهادهای ضد فرهنگی نظام شروع به گسترش ایرانی ستیزی و بطور خاص پارسی ستیزی نمودند، که این عملیاتشان دارای چند فاز اصلی است:

1. تحقیر و کوبیدن اقوام ایرانی به اسم فارسها

2.درگیر ساختن اقوام ایرانی با یکدیگر برای تفرقه

3.گسترش نفرت از پارسیان، با ساختن انجمنهای دروغین ضد پارسی که تئوریسینهای آنها همگی از اوباش رژِم اند. مثلا می گویند آذریها غیر ایرانی اند و برای استقلال باید تلاش کنند و مخالف استقلال آنان فارسها هستند، در حالیکه بی سوادترین دانشجویان تاریخ میدانند که آذریها از نژاد آریایی و از قوم ماد هستند و اصولا ایران بدون آذربایجان(آثرپاتگان) معنی و مفهموم ندارد. از طرف دیگر فارسها چه کار دارند به استقلال آذریها؟ و …

4.تخریب چهره ایرانیان باستان بخصوص هخامنشیان که بسیار نفوذ فرهنگی و شخصیتی و حیثیتی در بین ایرانیان دارند

5. عدم دادن پستهای عالی به دیگر اقوام و سپردن پستهای عالی مملکتی به مشتی اراذل خود فروخته  که یا تازی اند(سید) و یا بی هویت

6. جلوگیری از قدرت گرفتن پارسها با انواع روشها از جمله نابودسازی سازندگان اجتماعی و فرهنگی ارکان قدرت آنها در شیراز، همدان، کاشان و اصفهان.

7. جلوگیری از تکرار اتحاد بین دو قوم قدرمتند و بزرگ ایرانی یعنی پارسها و مادها(بخصوص آذریها) که مایه سقوط حکومتهای صدر اسلام شده بود .

تئوریسینهای حکومت اسلامی مایلند که همه جنایاتی که در حق اقوام ایرانی انجام میدهند به اسم فارسها انجام شوند در حالیکه کسانی که در سیستم قدرت جمهوری اسلامی مطالعه کرده اند، میدانند پارسها عملا مدتهاست که با کنارگزارده شدن جبهه ملی ایران و احزاب زیرمجموعه آن از جمله نهضت آزادی از قدرت، هیچ قدرتی در نظام اسلامی ندارند. اما هدف این است که سودای اتحاد ایرانیان بوسیله پارسها از بین برود.

در کنار اجرای بسیار طولانی مدت این پروژه که گهگاه اعتراضاتی بر می آنگیخت، در سال( 1384 )حميد شاهين پور پژوهشگر ايراني ، طرحی برای یافتن پیکر کوروش بزرگ(لینک خبر) ارایه داد که عبارت بود از یافتن جسد بوسیله ارسال فرکانس. در آنزمان این طرح با حمایت بسیاری از تاریخدانان و ایراندوستان مواجه شد، قرار بود این کار طی شش ماه آنجام شود، اما به یکباره وی و طرحش ناپدید شدند و هیچ خبری از ادامه کار نشد! پس از مدت کوتاهی که شاهین پور طرحش را مطبوعاتی کرده بود، ناگهان در دوره دولت محمود احمودی نژاد اعلام شد که کل آرامگاه مرمت خواهد شد(لینک خبر). امروز ما میتوانیم بدرستی بگوییم: این مرمت که بیشترین اعتراضات را برانگیخت(لینک خبر) تنها و تنها برای یافتن اثری از پیکر نماد ایران و نابودسازی آن بود.

**************************************************

ذکر خاطره ای از یکی از دوستانم شاید بد نباشد، هرچند درستی و نادرستی این خاطره را می توان از کارهایی که جمهوری اسلامی با آثار باستانی و مفاخر فرهنگی ایرانزمین کرده است، فهمید: از یکی از دوستان موثق( که اسمش غیر قابل ذکر است) شنیدم خامنه ای در جلسه ای با چند تن از مسئولین سازمان میراث فرهنگی می گوید : “آقا تصورش را بکنید اینها بیایند جسد این مردک مثلا ملی ایرانی را پیدا کنند، میدانید چه می شود؟ کرور کرور آدم میاید آنجا برای زیارت و مشاهده، این همه هزینه کردیم که اما رضا در این مملکت یک حالت مرکزیت و صاحب ملکی بیابد تا آینده بقای شیعه در این مملکت تضمین شود، یک شبه همه اش بر باد میرود، این از آن کارهایی است که به هیچ عنوان نباید بگزارید آنجام شود”

می گویند اصولا نمی توان کار فوری مفیدی کرد و سد هم در دوره ای 30 -40 ساله آرامگاه را نابود می کند و مشکلی نیست اما راه حل فوری ندارد.

خامنه ای جواب میدهد : ” خراب کنید مقبره این مردک را، اگر چیزی هست پیدا کنید بریزید دور”

می گویند این امکان ندارد مگر اینکه به اسم مرمت باشد که آن هم سر و صدا خواهد کرد.

در نهایت خامنه ای می گوید : ” با هر هزینه ای هست این کار را بکنید، گور پدر این ملی ها، هیچ غلطی نمی توانند بکنند، ما در اصفهان یک مجسمه فکسنی کاوه را برای اینکه دورش جمع نشوند و محفلی برای ملیها نباشد خراب کردیم(لینک)، حالا بیاییم جسد این مردک نمیدانم حقوق بشری را قبول کنیم؟!” *********************************************************

با این تفاسیر مرمت مقبره برای یافتن پیکر کوروش بزرگ آغاز میشود. پس از تخریبهای بسیار زیادی که در آرامگاه آنجام میشود(میتوانید برخی از تخریبها را اینجا ببینید)، ناگهان خبری منتشر می شود که در سقف مقبره استخوانهایی یافت شده است! مرمتگران صوری(همان جستجوگران بسیجی آرامگاه) فوری این خبر را تکذیب میکنند و پس از آنکه خبرگزاری مهر یکی از عکسهای استخوانها را منتشر میکند،مسئولین میراث فرهنگی نظام اسلامی می گویند که استخوان سگ بوده است(لینک خبر)!!!

انزمان پرسشهایی ازین دست مطرح شدند :

آیا درباره این استخوان مطالعاتی آنجام شده است؟ این استخوان الان کجاست؟ آیا این استخوان نمی توانسته فرضیه دفن کوروش بزرگ در سقف آرامگاه را تقویت یا حتی رد کند؟

من همانزمان با یکی از دوستانم که استاد باستانشناسی است تماس گرفتم، او بطور صریح جواب داد:

  1. 1. مرمت غیر اصولی بوده است
  2. 2. با توجه به عکسها و شکافتن عمدی برخی سنگها و نظیر آن در سقف، مرمتگران ادعایی، گویی به دنبال جستجوی چیز مشخصی بوده آند
  3. 3. چطور ممکن است در سقفی که از زمان دفن کوروش بزرگ تا بازگشایی آن در دوران جمهوری اسلامی به مدت بیش از 2500 سال هیچ منفذی وجود نداشته، جسد سگ یافت شود؟
  4. 4. انچه یافته آند به احتمال قوی و با تایید مستندات تاریخی در مورد قرار دادن جسد در سقف، متعلق به کوروش بزرگ بوده است
  5. 5. تاریخدانان و مرمتگران و باستانشناسان هیچ گونه اطلاعی از سرانجام استخوانها ندارند

می توانید مواردی دیگر از عکسهای تخریب را اینجا ببینید(لینک خبر)

اما قضیه استخوانهای یافت شده در هیاهویی که بازسازی یا بعبارتی تخریبسازی آرامگاه به پا کرده بود به فراموشی سپرده شد. تا اینکه امروز پس از مدتها خبر یافت شدن استخوانها کوروش بزرگ در سایتی نزدیک به نظام(لینک خبر) بطور ضمنی مورد تایید قرار گرفت.

من با توجه به شناختی که ازین رسانه ها دارم، کل خبر نه در جهت اطلاع رسانی بلکه در مورد محک زدن واکنش افکار عمومی نسبت به عملی است که نظام اسلامی در مورد جسد کوروش بزرگ مرتکب شده است. در مرحله بعد آنها بطور رسمی اعلام خواهند کرد که در اثر غفلت، جسد از بین رفته است و کارگر خاطی هم ملزم به بازگرداندن ریش تراش کوروش بزرگ خواهد شد!

دوستان عزیز مهمترین خبر باستانشناسی امروز ما، نه پیدا شدن ارتش کامبیز هخامنشی، بلکه سرانجام پیکر نماد ایرانیان است. من از همه درخواست دارم با جدیت و به هر طریق ممکن این موضوع را به گوش هر کس که میتوانند برسانند تا :

  1. 1. معلوم شود آیا جسد کوروش بزرگ را پیدا کرده آند یا نه؟
  2. 2. با آن چه کرده آند؟
  3. 3. ما در قبال این وحشیگری ضد انسانی، ضد ملی و ضد بشری چه عکس العملی باید نشان دهیم؟

براستی جمهوری اسلامی و تازیان دوران جدید(سیدها و آخوندها) با جسد پدر ایرانیان چه کرده آند؟

سالها پیش فرانسویها با یافتن بازمانده های جسد ناپلئون، در اوج شکوه و عظمت و در حالی که چند صد سال از زمان مرگش گذشته بود ، در میان اشکهای جمعیتی میلیونی و میهندوست،او را در خیابانهای پاریس تشییع کردند و در آرامگاهی شایسته به خاک سپردند. یونانیها با یافتن بخشی از سپاه کوچک خود که در نبرد با ایرانیان کشته شده بودند، آنانرا تشییع کرده و در مقبره ای باشکوه برای بازدید عموم جهانیان به خاک سپردند.

به هر ملتی که نگاه کنید چنین رویه ای را در پیش گرفته اند. چرا که هیچ چیز همچون هویت یا همان اصل و نصب، مایه شرف و عزت و افتخار ملتها نمیشود.

من دلم میخواست حکومتی ایرانی بر سر کار بود و اجساد آن سربازان وطن که در مصر یافت شده اند به ایران باز گردانده میشد، با استخراج دی ان ای رابطه آنان با ایرانیان کنونی و نسبت فامیلیشان مشخص میشد، سپس در یک تشییع جنازه باشکوه ، در آرامگاهی ابدی و شایسته شان به خاک می سپردیم. اما دریغ، دریغ که پدر آنان و ما را میدزدند و نابود می کنند، وای به حال سربازان پسرش و وای به حال ما نوادگانش!

ما برای پدران اینان(اما رضا و سایر امامزداه ها) که به آندازه یک دانه ارزن به ما سود نرسانده آند، مقبره های های با شکوه ساختیم و آنان حتی به مقبره ساده، بی ریا و باستانی پدر ما،پدر ایران و ایرانی رحم نمی کنند!

من از تمام کسانی که ادعای اسلام و شیعه دارند میپرسم: کدام قوم وحشی و کدام حیوان درنده ای را می شناسید که با ملتی چنین مهمان نواز و انساندوست چنین معامله ای بکند؟

ما برای رضا(یکی از اجداد تازیها و امام هشتم شیعه) که به اندازه یک دانه جو به ملت ما خدمت نکرده بود، بزرگترین و گرانترین بارگاه جهان را ساختیم و اینان به آرامگاه محقر پدر ما میتازند.

ما برای امامزادگانی که هیچ خیری به ملت رنج دیده مان نرسانده اند، مقبره ساخیتم و اینان استخوانهای پدر ما را میدزدند تا نابودش کنند!

من از تازی زادگان(سیدها) که ایرانی نیستند اما به هر جهت و به رسم میهمان نوازی آنها را پذیرفته ایم می پیرسم: اگر ما به جهت اینکه ایران، وطن ماست، ما صاحب ایرانیم و از نژاد ایرانی، برویم و گور امام رضا و امامزادگان را تخریب کنیم چه حالی پیدا می کنین؟ با اینکه هیچ حقی برای اعتراض ندارید زیراکه اینجا خاک ماست و شما تازی هستید و وطن شما تازستان(عربستان) است و باید خودتان به آنجا بازگردید و امامان و امام زادگان مدفونتان در ایران را هم ببرید و در آنجا دفن کنید.

چرا که شما نشان داده اید که لیاقت هموطن بودن با ایرانیان را ندارید.

اگر ما برویم و استخوانهای یکی از اجداد شما مثلا همین علی بن موسی الرضا را در بیاوریم و در سطل زباله بریزیم چه حالی به شما دست میدهد؟

همه این احساساتی که به شما دست میدهد در حالیست که اینجا وطن شما نیست و شما ایرانی نیستید و هیچ حقی نسبت به این آب و خاک ندارید. حالا میتوانید یک ذره از رنجی که یک ایرانی در اثر پستی و فرومایگی فامیلهایتان(مثلا خامنه ای و نوع حکومتش) بر ما می رود را درک کنید؟ هرگز ! اگر درک میکردید از غصه هلاک میشدید!

تازی زادگان! صاحب این خانه جم، فریدون، کاوه، ایرج،زرتشت و کوروش و سایر ایرانیان پاک نژاد و انساندوست بوده اند و هستند.

اینک ما وارثان آنانیم.این خانه نیاکان ایرانی، متعلق به علی بن موسی الرضا و هیچ تازی بی وجدان و بی اصل و نصب و ضد بشری نیست که شما خود را صاحاب خانه حساب کرده و حرمت خانه و صاحب آنرا زیر پا گزارده اید.

با این حال ما شما را و پدران فرومایه و فراریتان را پناه دادیم. اما شما مدتهاست که در سایه این رژیم ضد انسانی به صاحبان خانه که نیاکان مایند، تجاوز و تعدی و بی حرمتی می کنید؛ حال باید با شما و پدران فرومایه و بی مقداری که فرزندانی چون شما را تربیت نموده اند چه کرد؟

خدایا! خدای بزرگ! خدای دانا! به کجا پناه ببریم از دست امامان و فرزندانشان؟

این سرزمین ماست، کوروش بزرگ جزو پدران ماست، یعنی ملت ما حتی حق ندارد پدر خودش را دوست داشته باشد؟

ملت ما حق ندارد آرامگاه کوچک پدرش را بدون تخریب این تازیان بخواهد؟ خدایا!خدایا!

با اینان چه کنیم؟! ***************************************************************************************

1. شاهنشاهی نوع حکومتی پادشاهی است که در آن نوعی فدرالیسم اجرا می شده است و با پادشاهی متفاوت است

2. اصولا وقتی صحبت از تازیان و تازی (عرب) میشود چند بحث پیش می آید:

اول اینکه ما باید بدانیم تازی کیست و چه تازیانی مورد انتقاد ایرانیان هستند؟

در کل میتوان در ایران به سه گونهزیر اشاره کرد:

الف – تازیانی که در صدر اسلام و هزار و چهار صد و اندی سال پیش به ایران تجاوز کردند.اینان خود را سید(آقا) و ایرانیان را موالی(بنده و برده) می نامیدند.

توجه نمایید الان بسیاری تصور می کنند این عنوان سیدی که برخی یدک می کشند حتما به امامان شیعه میرسد.اصلا اینطور نیست و به تمام تازیان متجاوز به ایران از جمله فرزندان عمر و .. و هر سرباز متجاوزی سید گفته میشده است.اگر هر کسی که سیدی را یدک میکشد مانند تاریخدانی چون کسروی دانش و آگاهی داشت فی الفور سیدی را از نامش حذف میکرد.چرا که سیدی نشانی است ازینکه اجداد وی متجاوز بوده اند و به این مورد با عنوان سیدی افتخار میکرده اند.

اینان بخشی شان در ایران ساکن شدند و اکنون با عنوان سیدی در نقاط گوناگون ایران پراکنده شده اند.البته تعداد زیادی از این سیدها در طی صدها سال مبارزه استقلال طلبانه ایران، بخصوص قیلام ملی ابومسلم خراسانی(خراسانیها پارت هستند) از ایران فرار کردند. این نکته قابل ذکر است که تنها اندکی از این متجاوزان امروزه عنوان سید ندارند اما قبایلشلان و نقاط اسکان و پراکندگشیان در نقاط غصب شده کاملا در کتب تاریخی آمده است. این نکته قابل تامل است که اکثر بازمانده های تجاوز به ایران براحتی از همین طریق عنوان سیدی قابل شناسایی هستند.

ب- جنوبیهای ایرانی بخصوص خوزیها که پس از حمله تازیها عرب زبان شده اند.اینان از نژاد ایرانی و از قدیمیترین ساکنان ایرانند.

ج- تازیانی که قبل یا پس از حمله بصورت صلحجویانه و عادی و بدون جنگ و خونریزی به نقاطی از ایران کوچیده اند و اکنون ایرانی شده اند.اینان نیز ایرانی محسوب میشوند زیاکه در اثر اختلاط نژادی با ما آمیخته شده اند.جزیی از ما و پاره تن ایران هستند.

بنابر این منظور از تازی و تازی زاده کسانی هستند که نژاد تازی دارند و نه برادران و خواهران عرب زبان ما که از جان برای ما عزیزتر و محترمترند. همه میدانیم که از آنجا که تازیها نوشتن و خواندن به زبان ایرانی را ممنوع کرده بودند، پس از 200 سال اکثریت ایرانیان عرب زبان شدند، تا اینکه با تلاشهای ایراندوستان قسمت اعظم ایران دوباره زبان ایرانی را از سر گرفتند، اما نواحی جنوبی ایران عموما عرب زبان ماندند.

امروز بازمانده های تازیان یورش آورده به ایران، سیدها و نیز عربهای غیر ایرانی (که دشمن ایران و ایرانی باشند) هستند؛ من عرب زبان غیر ایرانی که عاشق ایران است و ملت ایران را دوست دارد ایرانی میدانم و معتقدم آنها ایرانی شده اند و مانند بقیه ایرانی نژادان هستند. البته حتما میدانید که اکثر این سیدها هم سید واقعی و از نسل تازیان صدر اسلام نیستند،آنها اکثرا از نژاد ایرانی اند اما در زمان صفویه برای بهره های مادی و سیاسی، به دروغ خود را سید نامیده اند و این اسم روی فامیلشان مانده است که مطمئنا در زمان احیای هویت ملی ایرانیان برایشان بسیار گران تمام خواهد شد.

احمد کسروی جزو کسانی بود که با اطلاع از قضایای صدر اسلام و صفویه، هم عنوان سید را از نامش حذف کرد و هم فامیلیش را به کسروی یعنی فرزند کسری تغییر داد تا نشان دهد ایرانی است و نه تازی زاده.

و این پیشنهادی بود که از روی دانش به سایر کسانی که عنوان سید را یدک می کشند، ارایه کرد.

تا ننگ تازی بودن، زنباره بودن، دزد بودن، دروغزنی، متجاوز بودن و وحشی بودن را از نامشان پاک کنند.

این طنز تاریخ است که زمانی تازیان متجاوز خود را سید نامیدند تا ایرانیان را تحقیر کنند اما در فردایی که بزودی خواهد آمد و ایرانیان به خونخواهی پدرانشان در صدر اسلام برخواهند خواست، فرزندان آن متجاوزان برای ایرانیان براحتی از این طریق قابل شناسایی  هستند!

من بعدا در مورد تازیانی که به ایران حمله کرده اند و واکنش وظایف ما در قبال آن حمله مقاله مفصلی با جزییات و مستندات تاریخی خواهم نوشت.

اما این را اشاره کنم که مرام و منش و آیین نژاد ایرانی این است که کسی را ایرانی میدانند که یکی از خصوصیات زیر را داشته باشد:

1) نژاده باشد.از نژاد ایرانی باشد

2)غیر نژاده باشد اما مرام و منش ایرانی داشته باشد : هر غیر ایرانی که به ایران کوچ کند اما ملیت ایرانی اش بر نژاد قبل و دینش برتری داشته و عشق ایران و آیین و منش زندگانی ایرانیان را به هر چیز دیگری ارجحیت دهد

3) غیر نژاده باشد اما به مرور زمان با اختلاط نژادی ایرانی شود

 

نامه به مسئولین بالاترین

In دیگر موضوعات on 2009/11/10 at 17:03
درود بر شما
من در بالاترین با نام کاربری
ario22
عضو هستم.
امروز که خواستم وارد شوم چنین پیامی را نمایش داد:
“حساب این کاربر در بالاترین بدلیل ارسال لینک در بخش نامناسب (فرهنگ و هنر) برای رسیدن به حد نصاب ( لینک مربوطه) تا 6 روز دیگر بسته است.”

لینک مورد اشاره با آدرس
http://balatarin.com/permlink/2009/11/8/1832317

و عنوان
“چرا نظام اسلامی دست، می برد و پا، اره می کند؟ آیات جنایی قرآن تنها جنبه دفاعی دارند؟”

هست.

حساب من رو مسدود کردید با این دلیل که این لینک در موضوع فرهنگ و هنر بوده.
عزیز دلم من فارغ التحصیل یکی از شاخه های علوم اجتماعی هستم
فکر می کنم به خوبی بدونم چه موضوعی فرهنگیه و چه موضوعی اجتماعی
اینکه یکی رومسئول بررسی لینکها کنین واون بطور غیر علمی و منطقی بیاد حساب افراد رو با نظر شخصی ببنده بسیار کار نادرستیه

دین هم موضوعی فرهنگیه و هم اجتماعی

اما بیشتر جامعه شناسان اونرو فرهنگ میدونن
چون دین زاییده فرهنگ یک جامعه هست

توضیحش بسیار مفصله

اما حتی اگر اون مسئول مربوطه این مسایل رو هم نمیدونست
اینقدر هوش و آی کیو باید داشته باشه که وقتی موضوعاتی مثل دین به چند حوزه مربوط میشن نباید بیاد و حساب اعضا رو ببنده

یکی میخواد میگزاره فرهنگ یکی اجتماع

مگر اینکه در قوانینتون اشاره کنین دین رو بگزارید در اجتماع که باز به نظر من کار اشتباهیه

در هر صورت به عنوان یک پژوهشگر دانشگاهی خیلی بهم برخورد وقتی دیدم در بالاترین که بسیار معروفه و باید حرفه ای عمل کنه
اینطوری شخصی و غیر علمی برخورد میشه

حالا هم چند پیشنهاد دارم

یکم اینکه
باید موضوعات زیر رو اضافه کنین
تاریخ-دین-اندیشه

دوم اینکه
موضوعات چند وجهی رو هرگز نباید مداخله کنین
این به شعور نویسنده نوعی توهین هست

عزیز دلم نباید سلیقه ای عمل کرد
این باعث افت حرفه ای گری سایت میشه

سوم اینکه
حساب اینجانب رو لطفا باز کنین
اگر نه بنویسین با چه منطقی اصرار دارین دین موضوعی غیر فرهنگیه!
بعید میدونم همچنین بیسوادی در بالاترین مسئولیت داشته باشه!

بعید میدونم تخصصی در این زمینه داشته باشین

حداقلش اینه که من خودم علوم اجتماعی خوندم

بیایم به تخصص همدیگه احترام بگزاریم

به امید اون روز

پیروز و سرفراز و خردورز باشید

آریامن ایرانی

آیات جنایی قرآن تنها جنبه دفاعی دارند!

In تاریخ اسلام on 2009/11/09 at 01:12

آیات جنایی قرآن تنها جنبه دفاعی دارند!

یکی از مطالبی که بسیاری از اسلامگرایان برای پنهان کردن چهره زشت و خشن اسلام، پس از شنیدن آیات جنایی قرآن که خیلی هایشان حتی باور نمیکنند این آیات در قرآن باشد، بیان میکنند، این است که این مطالب برای دوران جنگ آمده است، و جنبه دفاعی داشتند، اسلام کشتن مردم بیگناه را نمیپذیرد! همنچنین بسیاری از این افراد اظهار میکنند که محمد در تمام دوران حیاتش هرگز جنگی را شروع نکرد، بلکه تنها از خود و مسلمانان دفاع کرد.

قبل از خواندن این نوشتار توصیه میشود سوره توبه را یکبار همراه با معنی آن مطالعه کنید.

مسئله زبانشناسی و عکس العمل مسلمانان در مورد آیات جنایی قرآن

زبانشناسان معتقدند معنی هر جمله همان چیزی است که مخاطب آن جمله، در آن زمانیکه آن جمله را گفته یا نوشته است، در نظر داشته است، نه هیچ چیز دیگر. زیرا جمله در هنگام ساخته شدن برای مخاطب زمان خودش ساخته شده است و اگر قرار بوده است آن مخاطب جمله را به غلط دریابد، ایراد از سازنده جمله است. اگر قرار باشد جمله سازی به گونه ای جمله بسازد که مخاطبانش آنرا درک نکنند، کار بسیار بیهوده ای انجام داده است. و از آنجا که قرآن به نظر مسلمانان برخاسته از وحی الهی است و خداوند کار بیهوده انجام نمیدهد، هم روش فقهی و هم روش تاریخی برای بررسی اسلام این است که معانی آیات را از عکس العملی که اعراب و مسلمانان اولیه به این آیات نشان دادند دریابیم.

در جدول رخدادنگاری  (1) زیر میتوانید تاثیر آیات جنایی قرآن و عکس العمل مسلمانان نسبت به آنها را ببینید. از سال  623  تا  777  میلادی در طول  154  سال مسلمانان در بیش از  80  جنگ شرک کرده اند. یعنی بطور متوسط چیزی حدود یک جنگ در هر دو سال.

570  – تولد محمد در عربستان، در قبیله عربستان

577  – مادر محمد فوت میشود

580  – عبدلمطلب پدربزرگ محمد فوت میشود

583  – اولین مسافرت محمد به سوریه با اهداف تجارتی

595  – محمد با خدیجه ازدواج میکند

595  – مسافرت دوم به سوریه

598  – پسرش، قاسم بدنیا می آید

600  – دخترش زینب بدنیا می آید

603  – دخترش ام کلثوم بدنیا می آید

604  – دخترش رقیه بدنیا می آید

605  – حجر الاسود در کنار کعبه قرار میگیرد

605  – دخترش فاطمه بندیا می آید

610  – محمد در غار حرا جبرئیل را ملاقات میکند

613  – محمد ادعای پیامبری اش را بطور عمومی اعلام میکند

615  – مسلمانان توسط قریش مورد آزار قرار میگیرند

619  – با سوده و عایشه ازدواج میکند

620  – نمازهای پنجگانه اجباری میشوند

622  – محمد از مکه به مدینه مهاجرت میکند

623  – جنگ ودان

623  – جنگ صفوان

623  – جنگ ذوالعشير

624  – محمد و اطرافیانش آغاز به حملات پی در پی به کاروانهای تجارتی برای غارت ثروت آنها میکنند

624  – زکات اجباری میشود

624  – جنگ بدر

624  – جنگ بنی سلیم

624  – جنگ بنی قینقاع

624  – جنگ سویق

624  – جنگ بنی قطفان

624  – جنگ بحران

625  – جنگ احد

625  – جنگ حمراء الاسد

625  – جنگ بنی النضیر

625  – جنگ ذات الرقاع

626  – جنگ بدر الاخره

626  – جنگ دومه الجندل

626  – جنگ بنی المصطلق

627  – جنگ خندق

627  – جنگ بنی قریظه

627  – جنگ بنی لحیان

627  – جنگ غیبه

627  – جنگ خیبر

628  – محمد معاهده ای را با قریش امضا میکند

630  – محمد مکه را فتح میکند

630  – جنگ حنین.

630  – جنگ تبوک

632  – محمد میمیرد.

632  – ابوبکر، پدرزن محمد، و عمر حرکتی نظامی را آغاز میکنند تا اسلام را در عربستان تحمیل کنند

633  – جنگ در عمان

633  – جنگ حضرموت.

633  – جنگ کازیما

633  – جنگ ولاجه

633  – جنگ اولیس

633  – جنگ عنبر

634  – جنگ بصره,

634  – جنگ دمشق

634  – جنگ اجنادین.

634  – مرگ ابوبکر و به خلافت رسیدن عمر

634  – جنگ نمارق

634  – جنگ سقطیه.

635  – جنگ جسر.

635  – جنگ بویب.

635  – فتح دمشق.

635  – جنگ فحل.

636  – جنگ یرموک.

636  – جنگ قادسیه.

636  – فتح مدائن.

637  – جنگ جلولاء.

638  – جنگ یرموک.

638  – مسلمانان رومی ها را شکست میدهند و وارد جارالسلام میشوند

638  – فتح جزیره.

639  – فتح خوزستان و حرکت به سوی مصر.

641  – جنگ نهاوند

642  – جنگ ری در ایران

643  – فتح آذربایجان

644  – فتح فارس

644  – فتح خاران.

644  – عمر کشته میشود، عثمان خلیفه میشود

647  – فتح جزایر قبرس

644  – عمر کشته میشود و عثمان جانشین او میشود.

648  – حمله به بیزانسی ها

651  – جنگ دریایی علیه بیزانسی ها

654  – اسلام در شمال افریقا پخش میشود

656  – عثمان کشته میشود، علی خلیفه میگردد

658  – جنگ نهران.

659  – فتح مصر

661  – علی کشته میشود.

662  – مصر به دست اسلامگرایان می افتد.

666  – مسلمانان به سیسیل ایتالیا حمله میکنند

677  – محاصره قسطنطنیه

687  – جنگ کوفه

691  – جنگ دیر الجلیغ

700  – حملات نظامی به شمال افریقا انجام میگیرد

702  – جنگ دیر الجمیرا

711  – مسلمانان به جبل الطارق حمله میکنند

711  – فتح اسپانیا

713  – فتح ملتان (منطقه ای در پاکستان)

716  – حمله به قسطنطنیه

732  – جنگ در فرانسه.

740  – جنگ نوبلز.

741  – جنگ بگدورا در شمال افریقا

744  – جنگ عین الجر

746  – جنگ روپار ثوثا

748  – جنگ ری.

749  – جنگ اصفهان

749  – جنگ نهاوند

750  – جنگ زب

772  – جنگ حنبی در شمال افریقا

777  – جنگ ساراگوسا در اسپانیا

حال از روی این اصل زبانشناسی میتوان فهمید که آیا اسلامگرایان در مورد دفاعی بودن این آیات دچار خطا میشوند یا نه؟ بهانه حمله مسلمانان صدر اسلام به کشورهای متعدد بیگانه که در زمان عمر با تایید و حتی شرکت امامان شیعه شروع شد چه چیز غیر از گسترش اسلام و همین آیات جنایی قرآن بوده است؟ آیا چنین دینی میتواند دین صلح آمیز و انسانگرایی باشد؟ هرگز!

آشکار است که حمله مسلمانان به کشورهای متعددی که در جغرافیای امروز جهانی هرکدام کشورهای مستقلی هستند به هیچ عنوان نمیتوانسته است حالتی دفاعی داشته باشد. اما ممکن است اسلامگرایان ادعا کنند که جنگهای پیغمبر تماماً دفاعی بوده اند. بررسی اجمالی این دروغ بزرگ و انکار تاریخ مسلم اسلام را میتوانید در نوشتاری با فرنام “جنگهای پیغمر- بخش دوم مناظره آیت الله منتظری با دکتر علی سینا.” مطالعه کنید. همچنین مطالعه نوشتارهای مربوط به قبایل یهودی و آنچه پیامبر اسلام بر سر یهودیان مدینه آورد را در بخش قتل عام یهودیان مدینه برای برطرف شدن کامل این شبهه توصیه میشود.

مسئله ناسخ و منسوخ و منسوخ شدن آیات مسالمت آمیز در مورد ناباوران

برای پرداختن به این مسئله باید قضیه ای با فرنام ناسخ و منسوخ را اندکی بررسی کنیم. همانطور که میدانیم محمد برای برداشتن مشکلات از سر راه خود آیات قرآنی را بصورت تدریجی می آورد. و بنا به میل خود و شرایط روز آیات قرآنی جدیدی را معرفی میکرد، بعنوان مثال وقتی در مورد اسیران جنگی پس از جنگ بدر توسط مسمانان اختلافی پیش آمده بود که آیا باید اسیر را در جنگ کشت یا اینکه با پرداخت فدیه آنها را آزاد کرد، پیامبر اسلام با زیرکی آیه  67  سوره انفال را میسازد،

مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ.

برای هیچ پیامبری نسزد که اسیران داشته باشد تا که در روی زمین کشتار بسیار کند. شما متاع این جهانی را میخواهید و خدا آخرت را میخواهد. و او پیروزمند و حکیم است.

به همین دلیل که محمد قبل از تولید بخشی از آیات تازینامه، پردازش و تعقل چندانی نمیکرد، در قرآن دستورات متناقضی پیش می آمد، مثلا جایی میگفت فلان کار را بکنید و جای دیگر میگفت آنکار را دیگر نکنید. یا مثلا آیات مضحکی تولید میکرد و بعدا پشیمان میشد و میخواست که آنها را باطل کند، مثلا محمد در پی کسب امتیازات جنسی ويژه ای برای خود در سوره احزاب آیه  50  میگوید:

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُّؤْمِنَةً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَن يَسْتَنكِحَهَا خَالِصَةً لَّكَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا.

ای پیامبر، ما زنانی را که مهرشان را داده ای و آنان را که بعنوان غنایم جنگی که خدا به تو ارزانی داشته است مالک شده ای و دختر عموها و دختر عمه ها و دختر داییها و دختر خاله های تو را که با تو مهاجرت کرده اند بر تو حلال کردیم؛ و نیز زن مومنی را که خود را به پیامبر بخشیده باشد، هرگاه پیامبر بخواهد او را به زنی گیرد. این حکم ويژه توست نه دیگر مومنان. ما میدانیم درباره زنانشان و کنیزانشان چه حکمی کرده ایم، تا برای تو مشکلی پیش نیاید. و خدا آمرزنده و مهربان است.

همچنین در آیه  51  همان سوره (احزاب) میگوید:

تُرْجِي مَن تَشَاء مِنْهُنَّ وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَن تَشَاء وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكَ ذَلِكَ أَدْنَى أَن تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَلَا يَحْزَنَّ وَيَرْضَيْنَ بِمَا آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمًا.

از زنان خود هر که را که خواهی به نوبت موخر دار و هرکه را میخواهی با خود نگه دار، و اگر از آنها که دور داشته ای یکی را بطلبی بر تو گناهی نیست. در این گزینش و اختیار باید که شادمان باشند و غمگین نشوند و از آنچه همگیشان را ارزانی میداری باید که خشنود گردند و خدا میداند که در دلهای شما چیست. و خداست که دانا و بردبار است.

وقتی محمد با اعتراض زنانش و احتمالا طرفدارانش در مورد این آیات عجیب غریب که نشان از زیاده خواهی های جنسی محمد دارد روبرو میشود، از روی ناچاری مجبور میشود که این امتیازات را از خود سلب کند، این است که آیه  52  سوره احزاب را میسازد:

لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاء مِن بَعْدُ وَلَا أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَّقِيبًا.

بعد از این زنان، هیچ زنی بر تو حلال نیست و نیز زنی به جای ایشان اختیار کردن، هر چند تو را از زیبایی او خوش آید؛ مگر آنچه به غنیمت به دست تو افتد. و خدا مراقب هر چیزی است..

برای پوشش این نوع تضادهای قرآن و اینکه چرا بعضی از آیات قرآنی ضد دیگر آیات قرآن هستند، پیامبر اسلام قضیه ناسخ و منسوخ را معرفی کرد؛ به آیاتی که باطل شده اند منسوخ و به آیاتی که باطل میکنند ناسخ میگویند. در واقع برای پوشاندن این تناقضات محمد تلاش کرد این مفهوم را جای بیاندازد تا جلوی مخالفت هارا بگیرد، وقتی که محمد با اعتراضات در مورد اینکه چرا حرف خدا باید تناقض داشته باشد و این ناسخ و منسوخ دیگر چه صیغه ای است، آیه  106  سوره بقره  (ماده گوساله) را می آورد:

مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ.

هیچ آیه ای را منسوخ یا ترک نمیکنیم مگر آنکه بهتر از آن یا همانند آن را می آوریم. آیا نمیدانی که خدا بر هر کاری تواناست؟.

این است که در قرآن هرگاه تضادی بین دستورات وجود داشته باشد، آن دستورات را با توجه به قاعده ناسخ و منسوخ باید بررسی کرد، و این امر کاملا منطقی است، در همه جا آخرین دستور معمولا دستوریست که باید اجرا شود، نه دستورهای قدیمی.

حال با روشن شدن قضیه ناسخ و منسوخ که عالمان دینی بحث های بسیار مفصلی در این مورد دارند، میتوان به بررسی آیات تازینامه در قبال برخورد با کافران و مشرکان و منافقین پرداخت.

همانطور که میدانیم، سوره های تازینامه به دو دسته مدنی و مکی تقسیم میشوند، محمد در مکه تنها مردم را به نیکی دعوت میکرد و حتی قوانین و شریعت مشخصی را مدعی نشده بود. رفتاری که محمد در قبال مخالفان در این دوران پیش گرفته بود را میتوان از آیات زیر یافت:

انعام  از سوره های مکی  108:

وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ.

چیزهایی را که آنان به جای الله میخوانند، دشنام مدهید که آنان نیز بی هیچ دانشی، از روی کینه توزی به الله دشنام دهند. اینچنین عمل هر قومی را در چشمشان آراسته ایم. پس بازگشت همگان به پروردگارشان است و او همه را از کارهایی که کرده اند آگاه می سازد.

سوره مزمل  از سوره های مکی  آیات  10  تا  12:

وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِيلًا؛وَذَرْنِي وَالْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلًا؛إِنَّ لَدَيْنَا أَنكَالًا وَجَحِيمًا.

بر آنچه میگویند صبر کن و به وجهی پسندیده از ایشان دوری جوی، تکذیب کنندگاه صاحب نعمت را به من واگذار و اندکی مهلتشان ده، نزد ماست بندهای گران و دوزخ.

سوره مومنون از سوره های مکی آیه  96:

ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَصِفُونَ.

سخن بد آنان را به هرچه نیکوترت می آ ید پاسخ گوی. ما به سخن آنان آگاه تر هستیم.

اما بعد از فرار محمد از مکه به مدینه، در رفتار محمد تغییر شگرفی حاصل میشود، محمد دیگر از تحمل و احترام و همزیستی دم نمیزند، محمد از جنگ و جهاد و کشتن و آواره کردن سخن میگوید، تغییر رفتار محمد از مکه به مدینه در نوشته ای بافرنام بررسی سوره های مكی ومدني از مدافع حقوق انساني  با دقت بالاتری انجام گرفته است. دلیل این تغییر رفتار محمد در قبال کافران و مشکران و مخالفانش چه بود؟

منطقی ترین دلیل، که علی دشتی نیز در کتاب  23  سال به آن به خوبی اشاره میکند وضعیت اقتصادی محمد و یارانش مهاجرش است. محمد و مهاجرین در مکه صاحب ملک و کار و یا تجارت بودند اما در مدینه هیچ ثروت و کاری نداشتند و زندگی سختی را میگذراندند، زندگی در کنار انصار که متملک بودند و کار و زندگی و خانوانده داشتند برای مسلمانانی که باید خود را برای جنگ با مشکرین مکه آماده میکردند بسیار دشوار بود، از این رو محمد نیاز به انجام اموری داشت که بتواند ثروت باد آورده ای را برای مسلمانان مهاجر دست و پا کند، محمد دو کار مهم را در این باب انجام داد.

1) غزوه، غزوه یعنی حمله به کاروان، محمد به شغل شریف حمله به کاروان  و دزدی و غارت اموال آنها و به اسارت کشیدن زنان و فرزندان آنان با عنوانین برده و کنیز پرداخت، و جنگ بدر اولی اینگونه آغاز شد که پیامبر اسلام به کاروان تجاری ابوجهل که از شام به مکه میرفت حمله کرد و آنرا غارت کرد. برای اطلاعات دقیق تر در مورد غزوات محمد به نوشتاری با فرنام “غزوه چگونه جنگي بود و به چه كسي شهيد مي گفتند؟” و همچنین “جنگهای پیغمر- بخش دوم مناظره آیت الله منتظری با دکتر علی سینا.” مراجعه کنید.

2) در یثرب سه قبیله یهودی وجود داشتند که پیامبر اسلام هر  3  این قبایل را به بهانه هایی یا قتل عام کرد یا آنها را مجبور کرد پراکنده شوند و مهاجرت کنند و اموال آنان را به غارت برد، قبیله بنی قریظه را که قتل عام کرد و  800  نفر یهودی را در یک روز سر برید (شرح کامل را در نوشته ای با فرنام “بر سر بنی غریظه واقعا چه آمد؟” بخوانید)، رئیس قبیله بنی نضیر را ترور کرد (ماجرای کامل را در نوشته ای با فرنام محمد اولین تروریست اسلامی، ترور کعب بن الاشرف از دانشمندان یهودی توسط محمد از تاریخ طبری بخوانید ) و بعد آنها را محاصره کرد و دستور داد نخلستانشان را آتش بزنند، بنی نضیر اعتراض کردند که تو خود را آدم خیر خواهی میخوانی پس چرا نخلستانهای مارا آتش زدی؟ وی محمد آیه  3، 4  و  5  سوره حشر را تولید کرد:

وَلَوْلَا أَن كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْجَلَاء لَعَذَّبَهُمْ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابُ النَّارِ؛ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَمَن يُشَاقِّ اللَّهَ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ؛ مَا قَطَعْتُم مِّن لِّينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ.

اگر بر آنها ترک دیار نوشته نشده بود در این جهان دچار عذاب میشدند، و در آن جهان هم در آتشند. اگر شما نخلی را قطع کنید یا آنرا سر پای نگاه دارید خداوند شما را مخیر میکند ولی قطع آن برای مجازات فاسقین است.

بنی نضیر پس از  20  روز تسلیم محاصره شدند و به واسطه شفاعت بعضی از سران خزرج بنا شد سالم از مدینه شوند، اما تمام ثروت و دارایی آنها توسط پیامبر اسلام غارت شد. شرح کامل ماجرای بنی قریظه را در نوشتاری با فرنام “حمله به بنی نضیر” بخوانید.  قبیله سوم یهودی ای که پیامبر اسلام غارت کرد قبیله بنی قینقاع بودند که پیامبر اسلام به بهانه هایی آنها را مجبور کرد تا از یثرب کوچ کنند و جز اثاث و اشیاء منقول خود، که قابل حمل باشند چیزی با خود نبرند، و ثروت آنان نیز به پیامبر و دار و دسته اش رسید، شرح کامل ماجرای بنی قینقاع را در نوشتاری با فرنام “حمله به بنی قینقاع” بخوانید.

با در نظر داشتن این دو مقدمه اکنون آسانتر میتوان به ادعای مسلمانان در مورد دفاعی بودن آیات جنایی تازینامه پرداخت. آیات جنایی تازینامه بدون استثناء همگی از آیات مدنی هستند. این آیات در واقع آیات مکی در مورد رفتار نیک با مخالفان اسلام را نسخ میکنند، سوره توبه آخرین سوره ای است که پیامبر اسلام تولید کرد  (3). در هنگام نزول سوره توبه مسلمانان در جنگ نبودند و سوره توبه آخرین دستور العملی است که در قرآن برای مسلمانان برای روش برخورد آنان با غیر مسلمانان، پس از اسلام وجود دارد، زیرا هیچ سوره دیگری بعد از آن وجود ندارد که بخواهد مفاهیم آنرا منسوخ کند! سوره توبه از خشن ترین سوره های تازینامه نیز محسوب میشود تاجایی که محمد از فرط خشم حتی آنرا با بسم الله الرحمن  الرحیم آغاز نکرده است. امام علی گفته است بسم الله الرحمن الرحیم با خود رحمت می آورد، این درحالی است که این سوره با آیه شمشیر نازل شده است  (9)، به این سوره، سوره برائت به معنی بیزاری نیز میگویند، محمد در این سوره استراتژی اصلی و ابدی رفتار مسلمانان با نا مسلمانان را بیان میکند،  هیچ کجای آن از جنگ صحبت نمیشود! یعنی اینها مربوط به شرایط جنگی نیستند بلکه مسلمانان در شرایط عادی نیز باید آنها را رعایت کنند!

به عقیده بزرگترین مفسران قرآن همچون ابن کثیر با نازل شدن سوره توبه تمامی پیمانهای صلح و معاهده ها بین مسلمانان و نامسلمانان منسوخ شدند و دیگر هیچ غیر مسلمانی در امان نبوده است  (7). تفسیر جلالین نوشته است این سوره امنیت کفار را با شمشیر از میان برداشت  (8). المودودی گفته است  (10) سوره توبه بعد از ماجرای صلح حدیبیه سروده شد. نتیجه سروده شدن این سوره یکی زیر پا گذاشتن معاهده صلح حدیبیه و دیگری حمله به تبوک و تصرف آن بود. مودودی شرح میدهد که سوره توبه در مورد چهار مسئله نازل شده است.

1-  تمام عربستان را به یک دارالاسلام کامل تبدیل کند. برای این منظور آشکارا اعلام میکند که تمامی عهدنامه ها و پیمانها بین مسلمانها و مشرکین باطل هستند و هیچ تعهدی میان مسلمین و مشرکین بعد از پایان آمدن چهار ماه نیست (آیات  1  تا  3)، اینکار برای نابودی شرک ضروری بود تا اینکه مبادا تهدیدی برای اسلام باشد. (آیات  12  تا  18) کعبه را منحصر به مسلمانان میکند و انجام تمامی مراسم مشرکین در آنرا ممنوع میکند. مشرکین حتی نباید به کعبه نزدیک بشوند (آیه  28).

2-  نفوذ اسلام را در کشورهای همسایه گسترش دهد. (آیه  29) برای اینکه مسلمانان بتوانند نفوذ اسلام را در کشورهای همسایه افزایش دهند، به آنها اجازه داده شد تا جهاد کنند و با شمشیر به همسایگان حمله کنند تا این همسایگان سلطنت اسلام را قبول کنند، از آنجا که روم و ایران همسایگان پر قدرت آنها بودند، درگیری بین مسلمانان و آنان امتناع ناپذیر بود. هدف جهاد این نبود که آنها را مجبور به پذیرش اسلام شوند، بلکه این بود که آنها مردم خود را مجبور از رها کردن اسلام نکنند و جلوی مردم و نسلهای بعدیشان را از گرویدن به اسلام نگیرند. آنها میتوانستند عقاید دینی خود را تا هنگامی که جزیه میپردازند برای خود حفظ کنند.

3-  منافقین نافرمانبردار را نابود کند. از آنجا که دیگر تهدیدی از خارج مسلمانان را تهدید نمیکرد، مسلمانان میتوانستند منافقین را که در میان خودشان بودند نابود کنند (آیه  73) پیامبر خانه سوالیم را که مکان تجمع و مشورت منافقان بود را آتش زد.

4-  مسلمانان را برای جهاد علیه جهان غیر مسلمان آماده کند. (آیات  81  تا  96) لازم بود تا تقویت ایمان در میان مسلمانان شکل بگیرد زیرا اسلام قرار بود چهره ای جهانی به خود بگیرد و در درگیری میان کفر و اسلام خطرناکترین چیز کم ایمانی مسلمانان بود. بنابر این آیات هرکس حاضر نباشد از جان، زمان، مال و نیروی خود در راه اسلام بگذرد، در ایمان خود ناخالص است و مسلمانان باید در راه اسلام جهاد کنند و الا در ایمان آنها باید شک کرد.

حال با در نظر گرفتن این جزئیات در مورد سوره توبه، باید به آیات آن پرداخت، شاید مهمترین آیه سوره توبه، آیه پنجم آن باشد، که معروف به آیه شمشیر یا “آية السيف” است.

سورهُ توبه آیه  5

فَإِذَا انسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ فَخَلُّ;واْ سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ.

پس چون ماههاي حرام به سر آمد  آنگاه مشركان را هر جا يافتيد به قتل رسانيد. و آنها را دستگير و محاصره كنيد . و هر سو در كمين آنها باشيد. چنانچه توبه كردند و نماز به پاي داشتند و زكات دادند پس از آنها دست بداريد. كه خدا آمرزنده و مهربان است.    ترجمه ها، تفاسير و شان نزول

آیا در این آیه کلمه ای میبینید که بتوان از آن دریافت که این آیات تنها مربوط به شرایط جنگی هستند؟ پیامبر اسلام در مورد جنگ این آیه را مطرح نکرده است. بزرگترین مفسرین قرآن معتقدند آیه پنجم سوره توبه ناسخ حدود  124  آیه قبلی است که در مورد سازش و بردباری در مقابل کافران آمده است  (4) یعنی این آیه تمام آنچه در مورد مدارا با نامسلمانان پیش از سروده شدن این آین در قرآن آمده است را کاملا نسخ میکند. این آیه به روشنی میگوید که مسلمانان باید بعد از چهارماه مشرکین را هرکجا که یافته میشوند به قتل برسانند. چگونه این آیه میتواند دفاعی باشد؟ آیا مسلمانان برای دفاع  از خود باید چهار ماه صبر کنند؟ آشکار است که این آیه متجاوزانه است و دفاعی در کار نیست، همین آیه برای اثبات دروغ بودن ادعای اسلامگرایان برای دفاعی بودن آیات جنایی قرآن کافی است.

علامه طباطباعی در المیزان پیرامون این آیه افاضه کرده اند:

“جمله فاقتلو المشرکین حیث وجدتموهم نشاندهنده براعت و بیزاری از مشرکین است و میخواهد احترام را از جانهای کفار برداشته و خونهایشان را هدر سازد و بفرماید: بعد از تمام شدن آن مهلت دیگر مانعی نیست از اینکه آنان را بکشید نه حرمت حرم و نه احترام ماههای حرام، بلکه هروقت و هرکجا که آنان را دیدید، باید به قتلش75;ن برسایند…..تشریع این حکم بر این بوده که کفار را در معرض فنا و انقراض قرار داده و به تدریج صفحه زمین را از لوث وجودشان پاک کند، و مردم را از خطرهای معاشرت و مخالطت با آنها نجات دهد…اگر به آنان كسى دست يافت و توانست ايشان را بكشد بايد كشته شوند، و اگر نشد دستگير شوند و اگر اين هم نشد در همان جايگاههايشان محاصره شوند و نتوانند بيرون آيند و با مردم آميزش و مخالطه كنند، و اگر معلوم نشد در كجا پنهان شده اند، در هر جا كه احتمال رود كمين بگذارد تا بدين وسيله دستگيرشان نموده يا به قتلشان فرمان دهد و يا اسيرشان كند.”  (5)

شایان ذکر است که پاک کردن تدریجی زمین از وجود یک جمعیت دقیقاً معنی کلمه “نسل کشی” است، آشکار است که این علامه نیز همچون ما به انسان ستیز بودن دین اسلام اعتراف میکند. آیت الله روح الله خمینی در یکی از سخنرانیهای خود میفرمایند “اسلام در عین حالی که یک مکتب تربیت است، لکن آنروزی که فهمید قابل تربیت نیست، 700  نفرشان را در یکجا در یهود بنی قریظه را میکشند، گردن میزنند به امر رسول الله” (6) آیا شما نیز از میزان دفاعی بودن و صلح آمیز بودن این آیات در کلام متخصصان و بزرگترین عالمان اسلام در تحیر هستید؟ اگر هنوز با ماجرای نسل کشی وحشتناک یهودیان ساکن یثرب توسط پیامبر اسلام آشنایی ندارید حتماً بخش نسل کشی یهودیان مدینه به دست پیامبر اسلام را مطالعه کنید. آیت الله خمینی به درستی جنایات انجام شده در جمهوری اسلامی را با جنایت پیامبر قتل عامگر اسلام مقایسه میکند.

همانگونه که مودودی و اسلامشناسان سرشناس دیگر اعلام داشته اند، بخش پایانی آیات سوره توبه مربوط به کشورگشایی های اسلامی میشود. در این آیه نیز به مسلمانان دستور داده میشود تا به کشورهای همسایه خود حمله کنند و اسلام را به آنجا نیز ببرند. البته محمد به اندازه کافی به حیات ننگین خود ادامه نداد اما اطرافیان او بعد از مرگ مشکوک او، راه او را ادامه دادند و به کشورهای همسایه حمله کردند و مردان را ک;شته زنان و کودکانشان را به اسارت کشیدند، برای اسناد تاریخی این حملات مرگبار به بخش  مختصری از مقاومتهای مردم ایران در مقابل اعراب مسلمان مراجعه کنید. حملات مسلمانان به کشورهای دیگر همانطور که در جدول رخدادنگاری ابتدای این نوشتار آمده است تا به اروپا کشیده شد، و اگر جنگهای صلیبی رخ نمیداد و مسیحیان مسلمانان را از کشورهایشان بیرون نمیریختند، اسلام همانگونه که خاور میانه را به گند کشید، ممکن بود اروپا و در نتیجه تمام جهان را نیز به گند بکشد. باید از صلیبیون بخاطر خدمتی که به بشریت کردند سپاسگزار بود.

سوره توبه آیه  123

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ الْكُفَّارِ وَلِيَجِدُواْ فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ.

ای کسانیکه ایمان آورده اید، با کافرانی که در اطراف شمایند بجنگید! تا در شما درشتی و شدت را بیابند. و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است!   ترجمه ها، تفاسير و شان نزول

علامه طباطباعی افاضه فرموده اند:

“در اين آيه شريفه دستور جهاد عمومى داده شده تا از هر طرف در دنيا، اسلام گسترش يابد، چون وقتى مى فرمايد: هر طائفه از مؤ منين بايد با كفار هم جوار خود كارزار كنند معنايش همان گسترش دادن اسلام و برقرار كردن سلطنت اسلام است بر دنيا، و بر تمامى ساكنين ربع مسكون” (11)

سوره توبه  28  صفحه  192

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلاَ يَقْرَبُواْ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَـذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ إِن شَاء إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ.

ای کسانی که ایمان آورده اید، مشرکان نجسند و از سال بعد نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند، و اگر از بینوایی میترسید، خدا اگر بخواهد به فضل خوش بی نیازتان خواهد کرد. زیرا خدا دانا و حکیم است.

سوره توبه  29  صفحه  192

قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلاَ يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُواْ الْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ.

کسانی را از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان نمی آورند و چیزهایی را که خدا و پیامبرش حرام کرده است بر خود حرام نمیکنند و دین حق را نمیپذیرند بکشید، تا آنگاه که به دست خود در عین مذلت جزیه بدهند.      ترجمه ها، تفاسير و شان نزول

این آیه برای کافران  3  راه میگذارد که باید یکی از آنها را انتخاب کنند.

1-  مسلمان شوند، در مسلمان شدن آنها اجباری نیست اما اگر مسلمان نشدند باید حتما یکی از دو روش زیر را انتخاب کنند!

2-  جزیه بدهند، ابن خلدون و بسیاری از تاریخ نویسان اعتقاد دارند کسانی که به ایران حمله کردند اصلا قصد گسترش اسلام را نداشتند و چندان علاقه ای نداشتند که ایرانیان مسلمان شوند، آنها ترجیه میدادند ایرانیان مسلمان نباشند تا جزیه بدهند و ایرانیان نیز سر انجام به دلایل اقتصادی پس از  200  سال برای نپرداختن جزیه مسلمان شدند.

3-  با مسلمانان جنگ کنند، یا به عبارت دیگر، کشته شوند.

و این اصول رفتار مسلمانان با نا مسلمانان تا همین امروز هم ادامه دارد، شایان ذکر است کسانی ادعا میکنند که پیامبر اسلام در مدینه نیز با بسیاری از یهودیان و مسیحیان گفتمان میکرده است و با آنان همزیستی میکرده است، باید بدانند که آن کفار جزیه پرداخته بودند و الا کسی که جزیه نپردازد و مسلمان نیز نشود حق حیات ندارد، هرچند پیامبر اسلام سرانجام تا جایی که توانست عربستان را از وجود غیر مسلمانان با نسل کشی و اجبار خالی کرد. دلیل حمله اعراب به ایران نیز همین بود، مسلمانان اگر شیعه باشند که باید بدانند این حملات زیر نظر امامانشان بويژه امام علی (در مورد دشمنی امام علی با ایرانیان نوشته ای با فرنام علی ابن ابیطالب و دشمنی با ایرانیان را بخوانید) بوده است و امام علی مشاور اصلی عمر در این جنگها بوده است و در زمان خلافت خود نیز بارها برای سرکوب شورشهای مردمی در ایران به شهر های مختلف ایران از جمله ری، خراسان، آذربايجان، سیستان و… فرستاد (شرح مختصری از آنها را در نوشتاری با فرنام کارنامه درخشان حضرت علی امام اول شیعیان بخوانید)، اگر سنی باشند نیز خواهند دانست که خلیفه اول عمر بن خطاب دستور حمله به ایران را دقیقا از روی همین استراتژی صادر کرد و گفتن اینکه حمله به ایران یک جنگ دفاعی بود کاملا مضحک است. این واقعیت را میتوان از بیان اعراب مسلمان صدر اسلام دریافت، در جنگ قادسیه مغیره فرستاده سپاه اسلام به رستم از سرداران سپاه ایران قبل از جنگ با یکدیگر گفتمانی میکنند، شرح این گفتمان از این قرار است:

“رستم پیامی نزد سعد فرستاد که کسی را نزد من بفرست تا با او سخن گویم. مغیره بن شعبه را فرستادند. مغیره بیامد و موی جداکرده و گیسوان چهارپاره فروهشته بود. رستم با وی گفت شما عربان در سختی و رنج بودید و نزد ما به سوداگری و مزدوری می آمدید چون نان و نعمت ما بخوردید برف8;ید و یاران و کسان خود را نیز بیاوردید. مثل شما و ما داستان آن مرد است که پاری ای باغ داشت روزی روباهی در آن دید گفت یک روباه را چه قدر باشد؟ و باغ مرا از آن چه زیان افتد؟ او را از آنجا نراند. پس از آن روباه برفت و روبهان جمع کرد و به باغ آورد، باغبان فراز آمد و چون کار بدان گونه دید، در باغ فراز کرد و رخنه ها بر بست و آن روباهان را تمام بکشت. گمان دارم که آنچه شما را بدین سرکشی واداشته است، سختی و رنج است، بازگردید شما را نان و امه دهیم. اکنون به دیار خود بروید و بیش موجب آزار ما نشوید. مغیره جواب سخت داد و گفت از سختی و بدبختی آنچه گفتی ما بدتر از آن بودیم تا پیغامبری در میان ما آمد و حال ما دیگر شد، ما را فرمان داد که شما را به دین حق بخوانیم یا با شما پیکار کنیم. اگر بپذیرید، بلاد شما هم شما راست جز با دستوری شما اندر آن نیاییم وگرنه باید جزیه دهید یا پیکار کنید تا فرجام کار چه شود؟ رستم را برآشفت و گفت هرگز گمان نکردمی که چنان بزیم که چنین سخنی بشنوم.” (2)

نتیجه گیری از این بخش

اصل  1- بر مسلمانان واجب است که به کشورهای همسایه خود که حکومتهای غیر اسلامی دارند حمله کنند و اسلام را در آنجا گسترش دهند.

آیا در قبول دین اجبار وجود دارد؟

عبارت لا اکراه فی الدین (سوره بقره آیه  256) یکی از عباراتی است که معمولاً بسیار برداشت غلطی از آن میشود. تابحال دیده نشده است کسی این آیه را منسوخ اعلام کرده باشد.  در این نوشتار به توضیح این برداشتهای غلط پرداخته نخواهد شد، بلکه تنها نشان داده خواهد شد که وجود این آیه با اصل  1، تناقضی ندارد.

سوره بقره (ماده گوساله) آیه  256

لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ.

در دين هيچ اجباری نيست هدايت از گمراهی مشخص شده است پس هر کس که به بت کفر ورزد و به خدای ايمان آورد ، به چنان رشته استواری چنگ زده که گسستنش نباشد خدا شنوا و داناست.

حمله کردن به کشورهای دیگر به معنی این نیست که مسلمانان غیر مسلمانان را مجبور به اسلام آوردن کنند، بلکه همانطور که گفته شد غیر مسلمانان میتوانند یا جزیه بپردازند یا اینکه با مسلمانان جنگ کنند. از نظر قرآن و اسلام، جزیه خواستن از غیر مسلمانان و تحمیل حکومت و سلطه اسلام بر آنان، مجبور کردن آنها به قبول اسلام نیست. بنابر این از نظر قرآن اجباری در دین آوردن نیست. اما در عمل دیده میشود که شرایطی که مسلمانان برای غیر مسلمانان در طول ت;اریخ بوجود آورده اند دقیقاً همانند مجبور آنها به اسلام آوردن است، قوانین حاکم بر غیر مسلمانان در کشورهای اسلامی بعد از حمله اعراب به آن کشورها بر اساس سندی تاریخی با نام وثیقه (سند) عمر  مشخص شده است، غیر مسلمانان باید این قوانین را قبول میکردند و عدم قبول این شرایط غیر انسانی برای آنها برابر با امضاء کردن حکم مرگشان بوده است. اقلیت های غیر مسلمان همواره در کشورهای اسلامی، مورد اذیت و آذار بوده اند و نسل کشی و قتل عام آنها رایج بوده است. در بخش “ذمی ها – زندگی نامسلمانان زیر سلطه اسلام” به چندین مورد از این نوع کشتارها و قتل عامها و تبعیض ها اشاره شده است. از میان این نامردمیها که عامل اصلی آن اسلام بوده است نوشتاری با فرنام “کشتار بابیان توسط اسلامگرایان در زمان ناصرالدین شاه” توصیه میشود. بنابر این از دیدگاه اسلامی به این پرسش باید پاسخی منفی داد و از لحاظ تاریخی و واقعی پاسخی مثبت.

آیا جنگ کردن و حمله به کافران تعدی به آنان است؟

در قرآن همچنین نوشته شده است که با دشمن جنگ کنید اما به آنها تعدی نکنید.

سوره بقره (ماده گوساله) آیه  190:

وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبِّ الْمُعْتَدِينَ.

با کسانی که با شما جنگ می کنند ، در راه خدا بجنگيد و تعدی مکنيد زيرا خدا تعدی کنندگان را دوست ندارد.

برخی از اسلامگرایان که آشنایی با قرآن ندارند، این آیه را در تناقض با اصل  1  میبینند. این آیه در مورد زمانی آمده است که غیر مسلمانان به مسلمانان حمله کنند، در آیه بعدی میگوید در مسجد الحرام (نه در جاهای دیگر) تنها وقتی با آنها جنگ کنید که آنها با شما جنگ میکنند.

سوره بقره (ماده گوساله) آیه  191:

اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ تُقَاتِلُوهُمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى يُقَاتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِن قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ.

هر جا که آنها را بيابيد بکشيد و از آنجا که شما را رانده اند ،، برانيدشان ، که فتنه از قتل بدتر است و در مسجدالحرام با آنها مجنگيد ، مگر آنکه با شما بجنگند و چون با شما جنگيدند بکشيدشان ، که اين است پاداش کافران.

اما نتیجه این جنگ از نظر قرآن چه باید باشد؟ مسلمانان تا چه زمانی باید به جنگ ادامه دهند؟ پاسخ این سوال را در آیه بعدی میتوان یافت.

سوره بقره (ماده گوساله) آیه  192:

وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلّهِ فَإِنِ انتَهَواْ فَلاَ عُدْوَانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمِينَ.

با آنها بجنگيد تا ديگر فتنه ای نباشد و دين تنها دين خدا شود ولی اگراز آيين خويش دست برداشتند ، تجاوز جز بر ستمکاران روا نيست.

آشکار است که قرآن میگوید مسلمانان تا زمانیکه “دین همه دین خدا شود” باید با نامسلمانان جنگ کنند. حال از این آیه میتوان فهمید که اصل  1  از نظر قرآن تعدی حساب نمیشود. بنابر این خطای این دسته از اسلامگرایان در این است که تعریفی کاملاً ناسازگار با قرآن از کلمه “تعدی” دارند. از نظر قرآن جنگ کردن تا زمانیکه دین همه دین خدا شود “تعدی” خوانده نمیشود. البته در ادامه نیز میگوید تجاوز جز بر ظالمین روا نیست، این جمله به این معنی است که از نظر قرآن “تجاوز بر ظالمین” روا است. و قرآن در چندین جا نامسلمانان را ظالم نامیده است  (12)، بنابر این اگر با دقت به این آیات نگاه شود حتی تجاوز به نامسلمانان نیز در آنها توصیه شده است.

توسط آرش بيخدا

نوشتارهای بیشتر از همین نویسنده…

توضیحات:

============

1-  جدول تهیه شده ترجمه ای است از نوشتار در این صفحه، نام برخی از شهر ها به دلیل باستانی بودنشان تنها از روی ترجمه تحت اللفظی انگلیسی یا تلفظ آن نوشته شده است.

2-  دو قرن سکوت، چاپ جدید صفحه  65-66  برگرفته از البدء و التاریخ، ج  5، ص  173  – و طبری، حوادث سنه  14.

3-  در واقع سه نظر مختلف در این مورد که آخرین سوره به اصطلاح “نازل” شده قرآن کدام است وجود دارد. برخی سوره توبه، برخی سوره نصر یا مائده را آخرین سوره های قرآن دانسته اند، اما حتی درصورتیکه سوره توبه آخرین سوره قرآن نباشد نیز به احتمال بسیار بالا از آخرین سوره های قرآن است و سوره مهمی بعد از آن نیامده است که بخواهد آنرا نسخ کند، اما اکثر علمای اسلامی معتقدند این سوره آخرین سوره نازل شده بر محمد است.

4-سیوطی، اتقان جلد سوم صفحه  69  و Cf.John Wansbrough, Quranic Studies, Prometheus 2003,184.

5-  ترجمه تفسیر المیزان جلد  9  صفحه  202  سطر  14

6-  سخنان آیت الله خمینی در مورد یهود بنی قریظه

7-  ابن کثیر، جلد چهارم، صفحه  377

8-  ترجمه ناشناس تفسیر جلالین http://ourworld.compuserve.com/homepages/ABewley/tawba1.html

9-  همان بالایی

10-http://www.islam101.com/quran/maududi/i009.htm

11-  ترجمه تفسير الميزان جلد  9  صفحه  552

12-  سوره بقره (ماده گوساله) آیه  254، سوره بقره (ماده گوساله) آیه  229