30 ام خردادماه 1388 خورشیدی بی شک شنبه سیاه ما برای فرزندان و نوادگانمان لقب خواهد گرفت…
شاید ساعتی است که پس از دیدن فیلم شهدای امروز بر مظلومیتشان گریه میکنم
نمیدونم چی بگم یا چی بنویسم…
فقط توی دلم میگم خدایا می بینی چی به سرجوونات میارن
خدایا نمیخوای حق این ستمگرا رو کف دستشون بگزاری؟
از میان همه نیروهای نظامی در ایران آیا سلحشوری مونده که از ما در مقابل این خامنه ای ضحاک و سگهای هرزش دفاع کنه؟
آیا هنوزم ارتش و خصوصا نیروی هواییش حاضرا از ایرانیها در مقابل این موجودات خبیث دفاع کنند؟

گل های وحشی جنگل
اینک به جست و جوی خون شهیدان نشسته اند
جنگل
کجاست جای قطره های خون شهیدان ؟
ایا
امسال خواهد شکفت این لاله های خون ؟
ایا پرندگان مهاجر
امسال
با بالهای خونین
آن سوی سرزمین گرفتاران
آواز می دهند … ؟
ایا کنون
نام شهیدان شرقی ما را
آن سوی مرزها
تکرار می کنند ؟
امسال
جای پایشان
بارانی از ستاره خواهد ریخت ؟
امسال
سال دست های جوان است
بر ماشه های مسلسل
امسال
سال شکفتن عدالت مردم
امسال
سال مرگ دشمنان و هرزه درایان
امسال
دست های تازه تری شلیک می کنند
جنگل
پیراهن محافظ در ستیز خلق
باران بی امان شمالی
اگر بشوید خون
خون مبارزان
این لاله های شکفته
در رنج و اشک ها
در برگ های سبز تو هر سال
زنده است
آوازهای خونین
امسال زمزمه ی ماست
اما
در چشم ما
نه ترس و نه گریه
خشم بزرگ خلق
در هر نگاه سکت ما
شعله می کشد