<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>* Persian Protest *نوشته های آریامن  ایرانی*</title>
	<atom:link href="http://ario222.wordpress.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://ario222.wordpress.com</link>
	<description>نوانديشي</description>
	<lastBuildDate>Sat, 09 Jul 2011 08:51:20 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
<cloud domain='ario222.wordpress.com' port='80' path='/?rsscloud=notify' registerProcedure='' protocol='http-post' />
<image>
		<url>http://s2.wp.com/i/buttonw-com.png</url>
		<title>* Persian Protest *نوشته های آریامن  ایرانی*</title>
		<link>http://ario222.wordpress.com</link>
	</image>
	<atom:link rel="search" type="application/opensearchdescription+xml" href="http://ario222.wordpress.com/osd.xml" title="* Persian Protest *نوشته های آریامن  ایرانی*" />
	<atom:link rel='hub' href='http://ario222.wordpress.com/?pushpress=hub'/>
		<item>
		<title>جناب موسوی، اندیشه و آرمانهای اکثریت سبزها چه تناسبی با استمرار حضور دین رحمانی مورد نظر شما دارد؟</title>
		<link>http://ario222.wordpress.com/2010/06/21/%d8%ac%d9%86%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%db%8c%d8%8c-%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d8%a2%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%da%a9%d8%ab%d8%b1%db%8c%d8%aa-%d8%b3/</link>
		<comments>http://ario222.wordpress.com/2010/06/21/%d8%ac%d9%86%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%db%8c%d8%8c-%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d8%a2%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%da%a9%d8%ab%d8%b1%db%8c%d8%aa-%d8%b3/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 21 Jun 2010 07:25:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ario222</dc:creator>
				<category><![CDATA[منشور جنبش سبز]]></category>
		<category><![CDATA[منشور موسوي]]></category>
		<category><![CDATA[نقد منشور جنبش سبز]]></category>
		<category><![CDATA[نقد بيانيه 18 موسوي]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام و ايران]]></category>
		<category><![CDATA[دين رحماني]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ario222.wordpress.com/?p=219</guid>
		<description><![CDATA[میرحسین موسوی در قسمتی از بیانیه اش که از آن به منشور اولیه جنبش سبز یاد میکنند میگوید :
"جنبش سبز با پذیرش تکثر درون جنبش بر استمرار حضور دین رحمانی سرشار از رحمت، شفقت، معنویت، اخلاق و تکریم انسان تاکید دارد و راه تقویت ارزش های دینی در جامعه را تحکیم وجه اخلاقی و رحمانی دین مبین اسلام و نظام جمهوری اسلامی ایران می داند. ایجاد پیوند میان میراث ایرانی-اسلامی و شوق به توسعه و پیشرفت در جامعه، پرهیز از اکراه مردم به تقید به مرام، مسلک و رویه خاص و همچنین مبارزه با استفاده ابزاری از دین و حفظ استقلال نهادهای دینی و روحانی از حکومت تنها راه حفظ جایگاه والای دین و تداوم نقش برجسته آن در جامعه ایران است که به عنوان یکی از اصول بنیادین جنبش سبز در سرلوحه امور جای می گیرند.“

 

-    به نظر من این بند مهمترین و بحث برانگیزترین قسمت بیانیه بوده است زیرا درحالیکه جنبش قلب استبداد دینی را نشانه رفته است سخن از دین رحمانی، قدری نگران کننده است. گویی همان جنایت ها میخواهد به نحوی دیگر استمرار یابد.

 

-    وقتی صحبت از استمرار حضور دین رحمانی میشود اولین سوالی که به ذهن می آید این است که آیا دین اسلام فعلی و مورد تایید علمای اسلام، دینی رحمانی است؟ آیا میتوان از قوانین اسلام کنونی مانند دست و پا بریدن و سنگسار و از بلندی به زیر افکندن به عنوان دین رحمانی یاد کرد؟

<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ario222.wordpress.com&amp;blog=8248795&amp;post=219&amp;subd=ario222&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration:underline;">جناب موسوی، اندیشه و آرمانهای اکثریت سبزها چه تناسبی با استمرار حضور دین رحمانی مورد نظر شما دارد؟</span></strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration:underline;"> </span></strong></p>
<ul>
<li>میرحسین موسوی در قسمتی از بیانیه اش که از آن به منشور اولیه جنبش سبز یاد میکنند میگوید :</li>
</ul>
<p dir="rtl"><em>&#8220;جنبش سبز با پذیرش تکثر درون جنبش بر استمرار حضور دین رحمانی سرشار از رحمت، شفقت، معنویت، اخلاق و تکریم انسان تاکید دارد و راه تقویت ارزش های دینی در جامعه را تحکیم وجه اخلاقی و رحمانی دین مبین اسلام و نظام جمهوری اسلامی ایران می داند. ایجاد پیوند میان میراث ایرانی-اسلامی و شوق به توسعه و پیشرفت در جامعه، پرهیز از اکراه مردم به تقید به مرام، مسلک و رویه خاص و همچنین مبارزه با استفاده ابزاری از دین و حفظ استقلال نهادهای دینی و روحانی از حکومت تنها راه حفظ جایگاه والای دین و تداوم نقش برجسته آن در جامعه ایران است که به عنوان یکی از اصول بنیادین جنبش سبز در سرلوحه امور جای می گیرند.“</em></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><strong>-    به نظر من این بند مهمترین و بحث برانگیزترین قسمت بیانیه بوده است زیرا درحالیکه جنبش قلب استبداد دینی را نشانه رفته است سخن از دین رحمانی، قدری نگران کننده است. گویی همان جنایت ها میخواهد به نحوی دیگر استمرار یابد.</strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    وقتی صحبت از استمرار حضور دین رحمانی میشود اولین سوالی که به ذهن می آید این است که آیا دین اسلام فعلی و مورد تایید علمای اسلام، دینی رحمانی است؟ آیا میتوان از قوانین اسلام کنونی مانند دست و پا بریدن و سنگسار و از بلندی به زیر افکندن به عنوان دین رحمانی یاد کرد؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    در مورد دین رحمانی حقیقتا و صراحتا منظور شما چه دینی است؟ اگر خوشبین باشیم چه بسا زمزمه های تفکرات اندیشمندانی چون رازی، ایرانشهری، ریوندی، خیام(همه ضد اسلام و معتقد به طرد اسلام از ایران)، ، حلاج(معتقد به قرائتی عرفانی از اسلام)، ابن سینا(قرائت علمی از اسلام)، ملاصدرا، فیض کاشانی(قرائت فیلسوفانه و عمقی از اسلام) و در عصر کنونی کسروی و شریعتی(قرائت عقلی جامعه محور از اسلام)  را بشنویم که برخی می گفتند تنها راه نجات ایران، نابودی و طرد اسلام است زیراکه هرگز نمیتوان با وجود چنین قوانین وحشیانه و ضدبشری پیشرفت کرد و برخیشان میگفتند میتوان اسلام را انسانی کرد یا به عبارتی، اسلام را انسانی دید تا مشکل رفع شود؛ مثلا چه اشکال دارد هنگامی که قرآن میگوید “دست دزد را ببرید” ما عاقلانه (نه ظاهری و قشری) برداشت کنیم و بگوییم منظور از بریدن،از بین بردن آن ناراحتی اجتماعی، اقتصادی یا روانیست است که وی را به دزدی واداشته که در اینصورت با بریده شدن و نابود شدن آن مشکل، دست وی از دزدی کوتاه خواهد شد و به بدی و نامردمی اقدام نخواهد کرد.</strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-         آیا دین مورد نظر شما در این منشور، دینی غیر از اسلام است؟ یا منظورتان اسلامیست که رحمانی شده است؟</strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    آیا قرائت شما از دین اسلام، رحمانی و انسانیست؟ بر فرض که چنین باشد چگونه میتوانید امواج تولید حماقت علمای اسلام را کور و متوقف کنید تا دین رحمانی مد نظر شما جریان یابد؟ آیا علمای اسلام با توجه به قانون ارتداد، هرگونه تغییر در قرائتشان از اسلام را متوقف نخواهند نمود؟</strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    میتوان گفت فرهنگ ایرانیان و احکام و فرهنگ اسلام نقاط مشترک دارند اما بدون هیچ شک و تردیدی در موارد بسیاری متضاد و مخالفت یکدیگرند(مثلا در بحث دورغ که شما بارها دولت را به آن متهم کرده اید، نزد ایرانیان باستان بزرگترین گناه نابخشودنی و ریشه همه فسادهاست و نزد مسلمین (خصوصا شیعیان) میتوان برای مصلحت استفاده کرد). یکی از بزرگترین مشکلات اجتماعی ایرانیان پس از حمله تازیان به ایران همین تضادهاست. درنظر نگرفتن این تضادها ساده انگاریست و روزی سر باز میکند و مشکلات بسیاری ایجاد مینماید. ایرانیان بایستی هویت خودشان را فارغ از دینشان بشناسند و در مورد مولفه های هویت دینیشان تصمیم بگیرند. نمیتوان یک دین را تمام و کمال به خورد یک ملت داد و انتظار نیک بختی، همگونی و همبستگی آن ملت راداشت.</strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    چه کسانی استفاده ابزاری از دین میکنند؟ آیا غیر از علمای اسلامند؟ و آیا دین ما و شما را همین علمای اسلام دست به دست تا اینجا نیاورده اند؟ چگونه به چنین کسانی اعتماد کرده و قرائتشان از دین و دینشان را پذیرفته ایم؟</strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    هیچ کس نقش برجسته اسلام در ایران خصوصا تبدیل امپراطوری قدرتمند ایران باستان به مستعمره عربستان و برپاپا نمودن بساط نوکری مردم و نکبت کشور را منکر نیست بطوریکه استمرار آن نقش اکنون کشوری عقب مانده، استبدادی، کوچک و ذلیل است. مسئله این است که آیا کاربرد اسلام در ایران همین ذلت و نکبت خواهد بود یا شما نکات مثبتی در این دین برای پیشرفت و قدرتمندسازی میهن و آزادی و نیکبختی ملت جسته اید که بتواند پس از هزار و اندی سال سودی از اسلام عاید این ملت مظلوم کند. آیا اسلام جز نکبت و بدبختی حاصل دیگری هم داشته است؟</strong></p>
<p dir="rtl"><em>قسمت دیگری از بیانیه 18 : “به یقین فجایع کهریزک و آدم کشی های روزهای ۲۵  و ۳۰  خرداد و عاشورای حسینی از خاطره جمعی ملت پاک نخواهد شد و نباید هم پاک شود که خیانت به خون شهدا و بی گناهان است. ما چگونه می توانیم تیرهای مستقیم به مردم و زیر کردن آنها توسط ماشین پلیس را از یاد ببریم.خون‌ها و رنج‌ها اما پرده های فریب و ریای تمامیت خواهان را دریدند و فساد نهادینه شده پشت پرده های قدیس نمایی را نمایان کردند و این رویدادهای تلخ و نحوه تعامل دولتیان با مردم به همه اقشار ملت ما از کارگران، معلمان، دانشجویان، روزنامه نگاران، استادان، روحانیون، کارآفرینان، بازاریان، زنان، مردان، جوانان و پیران و همه فعالین جنبش‌های اجتماعی و اقشار مستضعف و میانه نشان داد که ریشه مشکلات آنها در کجاست.“</em><em></em></p>
<p dir="rtl"><strong>-    آیا قرائت کنونی از اسلام و متن مقدس آن(قرآن) و متون مرجع فرعی آن نزد شیعه(نهج البلاغه و سایر احادیث) بستر بوجود آمدن چنین ریاکاران سالوس و فسادهای ناشی از نفوذ و قدرت نهادینه شده مقدس نمایان بی خرد نیست؟ </strong></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><strong>-         نسبت این قرائت بی خردانه فسادپرور با بنیانهای فکری جمهوری اسلامی چیست؟</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    آیا ریشه مشکلات این مقدس نماهای فاسد هستند یا اینها خود حاصل فرآیندی پیچیده تر در زمینه های دینی و عقیدتی بوده اند؟ حقیقتا ریشه مشکلات کجاست؟ اینها که معلولند …</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    ما هم با شما یکصداییم که خرافه، آتش به خرد ملت زده، دست حضرت علی از تیغ جراحان شفابخشتر شده و دعای چاه امام زمان برای بهروزی و کامیابی از تلاش و کوشش مهمتر گشته است، اما این خرافه ها دقیقا چه هستند و ریشه های این خرافه ها تا چه حد در قرآن و احادیث و تفاسیر و احکام و روایات علمای اسلام نهفته است؟</strong></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">شما در جای دیگری میگویید :</p>
<p dir="rtl"><em>“امروز بیش از همیشه تاریخ، مردم متجاوزان به حقوق اساسی ملت را می شناسند و به نقض مکرر حقوق بشر و کرامت انسانی در نظام امنیتی –قضایی کشور آگاهی دارند و می دانند تا چه اندازه تمامیت خواهان در پایمال کردن میثاق مشترک ملی به‌ویژه در زمینه حقوق اساسی مردم پیش رفته اند. و در عین حال علی‌رغم حوادث تلخ و گزنده و خونبار، به برکت همین تعامل و گفتگوی جمعی، عقلانیت مردم همواره بر احساسات آنان غلبه کرده است و از این‌‌رو بدخواهان با تمام تلاش هایی که کردند نتوانستند مردم آسیب دیده و کشته داده و حبس دیده را به خشونت وا دارند. مبارزه و ایستادگی از طریق مسالمت آمیز کارآمدترین اسلحه ما درمقابل گلوله ها و باتوم‌های برقی و چماقداران و قداره کشان بی‌فرهنگ و بد دهان بوده است.“</em><em></em></p>
<p dir="rtl"><strong>-         این قداره کشان نانجیب، بی خرد و ملت ستیز، حاصل کدام فرهنگ مسلط بوده اند؟</strong></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-         صراحتا چه کسانی چنین گفتار و کرداری را بروز داده اند؟ آیا همان بچه های پامنبری و سینه زن امام حسین و معتکفان امام زمانی گلوی جوانان بی گناه را ندریدند؟ آیا همان مقلدان واقعی مراجع نبودند که چنین فجایعی را آفریدند؟ چنین موجودات بی فرهنگ و وحشی صفتی حاصل کدامین تز دینی و سیاسی هستند؟</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    چگونه همگرایی ارزشهای ملی و دینی(اسلام غالب) ممکن است؟ هنگامیکه اسلام با تمام وجود خود را بر تمام پیکره این ملت تحمیل کرده است و طرفدارانش سر میبرند و پا اره میکنند.</strong></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><strong>آیا نباید صراحتا موضعتان را مشخص کنید؟</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>حقیقتا دین رحمانی مد نظر شما چه تفاوتی با دین رحمانی حاکم بر ایران دارد؟</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>آیا تنها در ظاهر است یا عمیقا متفاوت است؟</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>گفتن واژه دین رحمانی لرزه بر اندام هر ایرانی می اندازد، لطفا توضیح دهید کجای این دین رحمانی است؟ یا چگونه قرائت شما با توجه به محدودیتی که علما ایجاد کرده اند رحمانی خواهد بود؟</strong><strong></strong></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/ario222.wordpress.com/219/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/ario222.wordpress.com/219/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/ario222.wordpress.com/219/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/ario222.wordpress.com/219/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/ario222.wordpress.com/219/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/ario222.wordpress.com/219/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/ario222.wordpress.com/219/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/ario222.wordpress.com/219/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/ario222.wordpress.com/219/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/ario222.wordpress.com/219/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/ario222.wordpress.com/219/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/ario222.wordpress.com/219/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/ario222.wordpress.com/219/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/ario222.wordpress.com/219/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ario222.wordpress.com&amp;blog=8248795&amp;post=219&amp;subd=ario222&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" /><div class="sharedaddy sd-like-enabled"></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ario222.wordpress.com/2010/06/21/%d8%ac%d9%86%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%db%8c%d8%8c-%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d8%a2%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%da%a9%d8%ab%d8%b1%db%8c%d8%aa-%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/c444fa3113e027529e4d132748ffd7a7?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آریو</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>نقد منشور اولیه جنبش سبز(بیانیه 18 ام موسوی)؛ آیا سرانجام جنبش سبز و رهبرانش خواهان جدایی دین از سیاست هستند یا نه؟</title>
		<link>http://ario222.wordpress.com/2010/06/19/%d9%86%d9%82%d8%af-%d9%85%d9%86%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%a8%d8%b4-%d8%b3%d8%a8%d8%b2%d8%a8%db%8c%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87-18-%d8%a7%d9%85-%d9%85%d9%88%d8%b3/</link>
		<comments>http://ario222.wordpress.com/2010/06/19/%d9%86%d9%82%d8%af-%d9%85%d9%86%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%a8%d8%b4-%d8%b3%d8%a8%d8%b2%d8%a8%db%8c%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87-18-%d8%a7%d9%85-%d9%85%d9%88%d8%b3/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 19 Jun 2010 13:32:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ario222</dc:creator>
				<category><![CDATA[جنبش سبز]]></category>
		<category><![CDATA[فریب و ریاکاری]]></category>
		<category><![CDATA[فساد]]></category>
		<category><![CDATA[قوه قضائیه]]></category>
		<category><![CDATA[قانون اساسی ایران]]></category>
		<category><![CDATA[قدیس نمایان]]></category>
		<category><![CDATA[قدرت]]></category>
		<category><![CDATA[منافع ملی]]></category>
		<category><![CDATA[منشور]]></category>
		<category><![CDATA[منشور جنبش]]></category>
		<category><![CDATA[منشور جنبش سبز]]></category>
		<category><![CDATA[میراث]]></category>
		<category><![CDATA[محدودیت]]></category>
		<category><![CDATA[محرومیت]]></category>
		<category><![CDATA[مشروعیت]]></category>
		<category><![CDATA[مطلق نگری]]></category>
		<category><![CDATA[معاصر]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[نقد قانون اساسی]]></category>
		<category><![CDATA[نقد منشور موسوي]]></category>
		<category><![CDATA[نقد منشور موسوی]]></category>
		<category><![CDATA[نقد منشور جنبش]]></category>
		<category><![CDATA[نقد منشور جنبش سبز]]></category>
		<category><![CDATA[نقد منشور سبز]]></category>
		<category><![CDATA[نقد بیانیه های موسوی]]></category>
		<category><![CDATA[نقد بیانیه شماره 18 موسوی]]></category>
		<category><![CDATA[چماقداران و قداره کشان]]></category>
		<category><![CDATA[نواندیش]]></category>
		<category><![CDATA[نظام اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[نظام عقلانیت توحیدی]]></category>
		<category><![CDATA[نظارت استصوابی]]></category>
		<category><![CDATA[هویت]]></category>
		<category><![CDATA[هویت مشترک]]></category>
		<category><![CDATA[هاشمی و خاتمی و موسوی و کروبی و خامنه ای و خمینی و احمدی نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[کفر]]></category>
		<category><![CDATA[کرامت]]></category>
		<category><![CDATA[پیر جماران]]></category>
		<category><![CDATA[آگاهی های سیاسی اجتماعی و فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[آزادی]]></category>
		<category><![CDATA[اقلیت]]></category>
		<category><![CDATA[اقوام]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[اقشار متوسط و کم درآمد]]></category>
		<category><![CDATA[امنیت]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[انحرافات]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[اتاق فکر]]></category>
		<category><![CDATA[اجماع]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاق]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[استفاده ابزاری از دین]]></category>
		<category><![CDATA[استقلال]]></category>
		<category><![CDATA[اصول و ارزش و آرمان]]></category>
		<category><![CDATA[اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[بین الملل]]></category>
		<category><![CDATA[بیانیه شماره 18]]></category>
		<category><![CDATA[بیانیه شماره 18 موسوی]]></category>
		<category><![CDATA[بشر]]></category>
		<category><![CDATA[تقدس و تعصب]]></category>
		<category><![CDATA[تمامیت خواه]]></category>
		<category><![CDATA[توسعه شبکه های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[تکامل]]></category>
		<category><![CDATA[تبعیض]]></category>
		<category><![CDATA[تصلب و انحصارگرایی و زورگویی]]></category>
		<category><![CDATA[تظاهرات]]></category>
		<category><![CDATA[ثروت]]></category>
		<category><![CDATA[جمهوری اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[جهل و خرافه و منفعت پرستی و دروغ]]></category>
		<category><![CDATA[جهانی شدن]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه مدنی]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق اساسی ملت]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بنیادین]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[حکومت و دولت و ملت و میهن]]></category>
		<category><![CDATA[حاکمیت ملی]]></category>
		<category><![CDATA[حریم خصوصی]]></category>
		<category><![CDATA[حزب]]></category>
		<category><![CDATA[خرد توحیدی]]></category>
		<category><![CDATA[خرد جمعی]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[دموکراتیزه سازیتاریخ]]></category>
		<category><![CDATA[دموکراسی]]></category>
		<category><![CDATA[دین]]></category>
		<category><![CDATA[دین و سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[دین رحمانی]]></category>
		<category><![CDATA[دیکتاتوری]]></category>
		<category><![CDATA[دانشمند]]></category>
		<category><![CDATA[داغ و درفش و کشتن]]></category>
		<category><![CDATA[رهبر جمهوری اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[روشن فکر]]></category>
		<category><![CDATA[روشن اندیش]]></category>
		<category><![CDATA[رای گیری]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[سلیقه ها و مطالبات]]></category>
		<category><![CDATA[سانسور]]></category>
		<category><![CDATA[شفافیت]]></category>
		<category><![CDATA[شورای نگهبان]]></category>
		<category><![CDATA[شرک]]></category>
		<category><![CDATA[طبقه]]></category>
		<category><![CDATA[عقلانیت و احساسات]]></category>
		<category><![CDATA[عوام فریبی]]></category>
		<category><![CDATA[عدالت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ario222.wordpress.com/?p=211</guid>
		<description><![CDATA[میرحسین موسوی بیانیه 18 اش را صادر کرد که به مثابه متن اولیه منشور جنش سبز ایرانیان تلقی مشود. وی از همه صاحب نظان و هواداران خواسته تا فعالانه به نقد این بیانیه بپردازند تا بتوان به منشوری مورد توافق همگی و در برگیرنده خواسته های حداکثری دست یافت.

من نیز مانند هر ایرانی آزادی خواه، مردمدوست و میهن پرست دیگر نقدر بر این بیانیه نوشته ام که امیدوارم هرجای این نقد و نظر دوستانه منطقی، انسانی و عقلانی بود مورد توجه سبزها و صاحب نظان قرار گیرد.

پیشاپیش به کسانی که تا به حال نوشته هایم را نخوانده اند این مژده را میدهم که نوشته هایم تلخ، صریح، گزنده و بی پرواست، بنابرین از قلم تند من ناخشنود نگردید.

<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ario222.wordpress.com&amp;blog=8248795&amp;post=211&amp;subd=ario222&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration:underline;">به نام آزادی اندیشه</span></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>عنوان : نقد منشور اولیه جنبش سبز(بیانیه 18 ام موسوی)؛ آیا سرانجام جنبش سبز و رهبرانش خواهان جدایی دین از سیاست هستند یا نه؟</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>نویسنده : آریامن ایرانی</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>مقدمه  : </strong></p>
<p dir="rtl"><strong>میرحسین موسوی بیانیه 18 اش را صادر کرد که به مثابه متن اولیه منشور جنش سبز ایرانیان تلقی مشود. وی از همه صاحب نظران و هواداران خواسته است که فعالانه به نقد این بیانیه بپردازند تا بتوان به منشوری مورد توافق همگان و در برگیرنده خواسته های حداقلی دست یافت.</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>من نیز مانند هر ایرانی آزادی خواه، مردمدوست و میهن پرست دیگر نقدی بر این بیانیه نوشته ام که امیدوارم هرجای این نقد و نظر دوستانه، منطقی، انسانی و عقلانی بود مورد توجه سبزها و صاحب نظران قرار گیرد.</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>پیشاپیش به کسانی که تا به حال نوشته هایم را نخوانده اند این مژده را میدهم که نوشته هایم تلخ، صریح، گزنده و بی پرواست، بنابرین از قلم تند من ناخشنود نگردید.</strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration:underline;">بیانیه </span></strong><strong><span style="text-decoration:underline;">موسوی</span></strong><strong><span style="text-decoration:underline;"> با قلم کوچک و </span></strong><strong><span style="text-decoration:underline;">رنگ سیاه </span></strong><strong><span style="text-decoration:underline;">و نقد و نظر من با قلم درشت و رنگ سرخ است. گزیده های بیانیه در گیومه قرار گرفته است تا تمیز دادن بین متن و نقد به سادگی امکان پذیر شود.</span></strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration:underline;"> </span></strong></p>
<p dir="rtl"><em>&#8220;</em><em>در اولین سال انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری با قامتی سرافراز، گرچه شلاق خورده، مجروح و حبس کشیده ایستاده ایم. با مطالباتی برای نیل به آزادی، عدالت اجتماعی و تحقق حاکمیت ملی و مطمئن از پیروزی به یاری حضرت حق، چرا که جز احقاق حق ملت چیزی نخواسته ایم.</em><em>&#8220;</em><em></em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>شاید مهترین اشکال منشور منتشر شده، عدم توضیح و تعریف واژه هایی بسیار حساس و بحث برانگیز بوده است. شاید بگویید چه اهمیتی دارد که واژه ها تعریف شوند؟ اهمیت آنرا هنگامی متوجه میشویم که بدانیم شورای نگهبان با گذشت سی سال از انقلاب اسلامی هنوز و همچنان از عدم تعریف دقیق واژه ها در قانون اساسی مصوب ملت سواستفاده حداکثری میکند تا جایی که متن مصرح یک ماده قانون اساسی را با استفاده از تعریف دگرگون شده کلمه ای در ماده دیگر رد و تحریف میکند. </strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>بنابراین باید از موسوی پرسید :</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>تعریف و محدوده آزادی از نظر شما و اتاق فکرتان چیست تا بتوان بر سر آن چانه زد و به همبستگی فکری رسید؟</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>عدالت اجتماعی چه تعریفی دارد؟ چگونه محقق میشود؟</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>حاکمیت ملی چه تعریفی دارد ، دقیقا شامل چه مولفه هایی است و نسبت آن با عصر جهانی شدن و فشار مضاعف در جهت جهانی سازی چیست؟</strong></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><em>“فاما الزبد فیذهب جفاء و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض”</em></p>
<p dir="rtl"><em>اما کف  به کناری رود و از بین رود، اما ‏آنچه به مردم سود مى‏رساند در زمین مى‏مانَد.</em><em>&#8220;</em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>هر چند با بکار بردن آیه ها و گفتارهای کتابهای مقدس در منشورها و بیانیه ها و مناظرات موافق نیستم اما از آنجا که میرحسین عزیز آنرا استفاده نموده باید پرسید آیا این کف در آستانه ترکیدن و نابودی، استعاره از حکومت جمهوری اسلامیست یا حاکمان فعلی شامل ولی فقیه و تیم همراه وی؟ دقیقا منظور شما از کاربرد این آیه چه بوده است؟</strong></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><em>&#8220;</em><em>از دروغ، تخلف و تقلب به کار گرفته شده در انتخابات، سوال “رای من کجاست؟” زاده شد و شما مردم، روشن و بی ابهام به شیوه ای مسالمت آمیز در راهپیمایی تاریخی و بی نظیر ۲۵ خرداد ۱۳۸۸  این سوال را پرقدرت و بلند فریاد زدید و جز کسانی که جهل و خرافه و منفعت پرستی و دروغ چشم و گوش آنها را بسته بود، در سطح ملی و جهان همه آن را شنیدند و دیدند. ولی پاسخ چه بود؟ جز داغ و درفش و کشتن و به حبس کردن و زنجیر به تن برهنه زندانیان زدن و حمله به خوابگاه‌های دانشجویی؟</em><em>&#8220;</em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>- کسانی که چنین اندیشه ای( جهل و خرافه و منفعت پرستی) و چنان شیوه ای(داغ و درفش و زنجیر و یورش و کشتار) دارند، از چه آبشخور فکری تغذیه میشوند؟ </strong></p>
<p dir="rtl"><strong>- چه نسبتی اندیشه و کردارشان با بنیانهای فکری جمهوری اسلامی و بنیانگزاران و تئوریسینهایش دارند؟ آیا مولود نظام جمهوری اسلامی نیستند؟</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>به نظر میرسد در متن بیانیه، لغت جهانی به اشتباه جهان درج شده باشد، چراکه پس از لغت ملی آمده.</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl"><em>&#8220;</em><em>به یقین فجایع کهریزک و آدم کشی های روزهای ۲۵  و ۳۰  خرداد و عاشورای حسینی از خاطره جمعی ملت پاک نخواهد شد و نباید هم پاک شود که خیانت به خون شهدا و بی گناهان است. ما چگونه می توانیم تیرهای مستقیم به مردم و زیر کردن آنها توسط ماشین پلیس را از یاد ببریم.خون‌ها و رنج‌ها اما پرده های فریب و ریای تمامیت خواهان را دریدند و فساد نهادینه شده پشت پرده های قدیس نمایی را نمایان کردند و این رویدادهای تلخ و نحوه تعامل دولتیان با مردم به همه اقشار ملت ما از کارگران، معلمان، دانشجویان، روزنامه نگاران، استادان، روحانیون، کارآفرینان، بازاریان، زنان، مردان، جوانان و پیران و همه فعالین جنبش‌های اجتماعی و اقشار مستضعف و میانه نشان داد که ریشه مشکلات آنها در کجاست.</em><em>&#8220;</em><em></em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>آیا قرائت کنونی از اسلام و متن مقدس آن(قرآن) و متون مرجع فرعی آن نزد شیعه(نهج البلاغه و سایر احادیث) بستر بوجود آمدن چنین ریاکاران سالوس و فسادهای ناشی از نفوذ و قدرت نهادینه شده مقدس نمایان بی خرد نیست؟ </strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>نسبت این قرائت بی خردانه فسادپرور با بنیانهای فکری جمهوری اسلامی چیست؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>آیا ریشه مشکلات این مقدس نماهای فاسد هستند یا اینها خود حاصل فرآیندی پیچیده تر در زمینه های دینی و عقیدتی بوده اند؟ حقیقتا ریشه مشکلات کجاست؟ اینها که معلولند &#8230;</strong></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><em>&#8220;</em><em>اینکه کشور ما بیشترین اعدام ها را نسبت به جمعیتش در جهان دارد، ناشی از بزهکاری گناهکاران نیست، ناشی از رخت بر بستن عدالت و مدیریت و حکومت خوب در جامعه ماست. و اینکه حتی مصلحت های روزمره و عاجل حکومت باعث نشده است که تمامیت خواهان و دولتیان دست از دروغ و فساد و خرافه و زیر پا نهادن قانون اساسی و سایر قوانین بردارند، نشان از نفوذ عمیق این زشتی ها در لایه های درونی نظام دارد، گویا در این لایه ها ساختی محکم برای دفاع از منافعی شکل گرفته است که از عایدی صدها میلیارد دلار درآمد نفتی و واردات سالانه ۷۰ میلیارد دلار کالا و سلطه بر نهادهای پولی و مالی بدون نظارت های موثر نشات می گیرد.</em><em>&#8220;</em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>آیا همین مصلحتهای روزمره در نهادی که شما قبل ازین عضو آن بوده اید به تصویب و تایید نمیرسید؟ سرنوشت نهادهایی همون مجمع تشخیص مصلحت نظام که مصلحت نظام را بر منافع ملی مقدم میدارند چه خواهد شد؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>ما هم با شما یکصداییم که خرافه، آتش به خرد ملت زده، دست حضرت علی از تیغ جراحان شفابخشتر شده و دعای چاه امام زمان برای بهروزی و کامیابی از تلاش و کوشش مهمتر گشته است، اما این خرافه ها دقیقا چه هستند و ریشه های این خرافه ها تا چه حد در قرآن و احادیث و تفاسیر و احکام و روایات علمای اسلام نهفته است؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>نظارت موثر بر خزانه ملی و نهادهای مالی آرزوی همه کسانی است که به نحوی با سیستم اقتصادی فاسد نظام اسلامی فعلی درگیرند اما مگر میشود به صرف گفتن این جملات این نظارت را اعمال کرد؟ با چه راهکاری و چه قانونی میتوان بر این ساختارها نظارت کرد ؟ آیا (و تا چه حد )مشکل از قانون است یا اجرا کنندگان؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong> </strong></p>
<p dir="rtl">-          </p>
<p dir="rtl"><em>&#8220;</em><em>امروز بیت المال در معرض یغمای یغماگران قدیس مآب است و هنوز ملت علی‌رغم ادعاها و دستورهای شدید از شناسایی و معرفی و محاکمه این مفسدان چیزی ندیده است. کجا رفت آن پرونده بزرگی که در مجلس باز شد و یک شبه در یک معامله پایاپای بسته شد؟</em><em>&#8220;</em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>آیا کسانی مانند خاندان هاشمی رفسنجانی و خاندان خمینی نیز شامل چنین بازخواستی خواهند شد یا مصلحت ها پس ازین نیز پابرجا خواهند بود؟ تنها لبه تیز ماجرا خواهد چرخید به سمت مخالفان و این بار نیز نوعی آقازادگی و آقاپروری بر قوانین حاکم خواهد شد؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>آیا میتوان امیدوار بود که عدالت همه را، حتی خود شما را در برگیرد؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><em>&#8220;</em><em>چه کسی جرات دارد پرونده واگذاری های بزرگ را به بهانه اجرای اصل ۴۴ به مراکز قدرت و نفوذ باز کند و پرده از این غارت بزرگ ملی که منجر به ایجاد انحصارهای بزرگ اقتصادی شده است، برکشد؟ چه کسی آن شجاعت را دارد که از فاجعه نبود کمترین نظارت مالی بر دستگاههای نظامی و امنیتی و نهادهای شبه دولتی که سراسر فضای اقتصادی کشور را تحت تاثیر خود قرار داده اند دم برآورد؟ و باز ملت ما سوال می کند که آیا این بود آن نظام اسلامی و عادلانه که در پی آن بودیم. شفافیت در مقابل ملت چه مشکلی ایجاد می کرد که به پنهان‌کاری از ملت پناه بردیم؟ آیا آن اصل طلایی شفافیت حکومت در مقابل ملت را از زبان پیر جماران یادمان رفته است که می‌گفت: “کاری نکنید که نتوانید به مردم توضیح دهید.”</em><em>&#8220;</em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>آیا همه گفته های پیر جماران درست بوده است که اکنون شما به گفته ای از وی تکیه میکنید؟ آیا مخالفان نمیتوانند به گفته ای دیگر و کاملا متضاد از همان زبان هندی احتججاج کنند؟ چراکه حضرت آقا بسیار گفته اند و بسیار فتوا داده اند و ای کاش کم میگفت اما گزیده میگفت و همواره خردمندانه.</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>آیا همین پیر جماران نبود که رای ملت به بنی صدر را به زباله دان انداخت؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>آیا همین زبان کبود نبود که گفت توی دهن دولت میزند و بدون کوچکترین مذاکره ای دولت را کنار زد و نخبگان را فراری داد؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>آیا همین زبان کبود فتوای قتل هزاران جوان ساده دل بی پناه را در زندانها نداد؟ و&#8230;</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>با همه این اوضاع و احوال چرا اینقدر نسل جدید را به پیرجماران و افاضات کهنه و مندرسش حواله میدهید؟ آیا نمیتوان سخنانی نابتر، زیباتر و انسانی تر گفت و جوانان را به آینده درخشان و افکار پاک و انسانی ارجاع داد؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><em>&#8221; </em><em>یاران عزیز راه سبز امیدیک سال از پیدایش جنبش بی نظیر سبز گذشته است و در این مدت سبزها مسافت بسیاری را در این مسیر امید طی کرده اند. به برکت دل بریدن از مساعدت دولتیان و روی آوردن به خانه های خود و قبله قراردادن آنها و توسعه شبکه های اجتماعی روابط پایدار قابل اتکایی بین آحاد ملت ایجاد شده است و شبکه های پایدار اجتماعی در حیطه آگاهی های سیاسی -اجتماعی و فرهنگی معجزه کرده اند. کافی است تنها به تولیدات هنری این شبکه و میزان تبادل اخبار و اطلاعات و نظر و تحلیل که به صورت کاملا دموکراتیک جریان دارد نگاهی انداخته شود.جنبش سبز موجی از گفتگو درباره مسائل مهم و سرنوشت ساز در حوزه عمومی بین مردم ایجاد کرده که در تاریخ معاصر ما بی‌نظیر بوده است.</em><em>&#8220;</em><em></em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>من هم با شما موافقم که مسیر اعتراضات مدنی ملت ایران از خرداد 1388 با وجود همه ناملایمات، مسیری امیدبخش و جان افزا و روشن بوده است، اما اگر بی برنامگی، سردرگم گشتگی و تکثر خواستهای ناهمگون فاقد جهت گیری مشترک ادامه یابد چه میزان میتوان اطمینان داشت که مسیر سبز جنبش ملی ایرانیان، همچنان امیدبخش و شاداب بماند و مایه سرخوردگی ملت را فراهم نیاورد؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>به نظر میرسد توسعه شبکه های اجتماعی تا حد زیادی مورد تردید ناظران جامعه ایران باشد، نمیتوان به خبرگیریهای گاه گاه اقوام و دوستان از یکدیگر توسعه شبکه اجتماعی نام نهاد.</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>من بسیار متاسفم که عرض میکنم روند فعلی کاملا دموکراتیک نیست بلکه سویی دیکتاتورپرور نیز گرفته است، برای اینکه منظور مرا به خوبی متوجه شوید نگاهی بیندازید به کسانی که از شما انتقاد میکنند و یا حتی کاریکاتورستی مانند نیک آهنگ که سیل تهمتها و دشنامها را پس از یک کاریکاتور انتقادی از شما تحمل میکند. اگر بخواهیم به این روند دموکراتیک اطلاق کنیم، بی شک در حق فرآیند دموکراسی اجحاف کرده ایم.</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>من نمی گویم شما مسئول این چنین حجمه هایی به منتقدان هستید اما مسلما میتوانید با گسترش روح انتقادپذیری از طریق برخورد منطقی با انتقادها و همچنین اشاره های گاه و بیگاه به لزوم وجود و گسترش انتقاد در فرآینده دموکراتیزاسیون به این امر کمک کنید.</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>من نمی توانم بپذیرم که غالب گفتگوها شامل مسایل مهم و سرنوشت ساز شده است، گفتگوهایی که در روابط اجتماعی پس از خرداد 88 شکل میگیرد بیشتر جنبه اعتراض به انتخابات و حوادث پس از آن را دارد. اگر اجازه بدهید از شما بپرسم این گفتگوهای مهم و سرنوشت ساز حقیقتا چه بوده اند؟ آیا منظور از موضوعات سرنوشت ساز ملی صرفا همین انتخابات و حوادث پس از آن است؟ آیا نمی توان موضوعات مهمتری را برای کشور و ملت متصور شد؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><em>&#8220;</em><em>امروز بیش از همیشه تاریخ، مردم متجاوزان به حقوق اساسی ملت را می شناسند و به نقض مکرر حقوق بشر و کرامت انسانی در نظام امنیتی </em><em>–</em><em>قضایی کشور آگاهی دارند و می دانند تا چه اندازه تمامیت خواهان در پایمال کردن میثاق مشترک ملی به‌ویژه در زمینه حقوق اساسی مردم پیش رفته اند. و در عین حال علی‌رغم حوادث تلخ و گزنده و خونبار، به برکت همین تعامل و گفتگوی جمعی، عقلانیت مردم همواره بر احساسات آنان غلبه کرده است و از این‌‌رو بدخواهان با تمام تلاش هایی که کردند نتوانستند مردم آسیب دیده و کشته داده و حبس دیده را به خشونت وا دارند. مبارزه و ایستادگی از طریق مسالمت آمیز کارآمدترین اسلحه ما درمقابل گلوله ها و باتوم‌های برقی و چماقداران و قداره کشان بی‌فرهنگ و بد دهان بوده است.</em><em>&#8220;</em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>به نظر میرسد باید از عبارات کلی و ادعاهای مبهم و بی پشتوانه پرهیز کرد. شاید برای روحیه دادن مفید باشد اما مسلما همین گفته ها که شما آگاهترین در تاریخ هستید، گسترش موج ناآگاهی و نادانی را باعث خواهد شد؛ آیا ملتی که خود را آگاهترین به حقوقش تصور کند در پی شناخت حقوقش خواهد رفت یا ملتی که خود را فاقد آگاهی بداند؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>حقوق اساسی ملت کدامند؟ کدامیک از آنها در قانون اساسی آمده، تایید شده یا رد شده است؟ کدامیک از آنها اعمال میشود و کدام نمیشود؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>اینکه مردم همواره عقلانیتشان بر احساساتشان چربیده است هم نوعی اغراق است. بی شک مردم در روز عاشورا و 30 ام خردادماه کمی با احساسات برخورد کرده اند که از فیلمهای موجود میتوان فهمید. البته نمایش مدنی، مسالمت آمیز، متمدنانه و خیره کننده 25 خرداد رشد فوق العاده عقلانیت ملی ما را تایید میکند اما نباید به خود غره شویم. </strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>این قداره کشان نانجیب، بی خرد و ملت ستیز، حاصل کدام فرهنگ مسلط بوده اند؟</strong></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><em>&#8220;</em><em>توده های میلیونی ملت بزرگ امروز می بینند که چه کسانی دشنه در دست به دنبال زنان، مردان، پیران و جوانان می دوند و چه کسانی با برخورداری از فرهنگی نازل، در تظاهرات و جمع‌های عمومی رکیک ترین کلمات و جملات را بر زبان می آورند و مردم به جای اینها، نماهنگ های زیبا ساخته اند و پوسترهای پرمعنا به یکدیگر هدیه کرده اند و فیلم ها و عکس های بی شماری از زندگی و مبارزه مردم تهیه و پخش کرده اند و غصه ها و درد های خود را این چنین جاودانی کرده اند:*</em><em>&#8220;</em><em></em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>صراحتا چه کسانی چنین گفتار و کرداری را بروز داده اند؟ آیا همان بچه های پامنبری و سینه زن امام حسین و معتکفان امام زمانی گلوی جوانان بی گناه را ندریدند؟ آیا همان مقلدان واقعی مراجع نبودند که چنین فجایعی را آفریدند؟ چنین موجودات بی فرهنگ و وحشی صفتی حاصل کدامین تز دینی و سیاسی هستند؟</strong></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><em>&#8220;</em><em>یاران سبز راه امیددر آغاز سال جدید صبر و استقامت، به توصیه دوستان منشوری برای هماهنگی و همدلی بیشتر و تقویت هویت مشترک جنبش سبز تهیه شده که در ادامه این مقدمه تقدیم می شود.</em></p>
<p dir="rtl"><em>طبیعی است که متن پیشنهادی نتواند پاسخگوی همه سلیقه ها و مطالبات باشد</em><em>. دلگرمی این همراه کوچک برای این معضل، راه حلی بود که تعدادی از رای دهندگان در آستانه انتخابات سال گذشته پیدا کردند. در زنجیره سبز میدان تجریش تا میدان راه آهن بودند کسانی که می گفتند میان بد و بدتر، بد را انتخاب می کنند و این انتخاب پیوستگی آن زنجیره محکم به‌یاد ماندنی را ممکن ساخت. اصلاح واقعی از همین تمیز و مسئولیت پذیری برای انتخاب این و یا آن شروع می شود.این متن قدم اولین است و جنبش سبز در سیر تکاملی خود انشاءالله متن کاملتر و زیباتری خواهد آفرید.</em></p>
<p dir="rtl"><em>“تلک الدار الاخرة نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فسادا و العاقبة للمتقین”</em></p>
<p dir="rtl"><em>و آن سرای آخرت را برای کسانی قرار دادیم که خواهان برتری‌جویی و فساد در زمین نیستند، و فرجام نیکو از آن پرهیزگاران است.</em><em>&#8220;</em></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>البته اینکه میان بد و بدتر، بد را انتخاب کنیم هیچ تضادی با اصلاح متن پیشنهادی نخواهد داشت و نباید تصور کنید که این متن، مقدس بوده و نباید کوچکترین تغییری در آن پدید آید.</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><em><span style="text-decoration:underline;">&#8220;</span></em><em><span style="text-decoration:underline;">ریشه ها و اهداف</span></em></p>
<p dir="rtl"><em>１-    </em><em>بروز انحرافات گوناگون و موانع بتدریج سازمان یافته در مسیر تحقق اهداف و آرمان هایی چون عدالت، استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی که مردم به خاطر آنها انقلاب شکوهمند اسلامی را به پا کردند، ظهور گرایشات تمامیت خواهانه در میان برخی از مسوولین حکومتی، نقض حقوق بنیادین شهروندان، بی حرمتی به کرامت انسانی، سوءمدیریت دولتی، افزایش فاصله طبقاتی و محرومیت های اقتصادی و اجتماعی، قانون گریزی بل قانون ستیزی برخی مجریان قانون، نادیده گرفتن منافع ملی و ماجراجویی های عوامفریبانه در تعاملات بین المللی، فراموشی تدریجی و دردناک اخلاق و معنویت برای قدرت عواملی است که به نضج گیری نگرش های اعتراضی در میان دلسوختگان، دردمندان و قاطبه مردم ایران در سال های اخیر انجامید که بروز بارز و نیرومند آن در جنبش سبز مردم ایران پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸  جلوه کرد.</em><em>&#8220;</em><em></em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>مصداقهای انحرافات در جمهوری اسلامی کدامند؟ این انحرافات عملی بوده یا در اندیشه هم دچار انحراف شده ایم؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>چه موانعی به تدریج سازمان یافتند و چه کسانی موانع را سامان و سازمان دادند؟ هدف آنها از گسترش موانع چه بوده است؟ آیا جز این بوده که انقلاب از ابتدا تا کنون در دست عده ای خاص بوده است؟ آیا همین عده خاص با انقلاب مردم چنین کردند یا کسانی از خارج مجموعه آنان چنین کردند؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>به نظر میرسد تمامی واژه های عدالت، آزادی، استقلال نیازمند تعریف روشن هستند. اگر فرض کنیم که این واژه ها آرمانهای انقلاب بوده اند. تا چه حد در تعریف این واژه ها بین مردم ایران و رهبران انقلاب همچون خمینی و بازرگان اشتراک نظر وجود داشته است؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>آیا از آغاز و یا حتی پیش از انقلاب اسلامی این گرایشان تمامیت خواه وجود نداشته اند؟ آیا رفتارها و گفته های خود خمینی مصداق همین خوی دیکتاتوردوست و دیکتاتورپرور نبوده است؟ آیا ایستادن ایشان در مقابل توصیه های آیت الله بروجردی، حذف مراجع مخالف، حذف همگی جریانهای فکری و عملی مخالفش، نشان از خوی دیکتاتوری نداشته است؟ آیا مقصد آن حرکت که لایه ای قدرتمند از دیکتاتوری در دل رهبر مذهبی آن نهفته بود چیزی جز امروز میتوانست باشد؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>حقوق بنیادین شهروندان تعریف نشده است. از این عبارت منظور چیست؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>تا چه میزان سیاستهای پس از انقلاب ماجراجویی بوده است؟ آیا تنها در همین دوره احمدی نژاد، کشور ما شاهد سیاستهای ماجراجویانه و عوامفریبانه بوده است؟ اگر پیش ازین نیز شاهد چنین روز و روزگاری بوده ایم در آن دوران شما و همفکرانت چه میکردید؟ آیا نباید توضیحی قانع کننده بدهید و یا حتی عذرخواهی جوانمردانه از ملت بمایید؟ که سبب بزرگی و محبوبیت بیشتری برایتان خواهد بود.</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>منظور از محرومیتهای اقتصادی و اجتماعی چیست؟ چه راهکاری برای رفع آنها دارید؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><em>&#8220;</em><em>۲-      جنبش  سبز با پایبندی به اصول و ارزشهای بنیادین انسانی، اخلاقی و دینی و ایرانی، خود را پالایش‌گر و اصلاح‌گر روند طی شده در نظام جمهوری اسلامی ایران در سال‌های پس از انقلاب می داند و بر این اساس حرکت در چارچوب قانون اساسی و احترام به نظر و رای مردم را وجه همت خویش قرار خواهد داد.</em><em>&#8220;</em></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>این اصول دقیقا کدامند؟ تعاریف و مولفه های گوناگونشان کدام است؟ در مواردیکه متضاد باشند، تضادهای این اصول چگونه رفع خواهد شد؟ کدامیک برتری خواهند یافت؟ اصول و فرهنگ ایرانی – انسانی &#8211; اخلاقی یا دینی؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>گمان میکنم شما هم به این نکته واقفید که آینده ایران وابسته به محتوای فرهنگی ما خواهد بود. بنابرین باید گروهی متشکل از برترین اساتید و اندیشمندان علوم انسانی به استخراج فرهنگ ایرانی و فرهنگ اسلامی بپردازند و موارد تضاد آنها را بطور روشن مشخص ساخته و برای رفع آنها تزی ارایه دهند. بزرگترین تضادهای اجتماعی و روانی ما برخاسته از تضاد ایران و اسلام است. ملت باید بداند در موارد تضاد چه کند و کدام را برتری دهد.</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>من نمیدانم چه اصراری دارید که بگویید میتوان در چهارچوب قانون اساسی حرکت کرد و به نظر مردم هم احترام گذاشت! بدون شک قانون اساسی در مواردی ناقض حقوق ملت ایران است و همین تضاد قانون اساسی است که آنرا و نظام ناشی از آنرا ناکارآمد و تشنج آفرین و متزلزل ساخته است(همان نبرد فرهنگ ایرانی و اصول اسلامی). اگر بخواهید طبق قانون اساسی عمل کنید همین الان باید بروید و از ولی مطقه فقیه طلب عفو نمایید که اوامر الهی او را طبق قانون اساسی و رای وی را به سلامت انتخابات نقض کرده و زیر پا گزارده اید!</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><em>&#8220;</em><em>۳-      جنبش سبز حرکتی در تداوم تلاش مردم ایران برای دستیابی به آزادی و عدالت اجتماعی و تحقق حاکمیت ملی است که پیش از این در برهه هایی چون انقلاب مشروطیت، جنبش ملی شدن نفت و انقلاب اسلامی خود را جلوه گر ساخته است.</em></p>
<p dir="rtl"><em>۴-      بازخوانی تجربه معاصر در تلاش برای تحقق اهداف والای اجتماعی مردم ایران نشان میدهد که تنها از طریق تقویت جامعه مدنی، گسترش فضای گفتگوی اجتماعی، ارتقاءسطح آگاهی و جریان آزاد اطلاعات، مشارکت موثر احزاب و تشکل ها وهمچنین زمینه پردازی برای فعالیت آزاد روشنفکران و فعالان اجتماعی- سیاسی وفادار به منافع ملی در چارچوب تحول خواهی و ایجاد تغییر در وضعیت موجود می توان اهداف جنبش سبز را عملی کرد و این امر مستلزم توافق و تاکید بر اصول حداقلی و مطالبات مشترک و ایجاد تعامل و هماهنگی میان همه نیروهایی است که علی رغم داشتن هویت مستقل با پذیرش تکثر در درون جنبش، زیر چتر فراگیر جنبش درکنار یکدیگر قرار می گیرند.</em><em>&#8220;</em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>بازخوانی تجربه معاصر ملت ایران نیازمند کار پژوهشی عمیق و منظم است و نمیتوان صرفا با شعار این امر را عملی نمود.</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>تقویت جامعه مدنی از چه طریقی امکان پذیر است؟ این واژه ها در یک جامعه آزاد یا نسبتا آزاد راهکار مشخصی برای تحققشان دارند اما در فضای بسته جامعه ایران، خصوصا پس از انتخابات سال 88 چگونه میتوان جامعه مدنی را تقویت کرد؟ صرفا با شعار و بیانیه؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>آوردن قید وفادار به منافع ملی و نیز قید چهارچوب برای فعالیتهای روشنفکران تضاد اساسی با روشن اندیشی و نو اندیشی دارد، چراکه نواندیشی صرفا با فرارفتن از قیود و پریدن از حصار امکان پذیر است. یک روشنفکر میتواند وفادار به منافع انسانی باشد که فراتر از منافع ملی است بطور مثال منافع ملی امریکا، غارت نفتی عراق را ایجاب میکند اما ممکن است روشن فکری بگوید این غیر انسانیست و با این سود ملی به مقابله برخیزد.</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>اهداف جنبش سبز عبارتی کلی و مبهم است که نیاز به تبیین و شفاف سازی دارد بطوریکه در اولین مرحله مورد تایید اکثریت سبزها و سبزاندیشان و در مرحله بعدی مورد تایید ملت ایران باشد.</strong></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><em><span style="text-decoration:underline;">&#8220;</span></em><em><span style="text-decoration:underline;">راه‌کارهای بنیادین</span></em></p>
<p dir="rtl"><em>１-    </em><em>جنبش سبز، یک حرکت اجتماعی فراگیر است که هرگز خود را مبری از خطا نمی انگارد و با نفی هرگونه مطلق نگری شرک آلود، بر گسترش فضای نقد و گفتگو در درون و بیرون جنبش تاکید دارد. دیده بانی سیر حرکت و تحول جنبش از سوی همه فعالان و به خصوص صاحبان اندیشه و عمل امری حیاتی است که می تواند جنبش را از لغزش به ورطه تمامیت خواهی و فساد بر حذر دارد.</em><em>&#8220;</em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>از چه طریقی شما به این نتیجه رسیدید که جنبش یک جنبش فراگیر است؟ آیا عدم همراهی موثر شهرستانها و روستاها، خود گواهی بر نادرستی این ادعا نیست؟ برای فرگیر شدن جنبش چه راهکاری غیر از بیانیه دارید؟ چگونه میتوانید توجیه کنید که جنبش یک حرکت کور احساسی یا سیاسی نبوده و حرکتی ریشه دار و اجتماعی است؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>اگر مطلق نگری، شرک آلود نباشد موردی ندارد؟ تنها مطلق نگری شرک آلود را نفی میکنید؟ شاید بهتر باشد شرک آلود حذف شود.</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>صاحبان عمل چه کسانی هستند؟!!!</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>به نظر میرسد باتوجه به موج اهانت و مخالفت متعصبانه ای که ضد منتقدان شما و بطور مثال کاریکاتور نیک آهنگ صورت گرفت صدای پای استبداد در جنبش به گوش میرسد، پس برای جلوگیری از لغزش استبدادی چاره ای بیندیشید. </strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><em>２-    </em><em>&#8221; </em><em>در نگاه  فعالان جنبش سبز، مردم ایران همه خواهان ایرانی آباد سرفراز و سربلند هستند. جنبش سبز موافق تکثر ومخالف انحصارطلبی است. در نتیجه، دشمنی و کینه توزی با بدنه اجتماعی هیچ بخشی از جامعه جایی در جنبش ندارد. تلاش برای گفتگو و تعامل با رقبا و مخالفان در فضایی سالم و آگاهی بخشی درباره اهداف و اصول جنبش وظیفه همه افرادی است که خود را آگاهانه در زمره فعالان جنبش سبز می انگارند. ما همه ایرانی هستیم و ایران متعلق به همه ماست.</em><em>&#8220;</em><em></em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>مردم ایران خواهان ایرانی آباد، سرفراز و سربلند هستند اما می توان به جای سرفرازی و سربلندی خواسته ها و آرزوهای بسیار جامعتری مانند ایرانی آزاد، پیشرفته، عادلانه(در قانون و اجرا)، متمدن، قدرتمند و ..  متصور شد که درونشان و حاصلشان همان سرفرازی ایران و ایرانی خواهد بود.</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>به نظر میرسد تا بر سر اهداف و اصول جنبش توافق کلی بین سبزها صورت نگیرد کمی باید در جهت آگاهی بخشی تامل کرد.</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>اگر ایران متعلق به همه ایرانیان است پس ما باید صراحتا بپذیریم که در آینده ای نه چندان دور که بساط استبداد برچیده خواهد شد، همه ایرانیان، مرد و زن، پیر و جوان، روحانی و غیر روحانی، دیندار و کافر، دین دوست و ضد دین، بهایی و شیعه، مسلمان و زرتشتی و &#8230; همگی برابر خواهند بود. نه اینکه عده ای برابرتر باشند!</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><em>&#8220;</em><em>۳-      گسترش و فعال سازی شبکه های اجتماعی </em><em>–</em><em>واقعی و مجازی- و تعمیق فضای گفتگو بر سر اهداف و بنیان های هویتی جنبش از جمله راهکارهای محوری است که مستلزم توجه ویژه کلیه فعالان سبز است.</em><em>&#8220;</em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>این اهداف و بنیانهای هویتی، ناقصند و هنوز به تایید اکثریت نرسیده اند.</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><em>&#8220;</em><em>۴-      جنبش  سبز در عین تاکید مصرانه بر حفظ استقلال و مرزبندی با نیروهای غیرملی وخارجی، در جستجوی راهی منزوی همراه با دگر ستیزی  نبوده و اسیر گرایشات تعصب آلود نمیشود. عدالت، آزادی، استقلال، کرامت انسانی و معنویت ارزشهای جهانی هستند و تجربه آموزی از ملتهایی که برای دستیابی به این ارزشها تلاش کرده اند و همچنین استقبال از نقد و نظر مشفقانه همه آزدیخواهان و صلح طلبانی که برای رهایی نوع بشر و کرامت انسانها تلاش می کنند از دیگر راه کارهای جنبش است.</em><em>&#8220;</em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>استقلال به چه معناست؟ محدوده آن کجاست؟ نسبت آن با منافع ملی چیست؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>منظور از نیروهای غیر ملی کدام نیروهایند؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>یکی از بزرگترین آسیبها پس از انقلاب 1357 همین محدوده تعیین کردن و قید و بست زدن به نقد و نقادی است. گیرم نقدی مشفقانه نبود، آیا نباید آنرا شنید؟ آیا نباید درستی آنرا با محک عقل سنجید و از آن استفاده نمود؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>رهایی نوع بشر از چه چیزی؟ هزاران هدف برای رهایی بشر هست : مثلا برخی فرقه های شیطان پرستان جهت رهایی بشر از خدا تلاش میکنند، آنارشیستها برای نابودی قانون و رهایی از آن تلاش میکنند و &#8230;</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>کرامت انسان عبارتی کلی و مبهم است. کرامت انسانی بوسیله چه چیزهایی برآورده میشود؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><em><span style="text-decoration:underline;">&#8220;</span></em><em><span style="text-decoration:underline;">هویت سبز</span></em></p>
<p dir="rtl"><em>گنجینه ایرانی- اسلامی:</em></p>
<p dir="rtl"><em>１-      </em><em>جنبش سبز با پذیرش تکثر درون جنبش بر استمرار حضور دین رحمانی سرشار از رحمت، شفقت، معنویت، اخلاق و تکریم انسان تاکید دارد و راه تقویت ارزش های دینی در جامعه را تحکیم وجه اخلاقی و رحمانی دین مبین اسلام و نظام جمهوری اسلامی ایران می داند. ایجاد پیوند میان میراث ایرانی-اسلامی و شوق به توسعه و پیشرفت در جامعه، پرهیز از اکراه مردم به تقید به مرام، مسلک و رویه خاص و همچنین مبارزه با استفاده ابزاری از دین و حفظ استقلال نهادهای دینی و روحانی از حکومت تنها راه حفظ جایگاه والای دین و تداوم نقش برجسته آن در جامعه ایران است که به عنوان یکی از اصول بنیادین جنبش سبز در سرلوحه امور جای می گیرند.</em><em>&#8220;</em><em></em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>به نظر من این بند مهمترین و بحث برانگیزترین قسمت بیانیه بوده است زیرا درحالیکه جنبش قلب استبداد دینی را نشانه رفته است سخن از دین رحمانی، قدری نگران کننده است.گویی همان جنایت ها میخواهد به نحوی دیگر استمرار یابد.</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>در مورد دین رحمانی حقیقتا و صراحتا منظور شما چه دینی است؟ اگر خوشبین باشیم چه بسا زمزمه های تفکرات اندیشمندانی چون رازی، ایرانشهری، ریوندی، خیام(همه ضد اسلام و معتقد به طرد اسلام از ایران)، ، حلاج(معتقد به قرائتی عرفانی از اسلام)، ابن سینا(قرائت علمی از اسلام)، ملاصدرا، فیض کاشانی(قرائت فیلسوفانه و عمقی از اسلام) و در عصر کنونی کسروی و شریعتی(قرائت عقلی جامعه محور از اسلام)  را بشنویم که برخی می گفتند تنها راه نجات ایران، نابودی و طرد اسلام است زیراکه هرگز نمیتوان با وجود چنین قوانین وحشیانه و ضدبشری پیشرفت کرد و برخیشان میگفتند میتوان اسلام را انسانی کرد یا به عبارتی، اسلام را انسانی دید تا مشکل رفع شود؛ مثلا چه اشکال دارد هنگامی که قرآن میگوید &#8220;دست دزد را ببرید&#8221; ما عاقلانه (نه ظاهری و قشری) برداشت کنیم و بگوییم منظور از بریدن،از بین بردن آن ناراحتی اجتماعی، اقتصادی یا روانیست است که وی را به دزدی واداشته که در اینصورت با بریده شدن و نابود شدن آن مشکل، دست وی از دزدی کوتاه خواهد شد و به بدی و نامردمی اقدام نخواهد کرد.</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>وقتی صحبت از استمرار حضور دین رحمانی میشود اولین سوالی که به ذهن می آید این است که آیا دین اسلام فعلی و مورد تایید علمای اسلام، دینی رحمانی است؟ آیا میتوان از قوانین اسلام کنونی مانند دست و پا بریدن و سنگسار و از بلندی به زیر افکندن به عنوان دین رحمانی یاد کرد؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>آیا دین مورد نظر شما در این منشور، دینی غیر از اسلام است؟ یا منظورتان اسلامیست که رحمانی شده است؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>آیا قرائت شما از دین اسلام، رحمانی و انسانیست؟ بر فرض که چنین باشد چگونه میتوانید امواج تولید حماقت علمای اسلام را کور و متوقف کنید تا دین رحمانی مد نظر شما جریان یابد؟ آیا علمای اسلام با توجه به قانون ارتداد، هرگونه تغییر در قرائتشان از اسلام را متوقف نخواهند نمود؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>میتوان گفت فرهنگ ایرانیان و احکام و فرهنگ اسلام نقاط مشترک دارند اما بدون هیچ شک و تردیدی در موارد بسیاری متضاد و مخالفت یکدیگرند(مثلا در بحث دورغ که شما بارها دولت را به آن متهم کرده اید، نزد ایرانیان باستان بزرگترین گناه نابخشودنی و ریشه همه فسادهاست و نزد مسلمین (خصوصا شیعیان) میتوان برای مصلحت استفاده کرد). یکی از بزرگترین مشکلات اجتماعی ایرانیان پس از حمله تازیان به ایران همین تضادهاست. درنظر نگرفتن این تضادها ساده انگاریست و روزی سر باز میکند و مشکلات بسیاری ایجاد مینماید. ایرانیان بایستی هویت خودشان را فارغ از دینشان بشناسند و در مورد مولفه های هویت دینیشان تصمیم بگیرند. نمیتوان یک دین را تمام و کمال به خورد یک ملت داد و انتظار نیک بختی، همگونی و همبستگی آن ملت راداشت.</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>چه کسانی استفاده ابزاری از دین میکنند؟ آیا غیر از علمای اسلامند؟ و آیا دین ما و شما را همین علمای اسلام دست به دست تا اینجا نیاورده اند؟ چگونه به چنین کسانی اعتماد کرده و قرائتشان از دین و دینشان را پذیرفته ایم؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>هیچ کس نقش برجسته اسلام در ایران خصوصا تبدیل امپراطوری قدرتمند ایران باستان به مستعمره عربستان و برپاپا نمودن بساط نوکری مردم و نکبت کشور را منکر نیست بطوریکه استمرار آن نقش اکنون کشوری عقب مانده، استبدادی، کوچک و ذلیل است. مسئله این است که آیا کاربرد اسلام در ایران همین ذلت و نکبت خواهد بود یا شما نکات مثبتی در این دین برای پیشرفت و قدرتمندسازی میهن و آزادی و نیکبختی ملت جسته اید که بتواند پس از هزار و اندی سال سودی از اسلام عاید این ملت مظلوم کند. آیا اسلام جز نکبت و بدبختی حاصل دیگری هم داشته است؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><em>&#8220;</em><em>۲-      رمز بقای تمدن ایرانی- اسلامی همانا همزیستی و همگرایی ارزش های دینی و ملی در طول تاریخ این سرزمین است. در این راستا، جنبش سبز بر حفظ و تقویت ارزش های والای فرهنگ ایرانی و سرمایه های غنی انباشته شده در رسوم و مناسبت‌های ملی تاکید می ورزد و در این راه تقدس‌زدایی از تعصبات نابجا و آگاهی‌بخشی درباره ویژگی های هویت آفرین آیین های ملی و مذهبی را وجه همت خویش قرار می دهد.</em><em>&#8220;</em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>چگونه همگرایی ارزشهای ملی و دینی(اسلام غالب) ممکن است؟ هنگامیکه اسلام با تمام وجود خود را بر تمام پیکره این ملت تحمیل کرده است و طرفدارانش سر میبرند و پا اره میکنند.</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>تعصبات به جا، کدامند که نباید از آنها تقدس زدایی کرد؟ آیا تعصب حاصل تقدس نیست؟ آیا تقدس مثبت هم داریم؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><em>&#8220;</em><em>۳-      ملت ایران در تاریخ مبارزات خویش برای کسب آزادی و استقلال، بارها خودباوری و اتحاد بر سر اصول را به نمایش گذاشته است. جنبش سبز ملت ایران با اتکا به این میراث گرانبها و با تکیه بر خرد جمعی و نفی هرگونه خودمداری و خودخواهی در تلاش برای تحقق اهداف خویش، دستیابی به اجماع آگاهانه بر خصیصه های هویت آفرین و کنار گذاشتن عناصر تشتت زا را مورد نظر دارد و این امر را تنها با تکا به عقلانیتی میسر می داند که حاصل جمع خردهای مختلف و مبتنی بر نظام عقلانیت توحیدی باشد.</em><em>&#8220;</em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>این بند چندین مورد تضاد مهم و اساسی را در این منشور برجسته کرده است : چگونه میتوان مدعی تکیه بر خرد جمعی شد در حالیکه با مرزکشی و تعصب محوری همه آنها را هشدار داد که باید مبتنی بر نظام عقلانیت توحیدی باشید؟!</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>این نظام عقلانیت توحیدی ساخته کدام نظریه پرداز یا متشرعی است؟ ساخته علمای دینی است یا متفکرین؟ اصلا عقلانیت توحیدی یعنی چه ؟ منظور از توحید چه نوع خداپرستیست؟ آیا همان است که خداپرستی شبان را در داستان موسی و شبان میپذیرد یا آنکه مجسمه های بودا را در افغانستان خاک میکند؟ این عقلانیت مورد توافق کدام گروه از دین شناسان یا متشرعان است؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>اجماع آگاهانه چگونه و با چه راهکاری در این شرایط امکان پذیر است؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl">-          </p>
<p dir="rtl">-          </p>
<p dir="rtl"><em>&#8220;</em><em>۴-      جنبش سبز جنبشی ایرانی- اسلامی است که در جستجوی دستیابی به ایرانی آباد، آزاد و پیشرفته است. بر این اساس، هر فرد ایرانی که توسل به خرد جمعی توحیدی را به عنوان مبنای تلاش برای ایجاد فردای بهتر برای میهن خویش بپذیرد در زمره فعالان جنبش سبز به شمار می آید. جنبش “ایران را متعلق به همه ایرانیان می داند”.</em><em>&#8220;</em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>بازهم اشاره به ایرانی اسلامی و باز هم تاکید میکنم که ایرانیت و اسلامیت اشتراکاتی دارند اما وجوه تضاد و تخالف آنها به شدت پر رنگ است. آیا ما نمیتوانیم ملتی با هویت مستقل از دین اسلام باشیم. چه اشکال دارد همچون پیش از ورود اسلام ایرانی باشیم وهرکس دین خودش را داشته باشد؟ ایرانی بودن حقیقتا و واقعا معنا و تعریف مشخصی داشته است، چرا ما میخواهیم روح ایرانی را با ادیان گوناگون گه زده و مخدوش و متورم کنیم؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><em><span style="text-decoration:underline;">&#8220;</span></em><em><span style="text-decoration:underline;">حق حاکمیت مردم</span></em></p>
<p dir="rtl"><em>１-      </em><em>حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش از جمله اصول خدشه ناپذیر جنبش سبز است و نهاد انتخابات به عنوان مناسب ترین شیوه تحقق این اصل مدنظر این جنبش قرار می گیرد. براین اساس، جنبش سبز تلاش های خود برای صیانت از آرای مردم را تا زمان استقرار نظام انتخاباتی آزاد، رقابتی، غیرگزینشی و منصفانه که شفافیت و سلامت آن کاملاقابل تضمین باشد، ادامه خواهد داد.رای و خواست مردم منشا مشروعیت قدرت سیاسی است  و جنبش سبز اعمال هر گونه صلاحیت خودسرانه و گزینشی تحت عنوان نظارت  استصوابی را مغایر با قانون اساسی، حق تعیین سرنوشت مردم وحقوق بنیادین آانها دانسته و با آن مبارزه میکند.</em><em>&#8220;</em><em></em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>آیا چنین نظام انتخاباتی تبیین و برنامه ریزی شده است؟ آیا کارگروهی در داخل یا خارج از ایران مشغول برنامه ریزی برای برگزاری چنین انتخاباتی هستند؟ یا تنها شعار است؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>باز هم در این بیانیه بر قانون اساسی فعلی تکیه میشود، در حالیکه بیانیه مدعیست که نظارت استصوابی مغایر قانون اساسیت و منشا مشروعیت قدرت سیاسی از آن مردم است اما قانون اساسی فعلی بخصوص پس از اصلاحات سال 68 نظارت استصوابی را به نحوی و از طریق گسترش اختیارات رهبری پذیرفته است. حال با توجه به این موارد، راهکار ما برای مبارزه با نظارت استصوابی چیست؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>اگر در نظر بگیریم که منشا مشروعیت قدرت از مردم می آید، نظام جمهوری اسلامی چه محلی از اعراب خواهد داشت؟ یعنی اگر مردم بگویند نه تنها نظام اسلامی بلکه خود اسلام را هم نمی خواهیم شما قبول خواهید کرد؟!!</strong></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><em>&#8220;</em><em>۲-      دستیابی به اهدافی چون آزادی و عدالت تنها بر پایه توجه به منافع ملی و حفظ استقلال میسر است. جنبش سبز با آگاهی از این امر، نسبت به هر اقدامی که برخلاف منافع ملی و ناقض اصل استقلال باشد مبارزه می کند و این مسئله را در زمره موازین محوری خویش می داند.</em><em>&#8220;</em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>آیا تاکنون استقلال داشته ایم که بخواهیم حفظش کنیم؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>چگونه و با چه راهکار و برنامه ای میخواهید با اقدامات ضد منافع ملی مبارزه کنید؟</strong></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><em><span style="text-decoration:underline;">&#8220;</span></em><em><span style="text-decoration:underline;">ارزش های جنبش سبز</span></em></p>
<p dir="rtl"><em>کرامت انسان ها و پرهیز از خشونت</em></p>
<p dir="rtl"><em>１-      </em><em>نخستین ارزش اجتماعی مدنظر جنبش سبز دفاع از کرامت انسانی وحقوق بنیادین بشر فارغ از ایدئولوژی، مذهب، جنسیت، قومیت و موقعیت اجتماعی است. استقرار و تضمین موازین حقوق بشر به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهای بشری و حاصل خرد جمعی همه انسانها مورد تایید و تاکید جنبش سبز است. این حقوق خدادادی است و هیج فرمانروا، دولت، مجلس یا قدرتی نمی تواند آنها را لغو یا به صورت ناموجه و خودسرانه محدود کند. تحقق این امر مستلزم احترام به اصولی چون برابری، مدارا، گفتگو، حل مسالمت آمیز مناقشات و صلح طلبی است که خود در پرتو ایجاد زمینه های لازم برای فعالیت آزاد رسانه های مستقل، جلوگیری از سانسور، دسترسی آزاد به اطلاعات، گسترش و تعمیق جامعه مدنی، احترام به حریم خصوصی افراد، فعالیت آزادانه شبکه های اجتماعی غیر دولتی و اصلاح قواعد و مقررات در جهت حذف هرگونه تبعیض میان شهروندان امکان پذیر است.</em><em>&#8220;</em><em></em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>حقوق بنیادین بشر کدامند ؟ نسبت آنها با حقوق اسلامی چیست؟ در مواردیکه که حقوق بشر و حقوق اسلامی مخالف یکدیگر باشند چه خواهید کرد و چه راهکاری دارید؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>از آنجا که حقوق بشر حاصل خرد جمعی انسانها و نه خرد توحیدی آنهاست تکلیف ما با چنین حقوق برخاسته از خرد غیر توحیدی چیست؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>گفته اید هیچ فرد یا سازمانی نمیتواند حقوق بشر را بصورت ناموجه و خودسرانه محدود کند؛ یعنی میتوان حقوق بشر را به صورت موجه و غیر خودسرانه محدود کرد؟ اکنون نیز جمهوری اسلامی بصورت غیر خودسرانه و با قانون و رای قاضی، مشغول چنین کاریست پس مشکل شما با اقدامات نظام اسلامی چیست؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl">-     <strong>چگونه میتوان &#8220;</strong><strong> فعالیت آزاد رسانه های مستقل، جلوگیری از سانسور، دسترسی آزاد به اطلاعات، گسترش و تعمیق جامعه مدنی، احترام به حریم خصوصی افراد، فعالیت آزادانه شبکه های اجتماعی غیر دولتی و اصلاح قواعد و مقررات در جهت حذف هرگونه تبعیض میان شهروندان</strong><strong>&#8221; را محقق کرد</strong>؟</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><em>&#8220;</em><em>۲-      جنبش سبز یک جنبش مدنی است که پرهیز از خشونت و حرکت در چارچوب موازین مبارزه مدنی را سرلوحه خویش قرار می دهد. این جنبش با اعتقاد به اینکه “مردم” تنها قربانی خشونت در هر زمینه ای خواهند بود، گفتگو، مبارزه مسالمت آمیز و توسل به راهکارهای غیر خشونت آمیز را ارزشی خدشه ناپذیر می داند. جنبش سبز با توجه به شرایط و مقتضیات، از کلیه ظرفیتهای  مبارزه مسالمت آمیز استفاده خواهد  کرد.</em><em>&#8220;</em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>این مبارزه مسالمت آمیز چه نوع مبارزه ای است؟ چه تعریف و راهکار و اقداماتی دارد؟ آیا تنها بیانیه است؟!</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><em><span style="text-decoration:underline;">&#8220;</span></em><em><span style="text-decoration:underline;">عدالت، آزادی و برابری</span></em></p>
<p dir="rtl"><em>۳-      عدالت جایگاه والایی در میان ارزش ها و آرمان های جنبش سبز به خود اختصاص می دهد. توزیع عادلانه امکانات، چه در بعد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و چه در ابعاد دیگر حیات انسانی از جمله اهداف خدشه ناپذیر جنبش سبز است که لازم است برای دستیابی به آن، تمامی تلاش های ممکن انجام شود.</em><em></em></p>
<p dir="rtl"><em>گسترش عدالت در جامعه تنها در صورتی امکان پذیر است که نظام حاکم بر کشور </em><em>–</em><em> در عرصه داخلی و خارجی- کاملا مستقل</em><em> و فارغ از وابستگی به نهادها و قدرت های سیاسی، طبقاتی و اقتصادی عمل کند و بتواند توسعه اقتصادی و ترقی کشور را به نحوی که رفاه و عدالت اجتماعی برای همه مردم ایران فراهم شود، تضمین کند.</em><em>&#8220;</em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>تعریف عدالت چیست؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>برای دستیابی به عدالت کدام تلاش ها باید انجام شود؟ عبارتتان مبهم و شعاریست.</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>نظام فعلی به کدام نهادهای سیاسی و طبقاتی و اقتصادی وابسته است؟ اگر نظام مستقل از طبقه مورد نظر(روحانیون و سپاهیان) شود آیا جمهوری اسلامی معنا خواهد داشت؟ آیا پایبندی به قانون اساسی فعلی معنایی خواهد داشت؟ آیا سنگ خمینی را به سینه زدن معنایی خواهد داشت و عقلانی و صادقانه خواهد بود؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><em>&#8220;</em><em>۴-      جنبش سبز با عنایت به لزوم تامین خواست ها و مطالبات به حق تمامی اقشار و طبقات اجتماع، بر پیوند با اقشار متوسط و کم درآمد اجتماع -که در برابر فشارهای اجتماعی/سیاسی ضعیف‌تر هستند- تاکید دارد. این جنبش با الهام از اصل نهم قانون اساسی، با سلب حقوق اساسی مردم به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور مخالف است و با تاکید بر استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی، یگانه راه حفظ منافع ملی و دفاع از مرزهای میهن را “حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش” در تمامی ابعاد می داند.</em><em>&#8220;</em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>به نظر میرسد با توجه به تحقیقات صورت گرفته هنوز فشار وارده اصلی بر قشر کم درآمد اقتصادیست و نه اجتماعی &#8211; سیاسی.</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>تعاریف استقلالهای ذکر شده نیامده است.استقلال اقتصادی و فرهنگی به چه معناست و تا کدام حد معقول، امکان پذیر است؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><em>&#8220;</em><em>۵-      برقراری آزادی و برابری از اهداف انکارناپذیر انقلاب اسلامی است که جنبش سبز نیز بر ضرورت دستیابی به آن تاکید دارد. نفی هرگونه انحصار فکری، رسانه ای و سیاسی و همچنین مبارزه با حذف فیزیکی هر اندیشه و دیدگاه در سرلوحه اهداف جنبش سبز قرار دارد. ضروری است در این جهت، برای رهایی مردم از هرگونه سلطه سیاسی (استبداد و انحصار طلبی)، اجتماعی (تبعیض و نابرابری های اجتماعی) و فرهنگی (وابستگی و تقید فکری) تلاش شود. جنبش سبز بر حمایت از حقوق زنان، نفی هر گونه تبعیض جنسیتی و حمایت از حقوق اقلیتها و اقوام تاکید ویژه دارد.</em><em>&#8220;</em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong><em> </em></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>منظور از سلطه فرهنگی چیست؟ چه کسانی بیشترین سلطه فرهنگی در ایران را دارند؟ وابستگی فرهنگی چیست و چه نسبتی با سلطه فرهنگی دارد؟ آیا سلطه فرهنگی تازیان از طریق دین اسلام و متون مختلف و احکام و فرهنگش نیز مورد نظر شما هست؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>آیا شعار شما همچون خمینی و هوادارانش &#8220;نه شرقی نه غربی&#8221; است یا با &#8220;نه شرقی نه غربی نه عربی بلکه ایرانی&#8221; موافقید؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>حقوق اقلیتها و اقوام کدامند؟ راهکارهای تحقق این حقوق چیست؟ آیا اقلیتها و اقوام بطور فعالانه عضو جنبش شده اند؟ اگر نشده اند علتش چیست؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl">-          </p>
<p dir="rtl"><em>۶</em><em>&#8220;</em><em>-      جنبش سبز بر این باور است که امنیت تنها امنیت دولت نیست، امنیت انسانی تک تک شهروندان ایرانی است. امنیت برای آحاد مردم باید برقرار شود تا آزاد از ترس و رها از نیاز تحت حمایت قانون زندگی کنند. مداخله نیروهای نظامی و انتظامی در امور سیاسی، هر گونه دخالت افراد غیر مسول در امور انتظامی و سلطه نیروهای امنیتی و انتظامی بر مقامات قضایی مخل  امنیت دولت و ملت است. استقلال قوه قضاییه، عدم مداخله نیروهای نظامی در امور سیاسی و اقتصادی و برخورد با سازمان دهندگان و اعضاء گروههای موسوم به لباس شخصی از خواستهای جدی جنبش سبز است</em><em>.</em><em>&#8220;</em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>امنیت چیست ؟ نسبت امنیت فردی و ملی چیست؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>امنیت انسان یعنی چه؟!!!</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>اگر از کلمه آحاد که مورد استفاده ولی وقیح است استفاده نشود بسیار خوب است!</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>آزاد از ترس و رها از نیاز شعاری و دهان پرکن است! یعنی چه ؟ مگر میشود رها از نیاز شد؟ از کدام نیازها؟ حد این آزادی از ترس و رهایی از نیاز کجاست؟ این جمله مرا به یاد آن جملات گهربار خمینی میندازد که &#8220;آب شما را، برق شما را و&#8230; را مجانی می کنیم&#8221; اما خمینی عملا ناموس ملت را مجانی کرد ، روحش مستفیض باد.</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>استقلال قوه قضائیه با توجه به قانون اساسی فعلی چگونه ممکن است؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><em>&#8220;</em><em>۷-      اجرای تمامی اصول قانون اساسی و به ویژه اصول ناظر بر حقوق ملت (فصل سوم) هدف و خواست تجدیدناپذیر و حتمی جنبش سبز است.</em><em>&#8220;</em></p>
<p dir="rtl"><em>&#8220;</em><em>۸-      آزادی زندانیان سیاسی، رفع محدودیت های غیر قانونی و نگاه امنیتی علیه فعالیت احزاب و گروهها و جنبش های اجتماعی چون جنبش زنان، جنبش دانشجویی، جنبش های کارگری، جنبش های اجتماعی و امثال آن، و همچنین محاکمه عادلانه  آمران و عاملان تقلب در انتخابات، شکنجه و کشتن معترضان به نتیجه انتخابات، و افشاء و محاکمه نظریه پردازان و حامیان خشونت در لایه های مختلف حکومت از راهکارهای روشنی است که در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد.</em><em>&#8220;</em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>محدودیتهای غیر قانونی کدام محدودیتها هستند؟ آیا جمهوری اسلامی جنایاتش را با استفاده از قوانین مصوب به اجرا نمی گذارد؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><em><span style="text-decoration:underline;">&#8220;</span></em><em><span style="text-decoration:underline;">اخلاق مداری و احترام به خلاقیت های فردی و اجتماعی</span></em></p>
<p dir="rtl"><em>１-      </em><em>با کمال تاسف باید اذعان کرد که اتخاذ سیاست های نادرست سیاسی، اجتماعی، اقتصادی از سوی حاکمان به افول اخلاق و تنزل سطح سرمایه اجتماعی در جامعه منجر شده است. جنبش سبز با تاکید بر ضرورت احیای اخلاق به مثابه فصل مشترک و پیوند دهنده حیات اجتماعی مردم ایران، در مبارزات خود برای اجرای حقوق ملت، کاملا نسبت به اصول اخلاقی پایبند خواهد بود.</em><em>&#8220;</em><em></em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>امام راحل چه میزان در اتخاذ سیاستهای نادرست نقش داشته است؟ آیا نباید نقدی به دوران ایشان نیز داشته باشید؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>منظور از سرمایه اجتماعی چیست؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>آیا جنبش سبز و به تبع آن سرانش پس از پیروزی احتمالی نیز اخلاق مدار خواهند بود؟ یا دوران 8 ساله خاتمی که همه غیر خودیهای احزاب مجاهدین و مشارکت را کوبیدند تکرار خواهد شد؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><em>&#8220;</em><em>۲-      جنبش سبز را نه می توان یک حزب متمرکز دانست و نه مجموعه ای از افراد سازمان نایافته و بی هدف. مرور تجربه تاریخی مردم ایران نشان می دهد که آنها همواره و در بزنگاههای تاریخی، هوشیاری، توانایی و درک والای خویش را به منصه ظهور رسانده اند و با تکیه بر قوای خلاقه خویش، راه را برای دستیابی به اهداف خود هموار ساخته اند.جنبش سبز بر پایه اصول و مبادی بنیادین خود، با تکیه بر شبکه های اجتماعی  بر فهم، اندیشه و نوآوری های مدنی ملت ایران تکیه دارد و دستیابی به آرمان هایی چون عدالت و آزادی را به شکوفایی این خلاقیت ها منوط می داند. شعار “هر ایرانی، یک ستاد” اینک می تواند به شعار “هر ایرانی، یک جنبش” تبدیل شود.</em><em>&#8220;</em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>آیا به اتکای همینکه مردم در بزنگاههای تاریخی درک خوبی دارند، مسئولیت سازماندهی نیروها و مردم را از شانه شما ساقط میکند؟ آیا در این یکسال به قدر کافی برای سازماندهی و برنامه ریزی کوشیده اید</strong><strong>؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl">-          </p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><em><span style="text-decoration:underline;">&#8220;</span></em><em><span style="text-decoration:underline;">قانون گرایی و مذاکره</span></em><em></em></p>
<p dir="rtl"><em>１-      </em><em>جنبش سبز با پیگیری اهداف و آرمان های همیشگی انقلاب اسلامی و با اتکا به بازخوانی انتقادی تحولات صورت گرفته پس از انقلاب </em><em>–</em><em> به خصوص در عرصه روابط ملت و دولت- برپایه میثاق مشترک مردم ایران یعنی قانون اساسی، در پی دستیابی به آینده ای روشن برای ملت ایران است.</em><em>&#8220;</em><em></em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>اهداف و آرمانهای انقلاب چه بوده اند که همیشگی هستند؟ آیا ملت به شما این مجوز را داده که آنها را همیشگی بدانید؟ آیا آنها با اهداف و آرمانهای معترضان پس از انتخابات همخوانی کامل دارند؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>رابطه ملت و دولت چگونه باید باشد؟ راهکارهای بوجود آمدن چنان مناسبات ارتباطی کدامند؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><em>&#8220;</em><em>۲-      در این راستا، “اجرای بدون تنازل قانون اساسی” راهکار اصلی و بنیادین جنبش سبز است. این جنبش بر این باور است که تنها با بازگشت به قانون و الزام نهادهای مختلف به رعایت آن و برخورد با متخلفان از قانون در هر موقعیت و جایگاه، می توان از بحران های مختلفی که دامنگیر شده است رهایی یافت و در راه ترقی و توسعه میهن گام برداشت. جنبش سبز در عین حال کاملا توجه دارد که قانونگرایی به معنای استفاده ابزاری از قانون توسط حاکمان نیست. باید شرایطی فراهم آورد تا قانون وسیله اعمال خشونت های ناروا و موهن، نقض حقوق بنیادین شهروندان قرار نگیرد و خشونت، بی عدالتی و تبعیض قانونی نشود.</em><em>&#8220;</em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong><em>-         </em></strong><strong>اجرای بدون تنازل قانون اساسی یعنی بوسیدن دست و پای رهبر و تن دادن به همان جنایات و تخلفها.</strong><strong><em></em></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>استفاده ابزاری از قانون معنا ندارد.قانون مصوب توسط مجری بایستی اجرا شود و درصورتیکه اجرا نشود، مجری متخلف است. اگر قانونی بد است باید اصلاح شود.نمیتوان گفت چون این قانون به ضرر من است اجرا نکنید که استفاده ابزاریست!</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong><em>-    </em></strong><strong>دقیقا در بند آخر اشاره کرده اید که نباید خشونت و .. قانونی شود؛نقطه انحراف انقلاب 57 نیز همین نکته است، درست همانجا که بیشترین مردم با قانون اساسی مبتنی بر دیکتاتوری رهبر کنار آمده اند، بنابرین راهکار نمیتواند بازگشت به آن قانون اساسی جواب پس داده باشد</strong><strong><em>!</em></strong><strong><em></em></strong></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><em>-         </em><em><br />
</em><em>&#8220;</em><em>۳-      قوانین کشوری  و از جمله قانون اساسی متونی همیشگی و تغییر ناپذیر نیستند</em><em>. هر ملتی این حق را داراست که با تصحیح سیر حرکتی خویش، به اصلاح در قوانین جاری اقدام کند. اما باید توجه داشت که تنها تغییر و اصلاحی در قانون اساسی مورد پذیرش است که در فرایند مذاکره و گفتگوی اجتماعی و با مشارکت همه اقشار و گروههای اجتماعی و با پرهیز از تصلب و انحصارگرایی و زورگویی صورت پذیرد.</em><em>&#8220;</em><em></em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-    </strong><strong>اگر قوانین نمیتوانند همیشگی باشند حتما و حتما و حتما باید قانون اساسی که پس از این نوشته خواهد شد تمام بندهایش بدون استثنا قابل بازنگری باشند، حتی مذهب رسمی و نوع حکومت آن.</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>مذاکره غیر متعصبانه و غیرتنگ نظرانه چگونه در چهارچوب خرد توحیدی امکان پذیر خواهد بود؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><em>&#8220;</em><em>۴-      گسترش جامعه مدنی و تقویت حوزه عمومی در زمره اصول اساسی جنبش سبز است. این جنبش بر این باور است که حفظ منافع ملی و دستیابی به اهداف انقلاب اسلامی و همچنین کاستن از تبعات ناخوشایند بحران موجود مستلزم مذاکره و گفتگو میان نمایندگان گروه‌های مختلف فکری و سیاسی است و در این راستا از هرگونه دعوت به مذاکره و گفتگوی شفاف به منظور دفاع از حقوق مردم و حل منازعات اجتماعی استقبال می کند.</em><em>&#8220;</em></p>
<p dir="rtl"><strong><em> </em></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>چگونه گسترش جامعه مدنی امکان پذیر است؟ راهکار اجرایی این گسترش چیست؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>منظور از حوزه عمومی دقیقا چیست؟</strong><strong></strong></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl"><em>&#8220;</em><em>۵-      این جنبش خواهان قدرت بخشی به اقتصاد کشور در صحنه بین‌المللی و سرمایه گذاری و افزایش قدرت خرید مردم ایران است. جنبش سبز خواهان سیاست خارجی عقلانی و عزتمند مبتنی بر تعامل شفاف و سازنده با دنیا و طرد دیپلماسی ماجراجویانه و عوام فریبانه و ارتقاء شان ملت بزرگ و تاریخی ایران در جهان است./ همراه کوچک جنبش سبز.میرحسین موسوی.</em><em>&#8220;</em><em></em></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<p dir="rtl"><strong>-         </strong><strong>چگونه چنین خواهید کرد و برنامه عملیتان برای این منظور کجاست(قدرت بخشی به اقتصاد کشور)؟</strong></p>
<p dir="rtl"><strong><em> </em></strong></p>
<p dir="rtl"><strong><em> </em></strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration:underline;">بسیار زمان برد اما امیدوارم دوستان بخوانند، نقد کنند نظر دهند و به کار جنبش سبز بیاید.</span></strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration:underline;"> </span></strong></p>
<p dir="rtl"><strong><span style="text-decoration:underline;">پایان</span></strong></p>
<p dir="rtl"><em> </em></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/ario222.wordpress.com/211/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/ario222.wordpress.com/211/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/ario222.wordpress.com/211/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/ario222.wordpress.com/211/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/ario222.wordpress.com/211/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/ario222.wordpress.com/211/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/ario222.wordpress.com/211/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/ario222.wordpress.com/211/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/ario222.wordpress.com/211/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/ario222.wordpress.com/211/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/ario222.wordpress.com/211/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/ario222.wordpress.com/211/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/ario222.wordpress.com/211/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/ario222.wordpress.com/211/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ario222.wordpress.com&amp;blog=8248795&amp;post=211&amp;subd=ario222&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" /><div class="sharedaddy sd-like-enabled"></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ario222.wordpress.com/2010/06/19/%d9%86%d9%82%d8%af-%d9%85%d9%86%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%a8%d8%b4-%d8%b3%d8%a8%d8%b2%d8%a8%db%8c%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87-18-%d8%a7%d9%85-%d9%85%d9%88%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/c444fa3113e027529e4d132748ffd7a7?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آریو</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>22 خرداد 89 و رفتارهاي عجيب و غريب مسئولين بي بي سي و بالاترين</title>
		<link>http://ario222.wordpress.com/2010/06/14/22-%d8%ae%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%af-89-%d9%88-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d8%b9%d8%ac%d9%8a%d8%a8-%d9%88-%d8%ba%d8%b1%d9%8a%d8%a8-%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84%d9%8a%d9%86-%d8%a8/</link>
		<comments>http://ario222.wordpress.com/2010/06/14/22-%d8%ae%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%af-89-%d9%88-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d8%b9%d8%ac%d9%8a%d8%a8-%d9%88-%d8%ba%d8%b1%d9%8a%d8%a8-%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84%d9%8a%d9%86-%d8%a8/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 14 Jun 2010 05:55:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ario222</dc:creator>
				<category><![CDATA[جنبش سبز]]></category>
		<category><![CDATA[22 خرداد 1389]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ario222.wordpress.com/?p=205</guid>
		<description><![CDATA[همه ما در يکسال و اندي که درگير قضيه انتخابات و حوادث پس از آن بوده ايم به بالاترين به چشم بهترين مرکز اطلاع رساني و خبرگيري نگاه کرده ايم.   اما  در اين مدت طي چند مرحله شاهد رفتارهاي عجيب و غريب مسئولين و گردانندگان بالاترين بوده ايم. عدم دسترسي به سايت در بعضي [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ario222.wordpress.com&amp;blog=8248795&amp;post=205&amp;subd=ario222&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><strong>همه ما در يکسال و اندي که درگير قضيه انتخابات و حوادث پس از آن بوده ايم به بالاترين به چشم بهترين مرکز اطلاع رساني و خبرگيري نگاه کرده ايم.</strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl"><strong>اما  در اين مدت طي چند مرحله شاهد رفتارهاي عجيب و غريب مسئولين و گردانندگان بالاترين بوده ايم. عدم دسترسي به سايت در بعضي مواقع حساس يکي از اين موارد است.</strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl"><strong>طي ديروز و امروز اتفاقي رخ داد که در ظاهر بسيار عادي اما در باطن شک برانگيز است.</strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl"><strong>لوگوي سايت که به مناسبت 22 خرداد و ايام خونين ملت ايران در سال گذشته ، طرح صندوقي خونين را گرفته بود به حالت عادي برگشته!</strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl"><strong>انتظار ميرفت لوگوي بالاترين حداقل تا ابتداي تيرماه و طي روزهاي سالگرد پرشور جنبش ملي و سبز ايرانيان  همچنان سبز بماند اما لوگوي بالاترين ساعاتي است که به حالت عادي بازگشته است.</strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl"><strong>همچنين حذف دسترسي به صفحات پيشين هموطناني را که به دنبال اخبار 22 خرداد 89 بودند را از اخبار گوناگون محروم ساخته و تنها ميتوان به آخرين لينکها در صفحات لينک داغ و لينک تازه مراجعه کرد.</strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl"><strong>اگر بخواهم از ديد صرفا شکاکانه نگاه کنم بايد بگويم پيمان نانوشته اي بين مسئولين بالاترين و نظام کثيف اسلامي بسته شده تا در مواقع حساس جريان اطلاع رساني کند شود، اما در حالت خوشبينانه آنها از عواقب کارشان ميترسند و تهديد ها آنها را از ادامه دادن ياري رساندن به مردم منصرف  کرده است.</strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl"><strong>بي بي سي هم که تکليفش روشن است ، به قول خودشان بنگاه سخن پراکني رژيم انگليس، نه از بي بي سي بايد انتظار دوستي با مردم ايران را داشت و نه از مسئولينش انتظار جوانمردي در حمايت از ملت مظلوم ايران.</strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl"><strong>تنها ميتوان گفت انگليس در چشم مردم ایران آنقدر منفور است که اگر 24 ساعته هم به نفع ايرانيان خبر پخش کند باز هم مورد تنفر عموم ملت ايران است.</strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl"><strong>هنوز نسل قبل از انقلاب به ياد دارند که بي بي سي چگونه به هر مناسبتی سخنرانیها و اعلامیه های خمینی را پخش میکرد و همین دوستان انقلابی بدو بدو به دنبال گرفتن موج همین استعمارگر پیر بودند تا بیانیه رهبر تازی زاده و آخوند مفتخور خونریز را بشنوند.</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>ما نمی توانیم و نمی خواهیم خودمان را در مورد خباثت ذاتی و عملی انگلیسی ها و انگلیسی تبارها فریب دهیم : همه ما میدانیم آنها از هنگامی که شعار مرگ بر روسیه و چین را شنیده اند به خود لرزیده اند زیراکه بسیار بسیار بیشتر از آنها این رژیم سلطنتی انگلیس است که به نظام منفور و خونریز و متجاوز اسلامی یاری میرساند و اگر روزی روزگاری اسناد باجدهی رژیم اسلامی در زمینه صنایع و معادن و همچنین همکاریهای اطلاعاتی شان رو شود، چه اتفاقها که برای منافع انگلیس نخواهد افتاد.</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>من از دوستان گرداننده بالاترینی میخواهم کاری نکنند تا نظر کاربران نت در مورد آنها همان نظر مردم ایران در مورد انگلیس شود : سایتی که برای تامین منافعش با کثیفترین رژیم تاریخ معاصر  بصورت زیرزمینی و پشت پرده همنوا و همداستان است!</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>کاری نکنند تا همانطور که بی بی سی از نظر ایرانیان بی اهمیت شده است آنان نیز بی اهمیت شده و نتی ها به دنبال سایتی صادقتر و پاکتر بروند.</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>بالاترین مرجع بسیار بسیار مهم خبررسانی و تبادل اطلاعات برای جوانان و عموم ایرانیان طبقه متوسط به بالا ، نخبگان و تحصیلکرده ها و روشنفکرها شده، بهتر است به جای تامین منافع خودش و ترس از تهدیدهای رژیم به مسیر خودش برای به جریان انداختن شفافیت رسانه ای حرکت کند.</strong></p>
<p dir="rtl"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl"><strong>امیدوارم این آخرین باری باشد که اینچنین کاربران را شکاک میکند.</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>آخرین حرفم با مسئولین بالاترین این است که ایرانیان بسیار بسیار بیشتر از تصور شما باهوشند و تک تک حرکات شما زیر نظر است؛ پس کمتر خطا کنید و پایتان را از سیاستبازی و باجدهی به نظام بیرون بکشید!</strong></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/ario222.wordpress.com/205/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/ario222.wordpress.com/205/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/ario222.wordpress.com/205/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/ario222.wordpress.com/205/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/ario222.wordpress.com/205/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/ario222.wordpress.com/205/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/ario222.wordpress.com/205/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/ario222.wordpress.com/205/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/ario222.wordpress.com/205/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/ario222.wordpress.com/205/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/ario222.wordpress.com/205/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/ario222.wordpress.com/205/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/ario222.wordpress.com/205/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/ario222.wordpress.com/205/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ario222.wordpress.com&amp;blog=8248795&amp;post=205&amp;subd=ario222&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" /><div class="sharedaddy sd-like-enabled"></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ario222.wordpress.com/2010/06/14/22-%d8%ae%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%af-89-%d9%88-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d8%b9%d8%ac%d9%8a%d8%a8-%d9%88-%d8%ba%d8%b1%d9%8a%d8%a8-%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84%d9%8a%d9%86-%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/c444fa3113e027529e4d132748ffd7a7?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آریو</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>نامه کانون مدافعان حقوق بشر خطاب به لاریجانی</title>
		<link>http://ario222.wordpress.com/2010/05/12/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86-%d9%85%d8%af%d8%a7%d9%81%d8%b9%d8%a7%d9%86-%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%a8%d8%b4%d8%b1-%d8%ae%d8%b7%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%d9%87-%d9%84%d8%a7%d8%b1/</link>
		<comments>http://ario222.wordpress.com/2010/05/12/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86-%d9%85%d8%af%d8%a7%d9%81%d8%b9%d8%a7%d9%86-%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%a8%d8%b4%d8%b1-%d8%ae%d8%b7%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%d9%87-%d9%84%d8%a7%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 12 May 2010 14:21:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ario222</dc:creator>
				<category><![CDATA[جنبش سبز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ario222.wordpress.com/?p=199</guid>
		<description><![CDATA[نامه کانون مدافعان حقوق بشر خطاب به لاریجانی هم منتشر شد.فعلا یک چند روزی همه اعتراض میکنند و باز رو ز از نو روزی از نو!!! منم برم يه نامه بنويسم که دير ميشه!شما نامه نوشتين واسه اين موضوع؟!حتما بنويسين که يگيم يه کاري کرديم!چيزي که يادمون دادن اينه که وقتي يه ظلمي شد بهمون [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ario222.wordpress.com&amp;blog=8248795&amp;post=199&amp;subd=ario222&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>نامه کانون مدافعان حقوق بشر خطاب به لاریجانی هم منتشر شد.فعلا یک چند روزی همه اعتراض میکنند و باز رو ز از نو روزی از نو!!! منم برم يه نامه بنويسم که دير ميشه!شما نامه نوشتين واسه اين موضوع؟!حتما بنويسين که يگيم يه کاري کرديم!چيزي که يادمون دادن اينه که وقتي يه ظلمي شد بهمون بريم يه گوشه اي بدون اينکه به کسي بربخوره يه کمي فحش بديم به طرف!اين يه روشيه البته بد نيستا!&#8230; <a title="نامه کانون مدافعان حقوق بشر در مورد اعدام 5 زنداني کرد" href="http://mag.gooya.com/politics/archives/2010/05/104707.php" target="_blank">اينم نامه دوستان</a></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/ario222.wordpress.com/199/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/ario222.wordpress.com/199/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/ario222.wordpress.com/199/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/ario222.wordpress.com/199/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/ario222.wordpress.com/199/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/ario222.wordpress.com/199/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/ario222.wordpress.com/199/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/ario222.wordpress.com/199/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/ario222.wordpress.com/199/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/ario222.wordpress.com/199/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/ario222.wordpress.com/199/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/ario222.wordpress.com/199/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/ario222.wordpress.com/199/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/ario222.wordpress.com/199/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ario222.wordpress.com&amp;blog=8248795&amp;post=199&amp;subd=ario222&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" /><div class="sharedaddy sd-like-enabled"></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ario222.wordpress.com/2010/05/12/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86-%d9%85%d8%af%d8%a7%d9%81%d8%b9%d8%a7%d9%86-%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%a8%d8%b4%d8%b1-%d8%ae%d8%b7%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%d9%87-%d9%84%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/c444fa3113e027529e4d132748ffd7a7?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آریو</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>آیا زمان اندیشیدن و تصمیم گیری در مورد جنايات تازی زادگان فرا نرسیده است؟</title>
		<link>http://ario222.wordpress.com/2010/05/12/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%86-%d9%88-%d8%aa%d8%b5%d9%85%db%8c%d9%85-%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af-%d8%ac/</link>
		<comments>http://ario222.wordpress.com/2010/05/12/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%86-%d9%88-%d8%aa%d8%b5%d9%85%db%8c%d9%85-%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af-%d8%ac/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 12 May 2010 13:16:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ario222</dc:creator>
				<category><![CDATA[جنبش سبز]]></category>
		<category><![CDATA[اعدام هواداران آزادي و جنايت تازي زادگان و جنايات جمهوري اسلامي و اعدام 5 تن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ario222.wordpress.com/?p=195</guid>
		<description><![CDATA[با خواندن وصیت نامه مهدی اسلامیان میپرسم آیا زمان اندیشیدن و تصمیم گیری در مورد تازی زادگان فرا نرسیده است؟

ما با دو موضوع بغرنج در نبردیم یکی سبعیت و وحشی گری تازی زادگان و تمایلشان به تحمیل عقاید اجداد تازیشان و دیگری دین تازیان است. هرچند ما با مسئله دشوارتری به نام دین نوساخته ای بر مبنای ولایت فقیه اللهی آخوندها هستیم. دینی که در آن خدا و گفته های درجه دو محسوب شده و امر الهی به امر فقیه تبدیل شده و تنزل میابد؛ دینی ه در آن ولایت با فقها و تفسیر و حق رای از آن کثیفترین قشر چامعه و پلیدترین موجودات یعنی روحانیون است.

<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ario222.wordpress.com&amp;blog=8248795&amp;post=195&amp;subd=ario222&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><strong>خوب به این جمله وصیت نامه شهید مهدی اسلامیان دقت کنید :&#8221; ایران سرزمین ماست،ایران سرزمین ما ست،ایرانی که آب و خاک و ناموسش و ثروتش ۳۰ سال است که به تاراج می رود. عربزاده هایی که لباس اسلام و روحانیت بر تن دارند و خود را زاده ایران می نامند.عرب زاده هایی که نقاب بر چهره کریه و پلید گذاشته اند و به اصطلاح قیام حسینی سرلوحۀ خود قرار داده اند.آیا قیام امام حسین علیه السلام ظلم بر ظلم بود؟&#8221;</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>با خواندن وصیت نامه مهدی اسلامیان میپرسم آیا زمان اندیشیدن و تصمیم گیری در مورد تازی زادگان فرا نرسیده است؟</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>ما با دو موضوع بغرنج در نبردیم یکی سبعیت و وحشی گری تازی زادگان و تمایلشان به تحمیل عقاید اجداد تازیشان و دیگری دین تازیان است. هرچند ما با مسئله دشوارتری به نام دین نوساخته ای بر مبنای ولایت فقیه اللهی آخوندها هستیم. دینی که در آن خدا و گفته های درجه دو محسوب شده و امر الهی به امر فقیه تبدیل شده و تنزل میابد؛ دینی ه در آن ولایت با فقها و تفسیر و حق رای از آن کثیفترین قشر چامعه و پلیدترین موجودات یعنی روحانیون است.</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>*در تمام نوشتار منظور از تازی زادگان، سیدها و عربهایی است که به جای ایرانی بودن و خدمت به ایران و ایرانی در حال نابودی ایران و ایرانیان هستند، مطلقا منظور عرب زبانان ایرانی که همخونمان هستند و مانند ما عاشق ایران میباشند نیست.</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>اعدام 5 ایرانی دیگر توسط رژیم عربی جمهوری اسلامی سخت مرا به فکر فرو برده بود که متن وصیت نامه مهدی اسلامیان عزم مرا برای بازگو کردن پرسشی بسیار مهم و اساسی جزم کرد:</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>تا چه زمانی ایرانیان جنایات تازیان را تحمل خواهند کرد؟</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>تا چه زمانی ایرانیان تخریب فرهنگ و تمدن باستانیشان را توسط تازی زادگان تحمل خواهند کرد؟</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>تا چه زمانی ایرانیان تجاوز به دختران و پسرانشان را در زندانهای تازی زادگان و رژیم اهریمنیشان تحمل خواهند کرد؟</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>تا چه زمانی ایرانیان نابودی اقتصاد ایران را در سایه چپاول و دزد منشی تازی زادگان تحمل خواهند کرد؟</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>تا چه زمانی ایرانیان حکومت یک غیر ایرانی بی شرف و پلید(سید هایی چون خمینی و خامنه ای) را تحمل خواهند کرد؟</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>تا چه زمانی دریده شدن و مثله کردن و سنگسار عزیزانمان را توسط اینان تحمل خواهیم کرد؟</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>تا چه زمانی زندانهای قرون وسطایی تازیان را تحمل خواهیم کرد؟</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>تا چه زمانی &#8230;.؟</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>دوباره و دوباره به این جمله وصیت نامه سرداد حقیقی میهنمان مهدی اسلامیان دقت کنید :&#8221;</strong><strong> </strong><strong>ایران سرزمین ماست،ایران سرزمین ما ست،ایرانی که آب و خاک و ناموسش و ثروتش ۳۰ سال است که به تاراج می رود. عربزاده هایی که لباس اسلام و روحانیت بر تن دارند و خود را زاده ایران می نامند.عرب زاده هایی که نقاب بر چهره کریه و پلید گذاشته اند و به اصطلاح قیام حسینی سرلوحۀ خود قرار داده اند.آیا قیام امام حسین علیه السلام ظلم بر ظلم بود</strong><strong>؟&#8221;</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>کافیست هر کدام از ما ایرانیان مدت کوتاهی با خود خلوت کند و بیندیشد که تازیان از صدر اسلام و حمله در زمان عمر تازی با مشاورت علی ابن ابیطالب تازی تاکنون چه بر سر ایران آورده اند&#8230;</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>اگر 1400 سال پیش علی و عمر مشغول طرحریزی نابودی ایران و سپاهشان مشغول تجاوز به مادران و خواهرانمان و کشتن پدرانمان بودند، امروز فرزندانشان که با نام سید مشخص میشوند همان کار سابق را به نحوی دیگر پیگیری میکنند&#8230;</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>من پیش از این نیز این درد بزرگ را بازگو کردم که :</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>&#8220;ما برای پدران اینان(اما رضا و سایر امامزداه ها) که به اندازه یک دانه ارزن به ما سود نرسانده آند، مقبره های های با شکوه ساختیم و آنان حتی به مقبره ساده، بی ریا و باستانی پدر ما کوروش رحم نمی کنند! من از تمام کسانی که ادعای اسلام و شیعه دارند میپرسم: کدام قوم وحشی و کدام حیوان درنده ای را می شناسید که با ملتی چنین مهمان نواز و انساندوست چنین معامله ای بکند؟</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>ما برای رضا(یکی از اجداد تازیها و امام هشتم شیعه) که به اندازه یک دانه جو به ملت ما خدمت نکرده بود، بزرگترین و گرانترین بارگاه جهان را ساختیم و اینان به آرامگاه محقر پدر ما میتازند.</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>ما برای امامزادگانی که هیچ خیری به ملت رنج دیده مان نرسانده اند، مقبره ساخیتم و اینان استخوانهای پدر ما را میدزدند تا نابودش کنند!</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>من از تازی زادگان(سیدها) که ایرانی نیستند اما به هر جهت و به رسم میهمان نوازی آنها را پذیرفته ایم می پیرسم: اگر ما به جهت اینکه ایران، وطن ماست، ما صاحب ایرانیم و از نژاد ایرانی، برویم و گور امام رضا و امامزادگان را تخریب کنیم چه حالی پیدا می کنین؟ با اینکه هیچ حقی برای اعتراض ندارید زیراکه اینجا خاک ماست و شما تازی هستید و وطن شما تازستان(عربستان) است و باید خودتان به آنجا بازگردید و امامان و امام زادگان مدفونتان در ایران را هم ببرید و در آنجا دفن کنید.</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>چرا که شما نشان داده اید که لیاقت هموطن بودن با ایرانیان را ندارید.&#8221;</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>برادران و خواهران ایرانی، همانطور که شهید اسلامیان اشاره میکند ایران وطن ماست، اما اینان بدون شک و تردید هموطن و همخون ما نیستند، سیدها در طول 30 سال پس از انقلاب ثابت کردند که راهشان همان مسیر وحشی گری و درنده خویی اجدادشان است و هرگز تغییر نکرده اند&#8230;</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>اگر کسی ذره ای شک داشت که تازیانی که 1400 سال پیش به ایران هجوم آوردند و نوادگانشان که مانده اند بواسطه 1400 سال در میان ما بودن و زیستن، ایرانی شده اند، اینک بایستی فهمیده باشد که در چه اشتباه مهلکی غوطه ور است.</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>هموطنم وقت اندیشیدن است: آیا ما میخواهیم این تازی زادگان کثیف و پلید را یکبار برای همیشه به زباله دان تاریخ بیندازیم یا نه؟</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>آیا میخواهیم با بیرون راندن این سیدها همچون کاری که با مقدونیان کردیم ایران را از لوث وجودشان پاک کنیم یا نه؟</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>میدانم که خواهید گفت بیرون راندن چند ده هزار سید پلید از ایران مشکلی را حل نمیکند اما این نخستین گام در احیای ایران خواهد بود، سیدی که به خاطر اجداد کثیفش و افکار پلید و منحوسشان حاضر به نابودی ایران و تجاوز به ایران و ایرانی است لیاقت زندگی در بین ایرانیان و زیستن در خاک پاک ایرانزمین را ندارد&#8230;</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>خامنه ای باید بداند این لجنکاری ها نه تنها گریبان خودش را بلکه گریبان همه سیدها را خواهد گرفت &#8230;</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>اين بايد در راس برنامه هايمان باشد.</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>ما نه تنها نياز به نبرد با افکار تازيان داريم، بلکه بايد تازي زادگان و جناياتشان نيز به نبرد برخيزيم&#8230;بگزاريد ترس در تمام وجودشان لانه کند..</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>فردايي که خواهد آمد و هر کس بايد پاسخگوي اعمالش باشد..</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>زنده باد ايران ، آزاد باد ايراني&#8230;</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>باز هم این فراز وصیت نامه را بخوانید :&#8221; </strong></p>
<p dir="rtl"><strong>ایران سرزمین ماست،ایران سرزمین ما ست،ایرانی که آب و خاک و ناموسش و ثروتش ۳۰ سال است که به تاراج می رود. عربزاده هایی که لباس اسلام و روحانیت بر تن دارند و خود را زاده ایران می نامند.عرب زاده هایی که نقاب بر چهره کریه و پلید گذاشته اند و به اصطلاح قیام حسینی سرلوحۀ خود قرار داده اند.آیا قیام امام حسین علیه السلام ظلم بر ظلم بود؟</strong></p>
<p dir="rtl"><strong>و با شعار مردم سالاری دروغین و با استفاده از احساسات دینی مردم مسلمان کشورمان ایران را به اسارت برده اند. و در حال جنگ سرد با مردمند و حقوق حقه مردم و جوانان این مرز و بوم را با توسل شکنجه و زور با اهرم های فشار و به اصطلاح سربازان گمنام امام زمان عج الله زیر پا گذاشته اند. و بزرگترین دیکتاتوری مذهبی جهان را در کشور کاملا مسلمان پیاده کرده اند.و به راستی خود را نهاد بر حق خدا و امام زمان می دانند و بانوشتن سناریوهای کثیف و توطئه های وحشتناک سعی در از بین بردن آرمانها و آرزوهای حقیقی نسل جوان مملکت هستند.</strong><strong>&#8220;</strong></p>
<p dir="rtl">*************************************************************************</p>
<p dir="rtl">وصیت نامه شهید مهدی اسلامیان که در اردی بهشت ماه 1389 به دست رژیم تازیان به شهادت رسید :</p>
<p dir="rtl">ایران سرزمین ماست،ایران سرزمین ما ست،ایرانی که آب و خاک و ناموسش و ثروتش ۳۰ سال است که به تاراج می رود. عربزاده هایی که لباس اسلام و روحانیت بر تن دارند و خود را زاده ایران می نامند.عرب زاده هایی که نقاب بر چهره کریه و پلید گذاشته اند و به اصطلاح قیام حسینی سرلوحۀ خود قرار داده اند.آیا قیام امام حسین علیه السلام ظلم بر ظلم بود؟</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">و با شعار مردم سالاری دروغین و با استفاده از احساسات دینی مردم مسلمان کشورمان ایران را به اسارت برده اند. و در حال جنگ سرد با مردمند و حقوق حقه مردم و جوانان این مرز و بوم را با توسل شکنجه و زور با اهرم های فشار و به اصطلاح سربازان گمنام امام زمان عج الله زیر پا گذاشته اند. و بزرگترین دیکتاتوری مذهبی جهان را در کشور کاملا مسلمان پیاده کرده اند.و به راستی خود را نهاد بر حق خدا و امام زمان می دانند و بانوشتن سناریوهای کثیف و توطئه های وحشتناک سعی در از بین بردن آرمانها و آرزوهای حقیقی نسل جوان مملکت هستند.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">با توطئه های همچون انفجار حسینیه سید الشهدای شیراز و با توسل به اشخاصی به اصطلاح اپوزیسیون خارجی رقم زدند.و با ابزارهایی از خانواده هایی کاملا مذهبی و شناخته شده این پازل خود را تکمیل می کنند. و اشخاصی مثل من که پی به اعمال ننگین آنها برده اند به نابودی کشاندند.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">در این مدت که من بی گناه در انفرادی بودم و در قفسهای بی رنگ و لعاب و دیوارهای خسته از خون درس آزادگی و آزادمردگی را زیر سایه مربوط خود یاد گرفتم و ناله های زنده مردان آزاده را که از لابلای ترک های دیوارها به عنوان یک رسالت بزرگ بر دوش شما نهادم. تا کشور و دین مبین اسلام را که در چنگال علفهای هرز که ریشه در منجلاب دارند نجات دهید و بدانید من و امثال من که پی به توطئه شومی که علیه مردم ایران است بردیم.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">خون خود را فدای وطن و ناموس و دین و راه حقیقت کردیم تا شاید باری دیگر دستهای پلید و خون آلود خفاشان که نبض و رگهای حیاتی مملکت را در دست دارند برای شما پدران و برادران و آیندگان روشن شودو بدانید هر کس در برار ظلم سر سجده فرود آرد همرزم ظالم است .</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">من به جوانها توصیه می کنم دستهای گرم و پر محبت خود را در هم گره زنید و دنباله روی کسانی که جان و مال و ناموس خود را فدای این مرز و بوم کرده اند و سینه خود را سپر نیزه های دروغین ظالمان و کافران واقعی کرده اند باشید تا شاید تاریخ بار دیگر سرنوشت را به نفع مردم آزاده ایران رغم زند.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">دز آینده نزدیگ کتابی چاب خواهد شد به نام سفر سنگ این کتاب گوشه ای از شکنجه و اسارت و اتهامات بی پایه و اساس من در قفس برای شما بازگو خواهد کرد. تا اهداف شوم این مزدوران رژیم دیکتاتوری بار دیگر برای شما روشن شود. من مسلمانم و مسلمان خواهم ماند.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">مهدی اسلامیان</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">بند۱ سالن ۱ زندان رجائی شهر کرج</p>
<p dir="rtl"> </p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/ario222.wordpress.com/195/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/ario222.wordpress.com/195/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/ario222.wordpress.com/195/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/ario222.wordpress.com/195/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/ario222.wordpress.com/195/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/ario222.wordpress.com/195/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/ario222.wordpress.com/195/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/ario222.wordpress.com/195/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/ario222.wordpress.com/195/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/ario222.wordpress.com/195/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/ario222.wordpress.com/195/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/ario222.wordpress.com/195/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/ario222.wordpress.com/195/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/ario222.wordpress.com/195/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ario222.wordpress.com&amp;blog=8248795&amp;post=195&amp;subd=ario222&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" /><div class="sharedaddy sd-like-enabled"></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ario222.wordpress.com/2010/05/12/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%86-%d9%88-%d8%aa%d8%b5%d9%85%db%8c%d9%85-%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af-%d8%ac/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/c444fa3113e027529e4d132748ffd7a7?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آریو</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>سبز بر ديکتاتور</title>
		<link>http://ario222.wordpress.com/2010/04/20/%d8%b3%d8%a8%d8%b2-%d8%a8%d8%b1-%d8%af%d9%8a%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%b1/</link>
		<comments>http://ario222.wordpress.com/2010/04/20/%d8%b3%d8%a8%d8%b2-%d8%a8%d8%b1-%d8%af%d9%8a%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 20 Apr 2010 14:36:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ario222</dc:creator>
				<category><![CDATA[1]]></category>
		<category><![CDATA[ديکتاتور،خامنه اي،جنبش سبز،آزادي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ario222.wordpress.com/?p=190</guid>
		<description><![CDATA[امروز عکسي روديدم که در مورد پاشيدن رنگ سبز بوسيله مردم روي يک نقاشي بزرگ ديواري از ديکتاتور بود. ناگهاي ذهنم رفت به سمت روزمرگيهامون و بلايي که به سرمون آوردن اونقدر مجلس مرگ و عزا توي اين هزار و چهارصدسال به هر بهونه اي واسمون راه انداختن که همه زندگيمون شده سياه و تيره. همه [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ario222.wordpress.com&amp;blog=8248795&amp;post=190&amp;subd=ario222&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>امروز عکسي روديدم که در مورد پاشيدن رنگ سبز بوسيله مردم روي يک نقاشي بزرگ ديواري از ديکتاتور بود.</strong></p>
<p><strong>ناگهاي ذهنم رفت به سمت روزمرگيهامون و بلايي که به سرمون آوردن</strong></p>
<p><strong>اونقدر مجلس مرگ و عزا توي اين هزار و چهارصدسال به هر بهونه اي واسمون راه انداختن که همه زندگيمون شده سياه و تيره.</strong></p>
<p><strong>همه شعارامون شده مرگ بر فلاني، درود بر بهماني&#8230;</strong></p>
<p><strong>به ذهنم رسيد اين يک شعار جديد ميتونه باشه :</strong></p>
<p><strong>سبز بر ديکتاتور!!!</strong></p>
<p><a href="http://ario222.files.wordpress.com/2010/04/sabz-bar-dictator.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-192" title="sabz bar dictator" src="http://ario222.files.wordpress.com/2010/04/sabz-bar-dictator.jpg?w=300&#038;h=199" alt="" width="300" height="199" /></a></p>
<p><strong>چرا همه چيز رو صفر و يکي مي بينيم؟واقعا بين صفر و يک هيچ عددي، يا بين سياه و سپيد هيچ رنگي نيست؟!</strong></p>
<p><strong>اونقدر بر طبل کينه و مرگ مي کوبيم که معدود افرادي هم که به حقيقت مسير مردم پي ميبرن هم از ترس فردايي که ما مناديش هستيم به سمتمون نميان..</strong></p>
<p><strong>آيا براي رسيدن به آرامش، صلح و آزادي هميشه بايد مسير جنگ رو پيمود؟يا راه ديگري هم هست؟</strong></p>
<p><strong>اونقدر مرگ بر اين و اون گفتيم که کوچکترين راهي براي ديکتاتور و کساني که پشتش سنگر گرفتن و ديکتاتور رو سيبل کارهاشون کردن براي اومدن در مسير ملت وجود نداره&#8230;</strong></p>
<p><strong>من دلم ميخواد به جاي مرگ بر ديکتاتور مثل همين تصوير بگم سبز بر ديکتاتور</strong></p>
<p><strong>دلم ميخواد بگم اگر ديکتاتور يا هرکس ديگه اي بخواد به سمت ملت ايران بياد و از جناياتش دست بکشه ملت اون رو ميبخشه</strong></p>
<p><strong>ميخام بگم ما دنبال انتقام نيستيم</strong></p>
<p><strong>مرگ هيچ کسي، سودي به حال مانداره..</strong></p>
<p><strong>اين زندگيه که ارزشمنده</strong></p>
<p><strong>پس سبز بر دشمن من&#8230;</strong></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/ario222.wordpress.com/190/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/ario222.wordpress.com/190/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/ario222.wordpress.com/190/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/ario222.wordpress.com/190/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/ario222.wordpress.com/190/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/ario222.wordpress.com/190/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/ario222.wordpress.com/190/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/ario222.wordpress.com/190/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/ario222.wordpress.com/190/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/ario222.wordpress.com/190/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/ario222.wordpress.com/190/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/ario222.wordpress.com/190/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/ario222.wordpress.com/190/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/ario222.wordpress.com/190/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ario222.wordpress.com&amp;blog=8248795&amp;post=190&amp;subd=ario222&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" /><div class="sharedaddy sd-like-enabled"></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ario222.wordpress.com/2010/04/20/%d8%b3%d8%a8%d8%b2-%d8%a8%d8%b1-%d8%af%d9%8a%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/c444fa3113e027529e4d132748ffd7a7?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آریو</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://ario222.files.wordpress.com/2010/04/sabz-bar-dictator.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">sabz bar dictator</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>آیا جمهوری اسلامی، پیکر پاک نماد ایران و  اولین  فرمانروای ندادهنده حقوق بشر، کوروش بزرگ هخامنشی را نابود کرده است ؟</title>
		<link>http://ario222.wordpress.com/2009/11/11/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%8c-%d9%be%db%8c%da%a9%d8%b1-%d9%be%d8%a7%da%a9-%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%af-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://ario222.wordpress.com/2009/11/11/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%8c-%d9%be%db%8c%da%a9%d8%b1-%d9%be%d8%a7%da%a9-%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%af-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 11 Nov 2009 15:09:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ario222</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ و تمدن]]></category>
		<category><![CDATA[پیکر کوروش، کوروش،تاریخ ایران، نابودسازی هویت ایران، جنایات جمهوری اسلامی، خامنه ای]]></category>
		<category><![CDATA[پیدا شدن ارتش کامبیز(کمبوجیه) درمصر، ارتش گمشده کامبیز هخامنشی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ario222.wordpress.com/?p=157</guid>
		<description><![CDATA[آیا جمهوری اسلامی، پیکر پاک نماد ایران و اولین فرمانروای ندادهنده حقوق بشر، کوروش بزرگ هخامنشی را نابود کرده است ؟ نوشته : آریامن ایرانی انتشار اخبار یک کشف تاریخی در مورد پیدا شدن بقایای ارتش گمشده کامبیز شاهنشاه(1) هخامنشی(لینک خبر) در صحرای مصر موجی از شادی در میان ایراندوستان برانگیخته است؛ زیرا که این [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ario222.wordpress.com&amp;blog=8248795&amp;post=157&amp;subd=ario222&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><span style="text-decoration:underline;">آیا جمهوری اسلامی، پیکر پاک نماد ایران و اولین فرمانروای ندادهنده حقوق بشر، کوروش بزرگ هخامنشی را نابود کرده است ؟</span></strong><strong></strong></p>
<p><strong><span style="text-decoration:underline;">نوشته : آریامن ایرانی</span></strong></p>
<p><strong><span style="text-decoration:underline;"> </span></strong> <strong>انتشار اخبار <a href="http://www.msnbc.msn.com/id/33791672/ns/technology_and_science-science/" target="_blank">یک کشف تاریخی در مورد پیدا شدن بقایای ارتش گمشده کامبیز شاهنشاه(1) هخامنشی(لینک خبر) </a>در صحرای مصر موجی از شادی در میان ایراندوستان برانگیخته است؛ زیرا که این کشف کمکی به بازخوانی و شناخت تاریخ چند هزارساله ایران است که با نابودسازی بسیاری از اسناد آن در یورش تازیان(منظور تازیهای عربستان است و نه عرب زبانان ایرانی)، از آن بیخبریم.</strong></p>
<p><strong>امروز آنقدر تحلیل و خبر در سایتهای مختلف داخلی و خارجی منتشر شده است که نمی خواهم سرتان را درد بیاورم، اما آنچه مورد توجه من قرار گرفت بخشی از خبری است که خبرگزاری تابناک در مورد این کشف زیر عنوان &#8221; </strong><strong><a href="http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=72405" target="_blank">کشف بقایای اجساد 2500 ساله سربازان ایرانی در صحرای مصر + تصویری(لینک خبر)</a></strong><strong>&#8221; منتشر کرده است:</strong> <strong>این خبرگزاری پس از شرح این رویداد چند نکته در مورد آثار باستانی میکند که دو بخش آن به لحاظ جسارت خبری، مورد توجه من قرار گرفت:</strong></p>
<ol>
<li><strong>1. </strong><strong>این خبرگزاری پس از سی سال یاوه گویی نظام و سرانش در مورد حجت دینی تازیان </strong><strong>و محق بودن آنها در حمله به ایرانیان</strong><strong>(منظور از تازی، عرب زبانان ایرانی نیستند،مراجعه کنید به پایین مقاله در مورد توضیح تازیان)، اذعان میکند که تازیان ایران را تا مرز نابودی پیش بردند و اگر کسانی همچون فردوسی بزرگ نبودند اینک حتی همین زبان نصفه و نیمه فارسی هم نبود : &#8220;</strong><strong>فراموش نکنيم که تازيان بلافاصله پس از تسخير ايران به عنوان نخستين اقدام همه مورخان و هر آن که نسبت به گذشته پرشکوه ايران مطلع بود را از دم تيغ گذراندند تا ايرانيان از تاريخ خود بي خبر بمانند ولي بعد ها پس از دو قرن سکوت اجباري ، فردوسي بزرگ با شاهنامه اش پيشينه تاريخ مورد فراموشي قرار گرفته نياکانمان را زنده کرد&#8230;.&#8221;</strong></li>
</ol>
<p><strong>همچنین بخش بسیار تاثر برانگیز کشتار بزرگان ایرانی که در همه کتب معتبر تاریخی از جمله کتابهای تاریخ نگاران عرب با افتخار از آن یاد شده را با وجود آنکه جمهوری اسلامی 30 سال این مطلب را از کتب درسی و &#8230; حذف کرده بود صحه می گذارد.</strong></p>
<p><strong></strong> <strong>جالب اینکه این بخش را پس از مدت کوتاهی از تحلیل خبری خود حذف کرد!!!&#8230;یعنی هنوز هم عده ای هستند که از جنایات تازیان در صدر اسلام حمایت می کنند.توجه کنید که حذف این عبارت از خبر تابناک بسیار دارای مفهموم عمیقی است:  در ساده ترین حالت یعنی ایرانیان، در رژیم شما کسانی هستند که از تجاوز به زنان و دختران ایرانی در صدر اسلام توسط سپاه تازیان مسلمان خوشحالند، یعنی کسانی در ایران و بین ما زندگی می کنند که از سر بریدن پدران ما و مناره ساختن از سران بریده آنان به وجد می آیند و شادند،&#8230; یعنی هنوز اهریمن صفتانی از نابودی ایران در آنزمان خوشحالند! </strong></p>
<ol>
<li><strong>2. </strong><strong>اما عجیب ترین خبری که مورد تایید ضمنی این خبرگزاری قرار گرفته ، یافتن پیکر کوروش بزرگ و نابودی آن توسط اوباشان بسیجی و سپاهی رژیم(سربازان گمنان امام زمان) است: &#8220;</strong><strong> بنا بر گزارش‌ها و عکس‌هاي ارسالي در هنگام بازسازی (!) مقبره کوروش بزرگ در سال گذشته که با صدمه به اين بناي ارزشمند همراه بود، استخوان‌هاي کشف شده در سقف بنا ـ که به احتمال قوي بخش‌هايي از جسد کوروش بزرگ بوده است ـ گفته می‌شود به وسيله مسئولان و کارگران مرمت کار در سطل زباله دور ريخته شده است!&#8221;</strong></li>
</ol>
<p><strong> </strong> <strong>بحث مخفیگاه پیکر کوروش بزرگ مدتها محل بحث و جدل بوده است، تاریخدانان اذعان می کنند که ایرانیان پس از آنکه سوزاندن پیکرهای مومیایی شده بزرگان ایران توسط سپاه تازیان و بدستور عمر و علی در تیسفون را مشاهده کردند، تصمیم گرفتند سایر پیکرها در شهرهای تسخیر نشده را تا زمان ظهور سوشیانت مخفی کنند</strong><strong>، یکی ازین پیکرها، جسد کوروش بزرگ بوده است</strong><strong>(موضوع ظهور سوشیانت بحث مفصلی است، همینقدر اشاره میکنم که زرتشت که در کمترین تخمین تاریخدانان، حدود 3300 سال پیش یعنی 1900 سال پیش از حمله تازیان میزیست، وصیت میکند برای در امان ماندن پیکر پاکش از سوختن و هتک حرمت توسط مسلمین، آنرا مخفی کنند تا سوشیانت آرامگاهش را به جهانیان نشان دهد و حیثیت و خردباوری آیین او را احیا کند) :</strong> <strong>بسیاری بر این عقیده بودند که جسد کوروش بزرگ در سقف یا زیر پله های آرامگاه قرار داده شده است.</strong></p>
<p><strong>در طی سالیان متمادی، حکام تازی از ترس شباهت کوروش بزرگ و ذوالقرنین و سایر حاکمان به جهت تقدس کوروش بزرگ هرگز دست در آرامگاه نبرند، برخیشان میگفتند:&#8221; او در آنجا به آرامی و بی آزار آرمیده است، ما میدانیم او آنجاست پس نیازی به بازگشایی و ناآرام ساختن روحش نیست، اگر عاشق او هستیم ادامه دهنده راهش خواهیم بود، بگزاریم همانطور که خودش خواسته این چند قطعه سنگ و این آرامگاه بی ریا، دست نخورده باقی بماند&#8221;</strong></p>
<p><strong> </strong> <strong>آرامگاه بسیاری از بزرگان ایران در دوران نادرشاه افشار و رضا شاه پهلوی برای بازسازی گشوده شد اما باز هم دست به آرامگاه کوروش بزرگ نبردند</strong><strong>.</strong></p>
<p><strong>چرا که کوروش بزرگ از همه جهانیان در مورد خودش، تنها یک خواسته داشته : &#8221; </strong><strong>پس از مرگ کالبدم را مومیایی نكنید و در طلا و زیور جات و یا مانند آن نپوشانید . زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ایران نهید تا ذره ذره های کالبدم خاك ایران را دربر گیرد</strong><strong>.</strong><strong>چه افتخاری برای انسان بالاتراز اینكه کالبدش در زمینی مانند ایران به خاک سپرده شود</strong><strong>.</strong><strong>&#8220;</strong> <strong></strong></p>
<p><strong>یا در عبارتی بسیار مختصر بر آرامگاهش : &#8220;اي رهگذر!من كوروش هستم.بر اين گور رشك مبر&#8221;</strong></p>
<p><strong>اما نخستین حمله در تمام تاریخ به شخصیت کوروش بزرگ در آغاز آنقلاب اسلامی توسط خلخالی صورت گرفت و با حمایت ولی فقیه تازی(سید روح الله خمینی) ادامه یافت، اما باز هم کسی جرئت اهانت به آرامگاه او را نیافت.</strong> <strong>می گویند سران نظام اسلامی برای از بین بردن نماد ایران، که جملگی ایراندوستان به منش و اخلاق و روش حکومتی او برای کوبیدن جمهوری اسلامی متوسل میشوند، چند راه را پیش روی دیدند:</strong></p>
<ol>
<li><strong>1. </strong><strong>نابود کردن آرامگاه در یک روز مذهبی بدون پیش زمینه و بطور ناگهانی توسط برخی افراطیون و اوباش شیعه</strong></li>
<li><strong>2. </strong><strong>نابود کردن آرامگاه بوسیله ساخت سد</strong></li>
<li><strong>3. </strong><strong>نابود کردن آرامگاه با بازسازی غیر اصولی</strong></li>
<li><strong>4. </strong><strong>نابود کردن آرامگاه با زمینه سازی قبلی و بعنوان یکی از حرکات اسلامی رژیم در ضدیت با شاهان ایران</strong></li>
</ol>
<p><strong> </strong> <strong>گزینه های 1 و 4 عملا غیر قابل اجرا تشخیص داده شد، موج نفرتی که نسبت به هتاکان شخصیت کوروش بزرگ ایجاد میشود، گواهی میداد رژیم با یک عدم مشروعیت ملی مواجه خواهد شد.</strong> <strong></strong></p>
<p><strong>گزینه 2  یعنی <a href="http://www.savepasargad.com/01Lists/aa.from%20091806/January/pa%20ja%20ye%20paye%20taleban-24-1-07.htm" target="_blank">ساخت سد به منظور نابوسازی تدریجی آرامگاه(لینک خبر)</a> در طی دورانی چند ده ساله با تایید خامنه ای تازی(سید) در دستور کار گذاشته شد.این سد بعدها سیوند نامیده شد و شاید تنها سد منفور جهان باشد!</strong></p>
<p><strong>* در طی عملیات تخریب آثار باستانی، نهادهای ضد فرهنگی نظام شروع به گسترش ایرانی ستیزی و بطور خاص پارسی ستیزی نمودند، که این عملیاتشان دارای چند فاز اصلی است:</strong></p>
<p><strong></strong> <strong>1. تحقیر و کوبیدن اقوام ایرانی به اسم فارسها</strong></p>
<p><strong></strong> <strong>2.درگیر ساختن اقوام ایرانی با یکدیگر برای تفرقه</strong></p>
<p><strong></strong> <strong>3.گسترش نفرت از پارسیان، با ساختن انجمنهای دروغین ضد پارسی که تئوریسینهای آنها همگی از اوباش رژِم اند.</strong> <strong>مثلا می گویند آذریها غیر ایرانی اند و برای استقلال باید تلاش کنند و مخالف استقلال آنان فارسها هستند، در حالیکه بی سوادترین دانشجویان تاریخ میدانند که آذریها از نژاد آریایی و از قوم ماد هستند و اصولا ایران بدون آذربایجان(آثرپاتگان) معنی و مفهموم ندارد. از طرف دیگر فارسها چه کار دارند به استقلال آذریها؟ و &#8230;</strong></p>
<p><strong></strong> <strong>4.تخریب چهره ایرانیان باستان بخصوص هخامنشیان که بسیار نفوذ فرهنگی و شخصیتی و حیثیتی در بین ایرانیان دارند</strong></p>
<p><strong></strong> <strong>5. عدم دادن پستهای عالی به دیگر اقوام و سپردن پستهای عالی مملکتی به مشتی اراذل خود فروخته  که یا تازی اند(سید) و یا بی هویت</strong></p>
<p><strong></strong> <strong>6. جلوگیری از قدرت گرفتن پارسها با انواع روشها از جمله نابودسازی سازندگان اجتماعی و فرهنگی ارکان قدرت آنها در شیراز، همدان، کاشان و اصفهان.</strong></p>
<p>7<strong>. جلوگیری از تکرار اتحاد بین دو قوم قدرمتند و بزرگ ایرانی یعنی پارسها و مادها(بخصوص آذریها) که مایه سقوط حکومتهای صدر اسلام شده بود .</strong></p>
<p><strong>تئوریسینهای حکومت اسلامی مایلند که همه جنایاتی که در حق اقوام ایرانی انجام میدهند به اسم فارسها انجام شوند در حالیکه کسانی که در سیستم قدرت جمهوری اسلامی مطالعه کرده اند، میدانند پارسها عملا مدتهاست که با کنارگزارده شدن جبهه ملی ایران و احزاب زیرمجموعه آن از جمله نهضت آزادی از قدرت، هیچ قدرتی در نظام اسلامی ندارند.</strong> <strong>اما هدف این است که سودای اتحاد ایرانیان بوسیله پارسها از بین برود.</strong></p>
<p><strong> </strong> <strong> </strong> <strong>در کنار اجرای بسیار طولانی مدت این پروژه که گهگاه اعتراضاتی بر می آنگیخت، در سال( 1384 )</strong><strong>حميد شاهين پور پژوهشگر ايراني ،</strong><a href="http://www.chn.ir/News/?section=2&amp;id=25982" target="_blank"><strong> <span style="text-decoration:underline;">طرحی برای یافتن پیکر کوروش بزرگ(لینک خبر)</span></strong></a><strong> ارایه داد که عبارت بود از یافتن جسد بوسیله ارسال فرکانس.</strong> <strong>در آنزمان این طرح با حمایت بسیاری از تاریخدانان و ایراندوستان مواجه شد، قرار بود این کار طی شش ماه آنجام شود، اما به یکباره وی و طرحش ناپدید شدند و هیچ خبری از ادامه کار نشد!</strong> <strong>پس از مدت کوتاهی که شاهین پور طرحش را مطبوعاتی کرده بود، ناگهان در دوره دولت محمود احمودی نژاد اعلام شد که<a href="http://www.chn.ir/News/?section=2&amp;id=38554" target="_blank"> کل آرامگاه مرمت خواهد شد(لینک خبر)</a>.</strong> <strong>امروز ما میتوانیم بدرستی بگوییم: این مرمت که <a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=806516" target="_blank">بیشترین اعتراضات را برانگیخت(لینک خبر) </a>تنها و تنها برای یافتن اثری از پیکر نماد ایران و نابودسازی آن بود.</strong> <strong></strong></p>
<p><strong>**************************************************</strong></p>
<p><strong>ذکر خاطره ای از یکی از دوستانم شاید بد نباشد، هرچند درستی و نادرستی این خاطره را می توان از کارهایی که جمهوری اسلامی با آثار باستانی و مفاخر فرهنگی ایرانزمین کرده است، فهمید: </strong> <strong>از یکی از دوستان موثق( که اسمش غیر قابل ذکر است) شنیدم خامنه ای در جلسه ای با چند تن از مسئولین سازمان میراث فرهنگی می گوید : &#8220;آقا تصورش را بکنید اینها بیایند جسد این مردک مثلا ملی ایرانی را پیدا کنند، میدانید چه می شود؟ کرور کرور آدم میاید آنجا برای زیارت و مشاهده، این همه هزینه کردیم که اما رضا در این مملکت یک حالت مرکزیت و صاحب ملکی بیابد تا آینده بقای شیعه در این مملکت تضمین شود، یک شبه همه اش بر باد میرود، این از آن کارهایی است که به هیچ عنوان نباید بگزارید آنجام شود&#8221;</strong> <strong></strong></p>
<p><strong>می گویند اصولا نمی توان کار فوری مفیدی کرد و سد هم در دوره ای 30 -40 ساله آرامگاه را نابود می کند و مشکلی نیست اما راه حل فوری ندارد.</strong> <strong></strong></p>
<p><strong>خامنه ای جواب میدهد : &#8221; خراب کنید مقبره این مردک را، اگر چیزی هست پیدا کنید بریزید دور&#8221;</strong> <strong></strong></p>
<p><strong>می گویند این امکان ندارد مگر اینکه به اسم مرمت باشد که آن هم سر و صدا خواهد کرد.</strong> <strong></strong></p>
<p><strong>در نهایت خامنه ای می گوید : &#8221; با هر هزینه ای هست این کار را بکنید، گور پدر این ملی ها، هیچ غلطی نمی توانند بکنند، ما در اصفهان <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/020826_mj-mojassame.shtml" target="_blank">یک مجسمه فکسنی کاوه را برای اینکه دورش جمع نشوند و محفلی برای ملیها نباشد خراب کردیم(لینک)</a>، حالا بیاییم جسد این مردک نمیدانم حقوق بشری را قبول کنیم؟!&#8221;</strong> <strong>*********************************************************</strong></p>
<p><strong> </strong> <strong> </strong> <strong>با این تفاسیر مرمت مقبره برای یافتن پیکر کوروش بزرگ آغاز میشود.</strong> <strong>پس از تخریبهای بسیار زیادی که در آرامگاه آنجام میشود(<a href="http://news.gooya.com/columnists/archives/088632.php" target="_self">میتوانید برخی از تخریبها را اینجا ببینید</a>)، ناگهان خبری منتشر می شود که در سقف مقبره استخوانهایی یافت شده است!</strong> <strong>مرمتگران صوری(همان جستجوگران بسیجی آرامگاه) فوری این خبر را تکذیب میکنند و پس از آنکه خبرگزاری مهر یکی از عکسهای استخوانها را منتشر میکند،مسئولین میراث فرهنگی نظام اسلامی <a href="http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?pr=s&amp;query=%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B4&amp;NewsID=943771" target="_blank">می گویند که استخوان سگ بوده است(لینک خبر)!!!</a></strong> <strong></strong></p>
<p><strong>انزمان پرسشهایی ازین دست مطرح شدند :</strong></p>
<p><strong></strong> <strong>آیا درباره این استخوان مطالعاتی آنجام شده است؟</strong> <strong> این استخوان الان کجاست؟</strong> <strong> آیا این استخوان نمی توانسته فرضیه دفن کوروش بزرگ در سقف آرامگاه را تقویت یا حتی رد کند؟</strong></p>
<p><strong>من همانزمان با یکی از دوستانم که استاد باستانشناسی است تماس گرفتم، او بطور صریح جواب داد:</strong></p>
<ol>
<li><strong>1. </strong><strong>مرمت غیر اصولی بوده است</strong></li>
<li><strong>2. </strong><strong>با توجه به عکسها و شکافتن عمدی برخی سنگها و نظیر آن در سقف، مرمتگران ادعایی، گویی به دنبال جستجوی چیز مشخصی بوده آند </strong></li>
<li><strong>3. </strong><strong>چطور ممکن است در سقفی که از زمان دفن کوروش بزرگ تا بازگشایی آن در دوران جمهوری اسلامی به مدت بیش از 2500 سال هیچ منفذی وجود نداشته، جسد سگ یافت شود؟</strong></li>
<li><strong>4. </strong><strong>انچه یافته آند به احتمال قوی و با تایید مستندات تاریخی در مورد قرار دادن جسد در سقف، متعلق به کوروش بزرگ بوده است</strong></li>
<li><strong>5. </strong><strong>تاریخدانان و مرمتگران و باستانشناسان هیچ گونه اطلاعی از سرانجام استخوانها ندارند</strong></li>
</ol>
<p><strong> </strong> <strong>می توانید مواردی دیگر از عکسهای تخریب را اینجا ببینید(<a href="http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?pr=s&amp;query=%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B4&amp;NewsID=801532" target="_blank">لینک خبر</a>)</strong></p>
<p><strong>اما قضیه استخوانهای یافت شده در هیاهویی که بازسازی یا بعبارتی تخریبسازی آرامگاه به پا کرده بود به فراموشی سپرده شد.</strong> <strong>تا اینکه امروز پس از مدتها خب<a href="http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=72405" target="_blank">ر یافت شدن استخوانها کوروش بزرگ در سایتی نزدیک به نظام(لینک خبر)</a> بطور ضمنی مورد تایید قرار گرفت.</strong></p>
<p><strong>من با توجه به شناختی که ازین رسانه ها دارم، کل خبر نه در جهت اطلاع رسانی بلکه در مورد محک زدن واکنش افکار عمومی نسبت به عملی است که نظام اسلامی در مورد جسد کوروش بزرگ مرتکب شده است.</strong> <strong>در مرحله بعد آنها بطور رسمی اعلام خواهند کرد که در اثر غفلت، جسد از بین رفته است و کارگر خاطی هم ملزم به بازگرداندن ریش تراش کوروش بزرگ خواهد شد!</strong></p>
<p><strong> </strong> <strong>دوستان عزیز مهمترین خبر باستانشناسی امروز ما، نه پیدا شدن ارتش کامبیز هخامنشی، بلکه سرانجام پیکر نماد ایرانیان است.</strong> <strong>من از همه درخواست دارم با جدیت و به هر طریق ممکن این موضوع را به گوش هر کس که میتوانند برسانند تا :</strong></p>
<ol>
<li><strong>1. </strong><strong>معلوم شود آیا جسد کوروش بزرگ را پیدا کرده آند یا نه؟</strong></li>
<li><strong>2. </strong><strong>با آن چه کرده آند؟</strong></li>
<li><strong>3. </strong><strong>ما در قبال این وحشیگری ضد انسانی، ضد ملی و ضد بشری چه عکس العملی باید نشان دهیم؟</strong></li>
</ol>
<p><strong>براستی جمهوری اسلامی و تازیان دوران جدید(سیدها و آخوندها) با جسد پدر ایرانیان چه کرده آند؟</strong></p>
<p><strong></strong> <strong> سالها پیش فرانسویها با یافتن بازمانده های جسد ناپلئون، در اوج شکوه و عظمت و در حالی که چند صد سال از زمان مرگش گذشته بود ، در میان اشکهای جمعیتی میلیونی و میهندوست،او را در خیابانهای پاریس تشییع کردند و در آرامگاهی شایسته به خاک سپردند.</strong> <strong>یونانیها با یافتن بخشی از سپاه کوچک خود که در نبرد با ایرانیان کشته شده بودند، آنانرا تشییع کرده و در مقبره ای باشکوه برای بازدید عموم جهانیان به خاک سپردند.</strong></p>
<p><strong>به هر ملتی که نگاه کنید چنین رویه ای را در پیش گرفته اند.</strong> <strong>چرا که هیچ چیز همچون هویت یا همان اصل و نصب، مایه شرف و عزت و افتخار ملتها نمیشود.</strong></p>
<p><strong>من دلم میخواست حکومتی ایرانی بر سر کار بود و اجساد آن سربازان وطن که در مصر یافت شده اند به ایران باز گردانده میشد، با استخراج دی ان ای رابطه آنان با ایرانیان کنونی و نسبت فامیلیشان مشخص میشد، سپس در یک تشییع جنازه باشکوه ، در آرامگاهی ابدی و شایسته شان به خاک می سپردیم.</strong> <strong>اما دریغ، دریغ که پدر آنان و ما را میدزدند و نابود می کنند، وای به حال سربازان پسرش و وای به حال ما نوادگانش!</strong></p>
<p><strong> </strong> <strong>ما برای پدران اینان(اما رضا و سایر امامزداه ها) که به آندازه یک دانه ارزن به ما سود نرسانده آند، مقبره های های با شکوه ساختیم و آنان حتی به مقبره ساده، بی ریا و باستانی پدر ما،پدر ایران و ایرانی رحم نمی کنند!</strong></p>
<p><strong>من از تمام کسانی که ادعای اسلام و شیعه دارند میپرسم: کدام قوم وحشی و کدام حیوان درنده ای را می شناسید که با ملتی چنین مهمان نواز و انساندوست چنین معامله ای بکند؟</strong></p>
<p><strong>ما برای رضا(یکی از اجداد تازیها و امام هشتم شیعه) که به اندازه یک دانه جو به ملت ما خدمت نکرده بود، بزرگترین و گرانترین بارگاه جهان را ساختیم و اینان به آرامگاه محقر پدر ما میتازند.</strong></p>
<p><strong>ما برای امامزادگانی که هیچ خیری به ملت رنج دیده مان نرسانده اند، مقبره ساخیتم و اینان استخوانهای پدر ما را میدزدند تا نابودش کنند!</strong></p>
<p><strong>من از تازی زادگان(سیدها) که ایرانی نیستند اما به هر جهت و به رسم میهمان نوازی آنها را پذیرفته ایم می پیرسم:</strong> <strong>اگر ما به جهت اینکه ایران، وطن ماست، ما صاحب ایرانیم و از نژاد ایرانی، برویم و گور امام رضا و امامزادگان را تخریب کنیم چه حالی پیدا می کنین؟</strong> <strong>با اینکه هیچ حقی برای اعتراض ندارید زیراکه اینجا خاک ماست و شما تازی هستید و وطن شما تازستان(عربستان) است و باید خودتان به آنجا بازگردید و امامان و امام زادگان مدفونتان در ایران را هم ببرید و در آنجا دفن کنید.</strong></p>
<p><strong> چرا که شما نشان داده اید که لیاقت هموطن بودن با ایرانیان را ندارید.</strong></p>
<p><strong>اگر ما برویم و استخوانهای یکی از اجداد شما مثلا همین علی بن موسی الرضا را در بیاوریم و در سطل زباله بریزیم چه حالی به شما دست میدهد؟</strong></p>
<p><strong>همه این احساساتی که به شما دست میدهد در حالیست که اینجا وطن شما نیست و شما ایرانی نیستید و هیچ حقی نسبت به این آب و خاک ندارید. حالا میتوانید یک ذره از رنجی که یک ایرانی در اثر پستی و فرومایگی فامیلهایتان(مثلا خامنه ای و نوع حکومتش) بر ما می رود را درک کنید؟</strong> <strong>هرگز ! اگر درک میکردید از غصه هلاک میشدید!</strong></p>
<p><strong>تازی زادگان! صاحب این خانه جم، فریدون، کاوه، ایرج،زرتشت و کوروش و سایر ایرانیان پاک نژاد و انساندوست بوده اند و هستند.</strong></p>
<p><strong>اینک ما وارثان آنانیم.این خانه نیاکان ایرانی، متعلق به علی بن موسی الرضا و هیچ تازی بی وجدان و بی اصل و نصب و ضد بشری نیست که شما خود را صاحاب خانه حساب کرده و حرمت خانه و صاحب آنرا زیر پا گزارده اید.</strong></p>
<p><strong>با این حال ما شما را و پدران فرومایه و فراریتان را پناه دادیم. اما شما مدتهاست که در سایه این رژیم ضد انسانی به صاحبان خانه که نیاکان مایند، تجاوز و تعدی و بی حرمتی می کنید؛ حال باید با شما و پدران فرومایه و بی مقداری که فرزندانی چون شما را تربیت نموده اند چه کرد؟ </strong> <strong> </strong> <strong></strong></p>
<p><strong>خدایا!</strong> <strong>خدای بزرگ!</strong> <strong>خدای دانا!</strong> <strong>به کجا پناه ببریم از دست امامان و فرزندانشان؟</strong></p>
<p><strong>این سرزمین ماست، کوروش بزرگ جزو پدران ماست، یعنی ملت ما حتی حق ندارد پدر خودش را دوست داشته باشد؟</strong> <strong></strong></p>
<p><strong>ملت ما حق ندارد آرامگاه کوچک پدرش را بدون تخریب این تازیان بخواهد؟</strong> <strong>خدایا!خدایا!</strong></p>
<p><strong> با اینان چه کنیم؟!</strong> <strong>***************************************************************************************</strong></p>
<p><strong>1. شاهنشاهی نوع حکومتی پادشاهی است که در آن نوعی فدرالیسم اجرا می شده است و با پادشاهی متفاوت است</strong></p>
<p><strong></strong> <strong>2. اصولا وقتی صحبت از تازیان و تازی (عرب) میشود چند بحث پیش می آید:</strong></p>
<p><strong>اول اینکه ما باید بدانیم تازی کیست و چه تازیانی مورد انتقاد ایرانیان هستند؟</strong></p>
<p><strong>در کل میتوان در ایران به سه گونهزیر اشاره کرد:</strong></p>
<p><strong>الف &#8211; تازیانی که در صدر اسلام و هزار و چهار صد و اندی سال پیش به ایران تجاوز کردند.اینان خود را سید(آقا) و ایرانیان را موالی(بنده و برده) می نامیدند.</strong></p>
<p><strong>توجه نمایید الان بسیاری تصور می کنند این عنوان سیدی که برخی یدک می کشند حتما به امامان شیعه میرسد.اصلا اینطور نیست و به تمام تازیان متجاوز به ایران از جمله فرزندان عمر و .. و هر سرباز متجاوزی سید گفته میشده است.اگر هر کسی که سیدی را یدک میکشد مانند تاریخدانی چون کسروی دانش و آگاهی داشت فی الفور سیدی را از نامش حذف میکرد.چرا که سیدی نشانی است ازینکه اجداد وی متجاوز بوده اند و به این مورد با عنوان سیدی افتخار میکرده اند.</strong></p>
<p><strong>اینان بخشی شان در ایران ساکن شدند و اکنون با عنوان سیدی در نقاط گوناگون ایران پراکنده شده اند.البته تعداد زیادی از این سیدها در طی صدها سال مبارزه استقلال طلبانه ایران، بخصوص قیلام ملی ابومسلم خراسانی(خراسانیها پارت هستند) از ایران فرار کردند. این نکته قابل ذکر است که تنها اندکی از این متجاوزان امروزه عنوان سید ندارند اما قبایلشلان و نقاط اسکان و پراکندگشیان در نقاط غصب شده کاملا در کتب تاریخی آمده است. این نکته قابل تامل است که اکثر بازمانده های تجاوز به ایران براحتی از همین طریق عنوان سیدی قابل شناسایی هستند.</strong></p>
<p><strong>ب- جنوبیهای ایرانی بخصوص خوزیها که پس از حمله تازیها عرب زبان شده اند.اینان از نژاد ایرانی و از قدیمیترین ساکنان ایرانند. </strong></p>
<p><strong>ج- تازیانی که قبل یا پس از حمله بصورت صلحجویانه و عادی و بدون جنگ و خونریزی به نقاطی از ایران کوچیده اند و اکنون ایرانی شده اند.اینان نیز ایرانی محسوب میشوند زیاکه در اثر اختلاط نژادی با ما آمیخته شده اند.جزیی از ما و پاره تن ایران هستند. </strong></p>
<p><strong>بنابر این منظور از تازی و تازی زاده کسانی هستند که نژاد تازی دارند و نه برادران و خواهران عرب زبان ما که از جان برای ما عزیزتر و محترمترند. همه میدانیم که از آنجا که تازیها نوشتن و خواندن به زبان ایرانی را ممنوع کرده بودند، پس از 200 سال اکثریت ایرانیان عرب زبان شدند، تا اینکه با تلاشهای ایراندوستان قسمت اعظم ایران دوباره زبان ایرانی را از سر گرفتند، اما نواحی جنوبی ایران عموما عرب زبان ماندند.</strong></p>
<p><strong>امروز بازمانده های تازیان یورش آورده به ایران، سیدها و نیز عربهای غیر ایرانی (که دشمن ایران و ایرانی باشند) هستند؛ من عرب زبان غیر ایرانی که عاشق ایران است و ملت ایران را دوست دارد ایرانی میدانم و معتقدم آنها ایرانی شده اند و مانند بقیه ایرانی نژادان هستند. البته حتما میدانید که اکثر این سیدها هم سید واقعی و از نسل تازیان صدر اسلام نیستند،آنها اکثرا از نژاد ایرانی اند اما در زمان صفویه برای بهره های مادی و سیاسی، به دروغ خود را سید نامیده اند و این اسم روی فامیلشان مانده است که مطمئنا در زمان احیای هویت ملی ایرانیان برایشان بسیار گران تمام خواهد شد.</strong></p>
<p><strong>احمد کسروی جزو کسانی بود که با اطلاع از قضایای صدر اسلام و صفویه، هم عنوان سید را از نامش حذف کرد و هم فامیلیش را به کسروی یعنی فرزند کسری تغییر داد تا نشان دهد ایرانی است و نه تازی زاده.</strong></p>
<p><strong>و این پیشنهادی بود که از روی دانش به سایر کسانی که عنوان سید را یدک می کشند، ارایه کرد.</strong></p>
<p><strong>تا ننگ تازی بودن، زنباره بودن، دزد بودن، دروغزنی، متجاوز بودن و وحشی بودن را از نامشان پاک کنند.</strong></p>
<p><strong>این طنز تاریخ است که زمانی تازیان متجاوز خود را سید نامیدند تا ایرانیان را تحقیر کنند اما در فردایی که بزودی خواهد آمد و ایرانیان به خونخواهی پدرانشان در صدر اسلام برخواهند خواست، فرزندان آن متجاوزان برای ایرانیان براحتی از این طریق قابل شناسایی  هستند!</strong></p>
<p>من بعدا در مورد تازیانی که به ایران حمله کرده اند و واکنش وظایف ما در قبال آن حمله مقاله مفصلی با جزییات و مستندات تاریخی خواهم نوشت.</p>
<p>اما این را اشاره کنم که مرام و منش و آیین نژاد ایرانی این است که کسی را ایرانی میدانند که یکی از خصوصیات زیر را داشته باشد:</p>
<p>1) نژاده باشد.از نژاد ایرانی باشد</p>
<p>2)غیر نژاده باشد اما مرام و منش ایرانی داشته باشد : هر غیر ایرانی که به ایران کوچ کند اما ملیت ایرانی اش بر نژاد قبل و دینش برتری داشته و عشق ایران و آیین و منش زندگانی ایرانیان را به هر چیز دیگری ارجحیت دهد</p>
<p>3) غیر نژاده باشد اما به مرور زمان با اختلاط نژادی ایرانی شود</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong> </strong></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/ario222.wordpress.com/157/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/ario222.wordpress.com/157/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/ario222.wordpress.com/157/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/ario222.wordpress.com/157/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/ario222.wordpress.com/157/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/ario222.wordpress.com/157/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/ario222.wordpress.com/157/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/ario222.wordpress.com/157/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/ario222.wordpress.com/157/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/ario222.wordpress.com/157/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/ario222.wordpress.com/157/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/ario222.wordpress.com/157/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/ario222.wordpress.com/157/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/ario222.wordpress.com/157/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ario222.wordpress.com&amp;blog=8248795&amp;post=157&amp;subd=ario222&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" /><div class="sharedaddy sd-like-enabled"></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ario222.wordpress.com/2009/11/11/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%8c-%d9%be%db%8c%da%a9%d8%b1-%d9%be%d8%a7%da%a9-%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%af-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>14</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/c444fa3113e027529e4d132748ffd7a7?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آریو</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>نامه به مسئولین بالاترین</title>
		<link>http://ario222.wordpress.com/2009/11/10/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86/</link>
		<comments>http://ario222.wordpress.com/2009/11/10/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 10 Nov 2009 12:33:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ario222</dc:creator>
				<category><![CDATA[دیگر موضوعات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ario222.wordpress.com/?p=154</guid>
		<description><![CDATA[درود بر شما من در بالاترین با نام کاربری ario22 عضو هستم. امروز که خواستم وارد شوم چنین پیامی را نمایش داد: &#8220;حساب این کاربر در بالاترین بدلیل ارسال لینک در بخش نامناسب (فرهنگ و هنر) برای رسیدن به حد نصاب ( لینک مربوطه) تا 6 روز دیگر بسته است.&#8221; لینک مورد اشاره با آدرس [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ario222.wordpress.com&amp;blog=8248795&amp;post=154&amp;subd=ario222&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><strong>درود بر شما</strong><strong><br />
</strong></div>
<div><strong>من در بالاترین با نام کاربری </strong></div>
<div><strong>ario22</strong></div>
<div><strong>عضو هستم.</strong></div>
<div><strong>امروز که خواستم وارد شوم چنین پیامی را نمایش داد:</strong></div>
<div><strong>&#8220;حساب این کاربر در بالاترین بدلیل ارسال لینک در بخش نامناسب (فرهنگ و هنر) برای رسیدن به حد نصاب ( لینک مربوطه) تا 6 روز دیگر بسته است.&#8221;</strong></div>
<div><strong><br />
</strong></div>
<div><strong>لینک مورد اشاره با آدرس</strong></div>
<div><strong>http://balatarin.com/permlink/2009/11/8/1832317</strong></div>
<div><strong><br />
</strong></div>
<div><strong>و عنوان</strong></div>
<div><strong>&#8220;چرا نظام اسلامی دست، می برد و پا، اره می کند؟ آیات جنایی قرآن تنها جنبه دفاعی دارند؟&#8221; </strong></div>
<div><strong><br />
</strong></div>
<div><strong>هست.</strong></div>
<div><strong><br />
</strong></div>
<div><strong>حساب من رو مسدود کردید با این دلیل که این لینک در موضوع فرهنگ و هنر بوده.</strong></div>
<div><strong>عزیز دلم من فارغ التحصیل یکی از شاخه های علوم اجتماعی هستم</strong></div>
<div><strong>فکر می کنم به خوبی بدونم چه موضوعی فرهنگیه و چه موضوعی اجتماعی</strong></div>
<div><strong>اینکه یکی رومسئول بررسی لینکها کنین واون بطور غیر علمی و منطقی بیاد حساب افراد رو با نظر شخصی ببنده بسیار کار نادرستیه</strong></div>
<div><strong><br />
</strong></div>
<div><strong>دین هم موضوعی فرهنگیه و هم اجتماعی</strong></div>
<div><strong><br />
</strong></div>
<div><strong>اما بیشتر جامعه شناسان اونرو فرهنگ میدونن </strong></div>
<div><strong>چون دین زاییده فرهنگ یک جامعه هست</strong></div>
<div><strong><br />
</strong></div>
<div><strong>توضیحش بسیار مفصله</strong></div>
<div><strong><br />
</strong></div>
<div><strong>اما حتی اگر اون مسئول مربوطه این مسایل رو هم نمیدونست</strong></div>
<div><strong>اینقدر هوش و آی کیو باید داشته باشه که وقتی موضوعاتی مثل دین به چند حوزه مربوط میشن نباید بیاد و حساب اعضا رو ببنده</strong></div>
<div><strong><br />
</strong></div>
<div><strong>یکی میخواد میگزاره فرهنگ یکی اجتماع</strong></div>
<div><strong><br />
</strong></div>
<div><strong>مگر اینکه در قوانینتون اشاره کنین دین رو بگزارید در اجتماع که باز به نظر من کار اشتباهیه</strong></div>
<div><strong><br />
</strong></div>
<div><strong>در هر صورت به عنوان یک پژوهشگر دانشگاهی خیلی بهم برخورد وقتی دیدم در بالاترین که بسیار معروفه و باید حرفه ای عمل کنه</strong></div>
<div><strong>اینطوری شخصی و غیر علمی برخورد میشه</strong></div>
<div><strong><br />
</strong></div>
<div><strong>حالا هم چند پیشنهاد دارم</strong></div>
<div><strong><br />
</strong></div>
<div><strong>یکم اینکه </strong></div>
<div><strong>باید موضوعات زیر رو اضافه کنین</strong></div>
<div><strong>تاریخ-دین-اندیشه</strong></div>
<div><strong><br />
</strong></div>
<div><strong>دوم اینکه </strong></div>
<div><strong>موضوعات چند وجهی رو هرگز نباید مداخله کنین</strong></div>
<div><strong>این به شعور نویسنده نوعی توهین هست</strong></div>
<div><strong><br />
</strong></div>
<div><strong>عزیز دلم نباید سلیقه ای عمل کرد</strong></div>
<div><strong>این باعث افت حرفه ای گری سایت میشه</strong></div>
<div><strong><br />
</strong></div>
<div><strong>سوم اینکه</strong></div>
<div><strong>حساب اینجانب رو لطفا باز کنین</strong></div>
<div><strong>اگر نه بنویسین با چه منطقی اصرار دارین دین موضوعی غیر فرهنگیه!</strong></div>
<div><strong>بعید میدونم همچنین بیسوادی در بالاترین مسئولیت داشته باشه!</strong></div>
<div><strong><br />
</strong></div>
<div><strong>بعید میدونم تخصصی در این زمینه داشته باشین</strong></div>
<div><strong><br />
</strong></div>
<div><strong>حداقلش اینه که من خودم علوم اجتماعی خوندم</strong></div>
<div><strong><br />
</strong></div>
<div><strong>بیایم به تخصص همدیگه احترام بگزاریم</strong></div>
<div><strong><br />
</strong></div>
<div><strong>به امید اون روز</strong></div>
<div><strong><br />
</strong></div>
<div><strong>پیروز و سرفراز و خردورز باشید</strong></div>
<div><strong><br />
</strong></div>
<div><strong>آریامن ایرانی</strong></div>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/ario222.wordpress.com/154/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/ario222.wordpress.com/154/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/ario222.wordpress.com/154/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/ario222.wordpress.com/154/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/ario222.wordpress.com/154/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/ario222.wordpress.com/154/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/ario222.wordpress.com/154/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/ario222.wordpress.com/154/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/ario222.wordpress.com/154/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/ario222.wordpress.com/154/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/ario222.wordpress.com/154/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/ario222.wordpress.com/154/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/ario222.wordpress.com/154/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/ario222.wordpress.com/154/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ario222.wordpress.com&amp;blog=8248795&amp;post=154&amp;subd=ario222&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" /><div class="sharedaddy sd-like-enabled"></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ario222.wordpress.com/2009/11/10/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/c444fa3113e027529e4d132748ffd7a7?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آریو</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>آیات جنایی قرآن تنها جنبه دفاعی دارند!</title>
		<link>http://ario222.wordpress.com/2009/11/09/%d8%a2%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d8%ac%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%af/</link>
		<comments>http://ario222.wordpress.com/2009/11/09/%d8%a2%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d8%ac%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 20:42:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ario222</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ اسلام،آیات جنایی قرآن،تفسیر قرآن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ario222.wordpress.com/?p=149</guid>
		<description><![CDATA[آیات جنایی قرآن تنها جنبه دفاعی دارند! یکی از مطالبی که بسیاری از اسلامگرایان برای پنهان کردن چهره زشت و خشن اسلام، پس از شنیدن آیات جنایی قرآن که خیلی هایشان حتی باور نمیکنند این آیات در قرآن باشد، بیان میکنند، این است که این مطالب برای دوران جنگ آمده است، و جنبه دفاعی داشتند، [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ario222.wordpress.com&amp;blog=8248795&amp;post=149&amp;subd=ario222&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><span style="text-decoration:underline;">آیات جنایی قرآن تنها جنبه دفاعی دارند!</span></strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>یکی از مطالبی که بسیاری از اسلامگرایان برای پنهان کردن چهره زشت و خشن اسلام، پس از شنیدن آیات جنایی قرآن که خیلی هایشان حتی باور نمیکنند این آیات در قرآن باشد، بیان میکنند، این است که این مطالب برای دوران جنگ آمده است، و جنبه دفاعی داشتند، اسلام کشتن مردم بیگناه را نمیپذیرد! همنچنین بسیاری از این افراد اظهار میکنند که محمد در تمام دوران حیاتش هرگز جنگی را شروع نکرد، بلکه تنها از خود و مسلمانان دفاع کرد.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>قبل از خواندن این نوشتار توصیه میشود سوره توبه را یکبار همراه با معنی آن مطالعه کنید.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>مسئله زبانشناسی و عکس العمل مسلمانان در مورد آیات جنایی قرآن</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>زبانشناسان معتقدند معنی هر جمله همان چیزی است که مخاطب آن جمله، در آن زمانیکه آن جمله را گفته یا نوشته است، در نظر داشته است، نه هیچ چیز دیگر. زیرا جمله در هنگام ساخته شدن برای مخاطب زمان خودش ساخته شده است و اگر قرار بوده است آن مخاطب جمله را به غلط دریابد، ایراد از سازنده جمله است. اگر قرار باشد جمله سازی به گونه ای جمله بسازد که مخاطبانش آنرا درک نکنند، کار بسیار بیهوده ای انجام داده است. و از آنجا که قرآن به نظر مسلمانان برخاسته از وحی الهی است و خداوند کار بیهوده انجام نمیدهد، هم روش فقهی و هم روش تاریخی برای بررسی اسلام این است که معانی آیات را از عکس العملی که اعراب و مسلمانان اولیه به این آیات نشان دادند دریابیم. </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>در جدول رخدادنگاری  (1) زیر میتوانید تاثیر آیات جنایی قرآن و عکس العمل مسلمانان نسبت به آنها را ببینید. از سال  623  تا  777  میلادی در طول  154  سال مسلمانان در بیش از  80  جنگ شرک کرده اند. یعنی بطور متوسط چیزی حدود یک جنگ در هر دو سال.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>570  &#8211; تولد محمد در عربستان، در قبیله عربستان</strong></p>
<p><strong>577  &#8211; مادر محمد فوت میشود</strong></p>
<p><strong>580  &#8211; عبدلمطلب پدربزرگ محمد فوت میشود</strong></p>
<p><strong>583  &#8211; اولین مسافرت محمد به سوریه با اهداف تجارتی</strong></p>
<p><strong>595  &#8211; محمد با خدیجه ازدواج میکند</strong></p>
<p><strong>595  &#8211; مسافرت دوم به سوریه</strong></p>
<p><strong>598  &#8211; پسرش، قاسم بدنیا می آید </strong></p>
<p><strong>600  &#8211; دخترش زینب بدنیا می آید </strong></p>
<p><strong>603  &#8211; دخترش ام کلثوم بدنیا می آید </strong></p>
<p><strong>604  &#8211; دخترش رقیه بدنیا می آید </strong></p>
<p><strong>605  &#8211; حجر الاسود در کنار کعبه قرار میگیرد</strong></p>
<p><strong>605  &#8211; دخترش فاطمه بندیا می آید </strong></p>
<p><strong>610  &#8211; محمد در غار حرا جبرئیل را ملاقات میکند</strong></p>
<p><strong>613  &#8211; محمد ادعای پیامبری اش را بطور عمومی اعلام میکند</strong></p>
<p><strong>615  &#8211; مسلمانان توسط قریش مورد آزار قرار میگیرند</strong></p>
<p><strong>619  &#8211; با سوده و عایشه ازدواج میکند </strong></p>
<p><strong>620  &#8211; نمازهای پنجگانه اجباری میشوند</strong></p>
<p><strong>622  &#8211; محمد از مکه به مدینه مهاجرت میکند</strong></p>
<p><strong>623  &#8211; جنگ ودان </strong></p>
<p><strong>623  &#8211; جنگ صفوان </strong></p>
<p><strong>623  &#8211; جنگ ذوالعشير</strong></p>
<p><strong>624  &#8211; محمد و اطرافیانش آغاز به حملات پی در پی به کاروانهای تجارتی برای غارت ثروت آنها میکنند </strong></p>
<p><strong>624  &#8211; زکات اجباری میشود </strong></p>
<p><strong>624  &#8211; جنگ بدر </strong></p>
<p><strong>624  &#8211; جنگ بنی سلیم </strong></p>
<p><strong>624  &#8211; جنگ بنی قینقاع </strong></p>
<p><strong>624  &#8211; جنگ سویق </strong></p>
<p><strong>624  &#8211; جنگ بنی قطفان </strong></p>
<p><strong>624  &#8211; جنگ بحران </strong></p>
<p><strong>625  &#8211; جنگ احد</strong></p>
<p><strong>625  &#8211; جنگ حمراء الاسد</strong></p>
<p><strong>625  &#8211; جنگ بنی النضیر</strong></p>
<p><strong>625  &#8211; جنگ ذات الرقاع</strong></p>
<p><strong>626  &#8211; جنگ بدر الاخره</strong></p>
<p><strong>626  &#8211; جنگ دومه الجندل</strong></p>
<p><strong>626  &#8211; جنگ بنی المصطلق </strong></p>
<p><strong>627  &#8211; جنگ خندق</strong></p>
<p><strong>627  &#8211; جنگ بنی قریظه </strong></p>
<p><strong>627  &#8211; جنگ بنی لحیان </strong></p>
<p><strong>627  &#8211; جنگ غیبه </strong></p>
<p><strong>627  &#8211; جنگ خیبر </strong></p>
<p><strong>628  &#8211; محمد معاهده ای را با قریش امضا میکند </strong></p>
<p><strong>630  &#8211; محمد مکه را فتح میکند </strong></p>
<p><strong>630  &#8211; جنگ حنین. </strong></p>
<p><strong>630  &#8211; جنگ تبوک </strong></p>
<p><strong>632  &#8211; محمد میمیرد. </strong></p>
<p><strong>632  &#8211; ابوبکر، پدرزن محمد، و عمر حرکتی نظامی را آغاز میکنند تا اسلام را در عربستان تحمیل کنند</strong></p>
<p><strong>633  &#8211; جنگ در عمان </strong></p>
<p><strong>633  &#8211; جنگ حضرموت. </strong></p>
<p><strong>633  &#8211; جنگ کازیما </strong></p>
<p><strong>633  &#8211; جنگ ولاجه </strong></p>
<p><strong>633  &#8211; جنگ اولیس </strong></p>
<p><strong>633  &#8211; جنگ عنبر </strong></p>
<p><strong>634  &#8211; جنگ بصره, </strong></p>
<p><strong>634  &#8211; جنگ دمشق </strong></p>
<p><strong>634  &#8211; جنگ اجنادین. </strong></p>
<p><strong>634  &#8211; مرگ ابوبکر و به خلافت رسیدن عمر</strong></p>
<p><strong>634  &#8211; جنگ نمارق </strong></p>
<p><strong>634  &#8211; جنگ سقطیه. </strong></p>
<p><strong>635  &#8211; جنگ جسر. </strong></p>
<p><strong>635  &#8211; جنگ بویب. </strong></p>
<p><strong>635  &#8211; فتح دمشق. </strong></p>
<p><strong>635  &#8211; جنگ فحل. </strong></p>
<p><strong>636  &#8211; جنگ یرموک. </strong></p>
<p><strong>636  &#8211; جنگ قادسیه. </strong></p>
<p><strong>636  &#8211; فتح مدائن. </strong></p>
<p><strong>637  &#8211; جنگ جلولاء. </strong></p>
<p><strong>638  &#8211; جنگ یرموک. </strong></p>
<p><strong>638  &#8211; مسلمانان رومی ها را شکست میدهند و وارد جارالسلام میشوند </strong></p>
<p><strong>638  &#8211; فتح جزیره. </strong></p>
<p><strong>639  &#8211; فتح خوزستان و حرکت به سوی مصر. </strong></p>
<p><strong>641  &#8211; جنگ نهاوند </strong></p>
<p><strong>642  &#8211; جنگ ری در ایران</strong></p>
<p><strong>643  &#8211; فتح آذربایجان</strong></p>
<p><strong>644  &#8211; فتح فارس </strong></p>
<p><strong>644  &#8211; فتح خاران. </strong></p>
<p><strong>644  &#8211; عمر کشته میشود، عثمان خلیفه میشود</strong></p>
<p><strong>647  &#8211; فتح جزایر قبرس </strong></p>
<p><strong>644  &#8211; عمر کشته میشود و عثمان جانشین او میشود.</strong></p>
<p><strong>648  &#8211; حمله به بیزانسی ها </strong></p>
<p><strong>651  &#8211; جنگ دریایی علیه بیزانسی ها</strong></p>
<p><strong>654  &#8211; اسلام در شمال افریقا پخش میشود</strong></p>
<p><strong>656  &#8211; عثمان کشته میشود، علی خلیفه میگردد </strong></p>
<p><strong>658  &#8211; جنگ نهران. </strong></p>
<p><strong>659  &#8211; فتح مصر </strong></p>
<p><strong>661  &#8211; علی کشته میشود. </strong></p>
<p><strong>662  &#8211; مصر به دست اسلامگرایان می افتد. </strong></p>
<p><strong>666  &#8211; مسلمانان به سیسیل ایتالیا حمله میکنند </strong></p>
<p><strong>677  &#8211; محاصره قسطنطنیه </strong></p>
<p><strong>687  &#8211; جنگ کوفه </strong></p>
<p><strong>691  &#8211; جنگ دیر الجلیغ </strong></p>
<p><strong>700  &#8211; حملات نظامی به شمال افریقا انجام میگیرد</strong></p>
<p><strong>702  &#8211; جنگ دیر الجمیرا </strong></p>
<p><strong>711  &#8211; مسلمانان به جبل الطارق حمله میکنند</strong></p>
<p><strong>711  &#8211; فتح اسپانیا </strong></p>
<p><strong>713  &#8211; فتح ملتان (منطقه ای در پاکستان) </strong></p>
<p><strong>716  &#8211; حمله به قسطنطنیه </strong></p>
<p><strong>732  &#8211; جنگ در فرانسه. </strong></p>
<p><strong>740  &#8211; جنگ نوبلز. </strong></p>
<p><strong>741  &#8211; جنگ بگدورا در شمال افریقا </strong></p>
<p><strong>744  &#8211; جنگ عین الجر</strong></p>
<p><strong>746  &#8211; جنگ روپار ثوثا </strong></p>
<p><strong>748  &#8211; جنگ ری. </strong></p>
<p><strong>749  &#8211; جنگ اصفهان </strong></p>
<p><strong>749  &#8211; جنگ نهاوند </strong></p>
<p><strong>750  &#8211; جنگ زب </strong></p>
<p><strong>772  &#8211; جنگ حنبی در شمال افریقا</strong></p>
<p><strong>777  &#8211; جنگ ساراگوسا در اسپانیا</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>حال از روی این اصل زبانشناسی میتوان فهمید که آیا اسلامگرایان در مورد دفاعی بودن این آیات دچار خطا میشوند یا نه؟ بهانه حمله مسلمانان صدر اسلام به کشورهای متعدد بیگانه که در زمان عمر با تایید و حتی شرکت امامان شیعه شروع شد چه چیز غیر از گسترش اسلام و همین آیات جنایی قرآن بوده است؟ آیا چنین دینی میتواند دین صلح آمیز و انسانگرایی باشد؟</strong><strong> هرگز!</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>آشکار است که حمله مسلمانان به کشورهای متعددی که در جغرافیای امروز جهانی هرکدام کشورهای مستقلی هستند به هیچ عنوان نمیتوانسته است حالتی دفاعی داشته باشد. اما ممکن است اسلامگرایان ادعا کنند که جنگهای پیغمبر تماماً دفاعی بوده اند. بررسی اجمالی این دروغ بزرگ و انکار تاریخ مسلم اسلام را میتوانید در نوشتاری با فرنام &#8220;جنگهای پیغمر- بخش دوم مناظره آیت الله منتظری با دکتر علی سینا.&#8221; مطالعه کنید. همچنین مطالعه نوشتارهای مربوط به قبایل یهودی و آنچه پیامبر اسلام بر سر یهودیان مدینه آورد را در بخش قتل عام یهودیان مدینه برای برطرف شدن کامل این شبهه توصیه میشود.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>مسئله ناسخ و منسوخ و منسوخ شدن آیات مسالمت آمیز در مورد ناباوران</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>برای پرداختن به این مسئله باید قضیه ای با فرنام ناسخ و منسوخ را اندکی بررسی کنیم. همانطور که میدانیم محمد برای برداشتن مشکلات از سر راه خود آیات قرآنی را بصورت تدریجی می آورد. و بنا به میل خود و شرایط روز آیات قرآنی جدیدی را معرفی میکرد، بعنوان مثال وقتی در مورد اسیران جنگی پس از جنگ بدر توسط مسمانان اختلافی پیش آمده بود که آیا باید اسیر را در جنگ کشت یا اینکه با پرداخت فدیه آنها را آزاد کرد، پیامبر اسلام با زیرکی آیه  67  سوره انفال را میسازد،</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>برای هیچ پیامبری نسزد که اسیران داشته باشد تا که در روی زمین کشتار بسیار کند. شما متاع این جهانی را میخواهید و خدا آخرت را میخواهد. و او پیروزمند و حکیم است.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>به همین دلیل که محمد قبل از تولید بخشی از آیات تازینامه، پردازش و تعقل چندانی نمیکرد، در قرآن دستورات متناقضی پیش می آمد، مثلا جایی میگفت فلان کار را بکنید و جای دیگر میگفت آنکار را دیگر نکنید. یا مثلا آیات مضحکی تولید میکرد و بعدا پشیمان میشد و میخواست که آنها را باطل کند، مثلا محمد در پی کسب امتیازات جنسی ويژه ای برای خود در سوره احزاب آیه  50  میگوید:</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُّؤْمِنَةً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَن يَسْتَنكِحَهَا خَالِصَةً لَّكَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>ای پیامبر، ما زنانی را که مهرشان را داده ای و آنان را که بعنوان غنایم جنگی که خدا به تو ارزانی داشته است مالک شده ای و دختر عموها و دختر عمه ها و دختر داییها و دختر خاله های تو را که با تو مهاجرت کرده اند بر تو حلال کردیم؛ و نیز زن مومنی را که خود را به پیامبر بخشیده باشد، هرگاه پیامبر بخواهد او را به زنی گیرد. این حکم ويژه توست نه دیگر مومنان. ما میدانیم درباره زنانشان و کنیزانشان چه حکمی کرده ایم، تا برای تو مشکلی پیش نیاید. و خدا آمرزنده و مهربان است.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>همچنین در آیه  51  همان سوره (احزاب) میگوید:</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>تُرْجِي مَن تَشَاء مِنْهُنَّ وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَن تَشَاء وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكَ ذَلِكَ أَدْنَى أَن تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَلَا يَحْزَنَّ وَيَرْضَيْنَ بِمَا آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمًا.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>از زنان خود هر که را که خواهی به نوبت موخر دار و هرکه را میخواهی با خود نگه دار، و اگر از آنها که دور داشته ای یکی را بطلبی بر تو گناهی نیست. در این گزینش و اختیار باید که شادمان باشند و غمگین نشوند و از آنچه همگیشان را ارزانی میداری باید که خشنود گردند و خدا میداند که در دلهای شما چیست. و خداست که دانا و بردبار است.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>وقتی محمد با اعتراض زنانش و احتمالا طرفدارانش در مورد این آیات عجیب غریب که نشان از زیاده خواهی های جنسی محمد دارد روبرو میشود، از روی ناچاری مجبور میشود که این امتیازات را از خود سلب کند، این است که آیه  52  سوره احزاب را میسازد:</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاء مِن بَعْدُ وَلَا أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَّقِيبًا.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>بعد از این زنان، هیچ زنی بر تو حلال نیست و نیز زنی به جای ایشان اختیار کردن، هر چند تو را از زیبایی او خوش آید؛ مگر آنچه به غنیمت به دست تو افتد. و خدا مراقب هر چیزی است..</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>برای پوشش این نوع تضادهای قرآن و اینکه چرا بعضی از آیات قرآنی ضد دیگر آیات قرآن هستند، پیامبر اسلام قضیه ناسخ و منسوخ را معرفی کرد؛ به آیاتی که باطل شده اند منسوخ و به آیاتی که باطل میکنند ناسخ میگویند. در واقع برای پوشاندن این تناقضات محمد تلاش کرد این مفهوم را جای بیاندازد تا جلوی مخالفت هارا بگیرد، وقتی که محمد با اعتراضات در مورد اینکه چرا حرف خدا باید تناقض داشته باشد و این ناسخ و منسوخ دیگر چه صیغه ای است، آیه  106  سوره بقره  (ماده گوساله) را می آورد:</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>هیچ آیه ای را منسوخ یا ترک نمیکنیم مگر آنکه بهتر از آن یا همانند آن را می آوریم. آیا نمیدانی که خدا بر هر کاری تواناست؟.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>این است که در قرآن هرگاه تضادی بین دستورات وجود داشته باشد، آن دستورات را با توجه به قاعده ناسخ و منسوخ باید بررسی کرد، و این امر کاملا منطقی است، در همه جا آخرین دستور معمولا دستوریست که باید اجرا شود، نه دستورهای قدیمی.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>حال با روشن شدن قضیه ناسخ و منسوخ که عالمان دینی بحث های بسیار مفصلی در این مورد دارند، میتوان به بررسی آیات تازینامه در قبال برخورد با کافران و مشرکان و منافقین پرداخت.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>همانطور که میدانیم، سوره های تازینامه به دو دسته مدنی و مکی تقسیم میشوند، محمد در مکه تنها مردم را به نیکی دعوت میکرد و حتی قوانین و شریعت مشخصی را مدعی نشده بود. رفتاری که محمد در قبال مخالفان در این دوران پیش گرفته بود را میتوان از آیات زیر یافت:</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>انعام  از سوره های مکی  108:</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>چیزهایی را که آنان به جای الله میخوانند، دشنام مدهید که آنان نیز بی هیچ دانشی، از روی کینه توزی به الله دشنام دهند. اینچنین عمل هر قومی را در چشمشان آراسته ایم. پس بازگشت همگان به پروردگارشان است و او همه را از کارهایی که کرده اند آگاه می سازد.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>سوره مزمل  از سوره های مکی  آیات  10  تا  12:</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِيلًا؛وَذَرْنِي وَالْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلًا؛إِنَّ لَدَيْنَا أَنكَالًا وَجَحِيمًا.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>بر آنچه میگویند صبر کن و به وجهی پسندیده از ایشان دوری جوی، تکذیب کنندگاه صاحب نعمت را به من واگذار و اندکی مهلتشان ده، نزد ماست بندهای گران و دوزخ. </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>سوره مومنون از سوره های مکی آیه  96:</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَصِفُونَ.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>سخن بد آنان را به هرچه نیکوترت می آ ید پاسخ گوی. ما به سخن آنان آگاه تر هستیم.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>اما بعد از فرار محمد از مکه به مدینه، در رفتار محمد تغییر شگرفی حاصل میشود، محمد دیگر از تحمل و احترام و همزیستی دم نمیزند، محمد از جنگ و جهاد و کشتن و آواره کردن سخن میگوید، تغییر رفتار محمد از مکه به مدینه در نوشته ای بافرنام بررسی سوره های مكی ومدني از مدافع حقوق انساني  با دقت بالاتری انجام گرفته است. دلیل این تغییر رفتار محمد در قبال کافران و مشکران و مخالفانش چه بود؟</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>منطقی ترین دلیل، که علی دشتی نیز در کتاب  23  سال به آن به خوبی اشاره میکند وضعیت اقتصادی محمد و یارانش مهاجرش است. محمد و مهاجرین در مکه صاحب ملک و کار و یا تجارت بودند اما در مدینه هیچ ثروت و کاری نداشتند و زندگی سختی را میگذراندند، زندگی در کنار انصار که متملک بودند و کار و زندگی و خانوانده داشتند برای مسلمانانی که باید خود را برای جنگ با مشکرین مکه آماده میکردند بسیار دشوار بود، از این رو محمد نیاز به انجام اموری داشت که بتواند ثروت باد آورده ای را برای مسلمانان مهاجر دست و پا کند، محمد دو کار مهم را در این باب انجام داد.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>1) غزوه، غزوه یعنی حمله به کاروان، محمد به شغل شریف حمله به کاروان  و دزدی و غارت اموال آنها و به اسارت کشیدن زنان و فرزندان آنان با عنوانین برده و کنیز پرداخت، و جنگ بدر اولی اینگونه آغاز شد که پیامبر اسلام به کاروان تجاری ابوجهل که از شام به مکه میرفت حمله کرد و آنرا غارت کرد. برای اطلاعات دقیق تر در مورد غزوات محمد به نوشتاری با فرنام &#8220;غزوه چگونه جنگي بود و به چه كسي شهيد مي گفتند؟&#8221; و همچنین &#8220;جنگهای پیغمر- بخش دوم مناظره آیت الله منتظری با دکتر علی سینا.&#8221; مراجعه کنید.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>2) در یثرب سه قبیله یهودی وجود داشتند که پیامبر اسلام هر  3  این قبایل را به بهانه هایی یا قتل عام کرد یا آنها را مجبور کرد پراکنده شوند و مهاجرت کنند و اموال آنان را به غارت برد، قبیله بنی قریظه را که قتل عام کرد و  800  نفر یهودی را در یک روز سر برید (شرح کامل را در نوشته ای با فرنام &#8220;بر سر بنی غریظه واقعا چه آمد؟&#8221; بخوانید)، رئیس قبیله بنی نضیر را ترور کرد (ماجرای کامل را در نوشته ای با فرنام محمد اولین تروریست اسلامی، ترور کعب بن الاشرف از دانشمندان یهودی توسط محمد از تاریخ طبری بخوانید ) و بعد آنها را محاصره کرد و دستور داد نخلستانشان را آتش بزنند، بنی نضیر اعتراض کردند که تو خود را آدم خیر خواهی میخوانی پس چرا نخلستانهای مارا آتش زدی؟ وی محمد آیه  3، 4  و  5  سوره حشر را تولید کرد:</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>وَلَوْلَا أَن كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْجَلَاء لَعَذَّبَهُمْ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابُ النَّارِ؛ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَمَن يُشَاقِّ اللَّهَ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ؛ مَا قَطَعْتُم مِّن لِّينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>اگر بر آنها ترک دیار نوشته نشده بود در این جهان دچار عذاب میشدند، و در آن جهان هم در آتشند. اگر شما نخلی را قطع کنید یا آنرا سر پای نگاه دارید خداوند شما را مخیر میکند ولی قطع آن برای مجازات فاسقین است.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>بنی نضیر پس از  20  روز تسلیم محاصره شدند و به واسطه شفاعت بعضی از سران خزرج بنا شد سالم از مدینه شوند، اما تمام ثروت و دارایی آنها توسط پیامبر اسلام غارت شد. شرح کامل ماجرای بنی قریظه را در نوشتاری با فرنام &#8220;حمله به بنی نضیر&#8221; بخوانید.  قبیله سوم یهودی ای که پیامبر اسلام غارت کرد قبیله بنی قینقاع بودند که پیامبر اسلام به بهانه هایی آنها را مجبور کرد تا از یثرب کوچ کنند و جز اثاث و اشیاء منقول خود، که قابل حمل باشند چیزی با خود نبرند، و ثروت آنان نیز به پیامبر و دار و دسته اش رسید، شرح کامل ماجرای بنی قینقاع را در نوشتاری با فرنام &#8220;حمله به بنی قینقاع&#8221; بخوانید.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>با در نظر داشتن این دو مقدمه اکنون آسانتر میتوان به ادعای مسلمانان در مورد دفاعی بودن آیات جنایی تازینامه پرداخت. آیات جنایی تازینامه بدون استثناء همگی از آیات مدنی هستند. این آیات در واقع آیات مکی در مورد رفتار نیک با مخالفان اسلام را نسخ میکنند، سوره توبه آخرین سوره ای است که پیامبر اسلام تولید کرد  (3). در هنگام نزول سوره توبه مسلمانان در جنگ نبودند و سوره توبه آخرین دستور العملی است که در قرآن برای مسلمانان برای روش برخورد آنان با غیر مسلمانان، پس از اسلام وجود دارد، زیرا هیچ سوره دیگری بعد از آن وجود ندارد که بخواهد مفاهیم آنرا منسوخ کند! سوره توبه از خشن ترین سوره های تازینامه نیز محسوب میشود تاجایی که محمد از فرط خشم حتی آنرا با بسم الله الرحمن  الرحیم آغاز نکرده است. امام علی گفته است بسم الله الرحمن الرحیم با خود رحمت می آورد، این درحالی است که این سوره با آیه شمشیر نازل شده است  (9)، به این سوره، سوره برائت به معنی بیزاری نیز میگویند، محمد در این سوره استراتژی اصلی و ابدی رفتار مسلمانان با نا مسلمانان را بیان میکند،  هیچ کجای آن از جنگ صحبت نمیشود! یعنی اینها مربوط به شرایط جنگی نیستند بلکه مسلمانان در شرایط عادی نیز باید آنها را رعایت کنند!</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>به عقیده بزرگترین مفسران قرآن همچون ابن کثیر با نازل شدن سوره توبه تمامی پیمانهای صلح و معاهده ها بین مسلمانان و نامسلمانان منسوخ شدند و دیگر هیچ غیر مسلمانی در امان نبوده است  (7). تفسیر جلالین نوشته است این سوره امنیت کفار را با شمشیر از میان برداشت  (8). المودودی گفته است  (10) سوره توبه بعد از ماجرای صلح حدیبیه سروده شد. نتیجه سروده شدن این سوره یکی زیر پا گذاشتن معاهده صلح حدیبیه و دیگری حمله به تبوک و تصرف آن بود. مودودی شرح میدهد که سوره توبه در مورد چهار مسئله نازل شده است.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>1-  تمام عربستان را به یک دارالاسلام کامل تبدیل کند. برای این منظور آشکارا اعلام میکند که تمامی عهدنامه ها و پیمانها بین مسلمانها و مشرکین باطل هستند و هیچ تعهدی میان مسلمین و مشرکین بعد از پایان آمدن چهار ماه نیست (آیات  1  تا  3)، اینکار برای نابودی شرک ضروری بود تا اینکه مبادا تهدیدی برای اسلام باشد. (آیات  12  تا  18) کعبه را منحصر به مسلمانان میکند و انجام تمامی مراسم مشرکین در آنرا ممنوع میکند. مشرکین حتی نباید به کعبه نزدیک بشوند (آیه  28). </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>2-  نفوذ اسلام را در کشورهای همسایه گسترش دهد. (آیه  29) برای اینکه مسلمانان بتوانند نفوذ اسلام را در کشورهای همسایه افزایش دهند، به آنها اجازه داده شد تا جهاد کنند و با شمشیر به همسایگان حمله کنند تا این همسایگان سلطنت اسلام را قبول ک&#1606;ند، از آنجا که روم و ایران همسایگان پر قدرت آنها بودند، درگیری بین مسلمانان و آنان امتناع ناپذیر بود. هدف جهاد این نبود که آنها را مجبور به پذیرش اسلام شوند، بلکه این بود که آنها مردم خود را مجبور از رها کردن اسلام نکنند و جلوی مردم و نسلهای بعدیشان را از گرویدن به اسلام نگیرند. آنها میتوانستند عقاید دینی خود را تا هنگامی که جزیه میپردازند برای خود حفظ کنند.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>3-  منافقین نافرمانبردار را نابود کند. از آنجا که دیگر تهدیدی از خارج مسلمانان را تهدید نمیکرد، مسلمانان میتوانستند منافقین را که در میان خودشان بودند نابود کنند (آیه  73) پیامبر خانه سوالیم را که مکان تجمع و مشورت منافقان بود را آتش زد. </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>4-  مسلمانان را برای جهاد علیه جهان غیر مسلمان آماده کند. (آیات  81  تا  96) لازم بود تا تقویت ایمان در میان مسلمانان شکل بگیرد زیرا اسلام قرار بود چهره ای جهانی به خود بگیرد و در درگیری میان کفر و اسلام خطرناکترین چیز کم ایمانی مسلمانان بود. بنابر این آیات هرکس حاضر نباشد از جان، زمان، مال و نیروی خود در راه اسلام بگذرد، در ایمان خود ناخالص است و مسلمانان باید در راه اسلام جهاد کنند و الا در ایمان آنها باید شک کرد.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>حال با در نظر گرفتن این جزئیات در مورد سوره توبه، باید به آیات آن پرداخت، شاید مهمترین آیه سوره توبه، آیه پنجم آن باشد، که معروف به آیه شمشیر یا &#8220;آية السيف&#8221; است.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>سورهُ توبه آیه  5</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>فَإِذَا انسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ فَخَلُّ;واْ سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>پس چون ماههاي حرام به سر آمد  آنگاه مشركان را هر جا يافتيد به قتل رسانيد. و آنها را دستگير و محاصره كنيد . و هر سو در كمين آنها باشيد. چنانچه توبه كردند و نماز به پاي داشتند و زكات دادند پس از آنها دست بداريد. كه خدا آمرزنده و مهربان است.    ترجمه ها، تفاسير و شان نزول</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>آیا در این آیه کلمه ای میبینید که بتوان از آن دریافت که این آیات تنها مربوط به شرایط جنگی هستند؟ پیامبر اسلام در مورد جنگ این آیه را مطرح نکرده است. بزرگترین مفسرین قرآن معتقدند آیه پنجم سوره توبه ناسخ حدود  124  آیه قبلی است که در مورد سازش و بردباری در مقابل کافران آمده است  (4) یعنی این آیه تمام آنچه در مورد مدارا با نامسلمانان پیش از سروده شدن این آین در قرآن آمده است را کاملا نسخ میکند. این آیه به روشنی میگوید که مسلمانان باید بعد از چهارماه مشرکین را هرکجا که یافته میشوند به قتل برسانند. چگونه این آیه میتواند دفاعی باشد؟ آیا مسلمانان برای دفاع  از خود باید چهار ماه صبر کنند؟ آشکار است که این آیه متجاوزانه است و دفاعی در کار نیست، همین آیه برای اثبات دروغ بودن ادعای اسلامگرایان برای دفاعی بودن آیات جنایی قرآن کافی است.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>علامه طباطباعی در المیزان پیرامون این آیه افاضه کرده اند:</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>&#8220;جمله فاقتلو المشرکین حیث وجدتموهم نشاندهنده براعت و بیزاری از مشرکین است و میخواهد احترام را از جانهای کفار برداشته و خونهایشان را هدر سازد و بفرماید: بعد از تمام شدن آن مهلت دیگر مانعی نیست از اینکه آنان را بکشید نه حرمت حرم و نه احترام ماههای حرام، بلکه هروقت و هرکجا که آنان را دیدید، باید به قتلش</strong><strong>75;ن برسایند&#8230;..تشریع این حکم بر این بوده که کفار را در معرض فنا و انقراض قرار داده و به تدریج صفحه زمین را از لوث وجودشان پاک کند، و مردم را از خطرهای معاشرت و مخالطت با آنها نجات دهد&#8230;اگر به آنان كسى دست يافت و توانست ايشان را بكشد بايد كشته شوند، و اگر نشد دستگير شوند و اگر اين هم نشد در همان جايگاههايشان محاصره شوند و نتوانند بيرون آيند و با مردم آميزش و مخالطه كنند، و اگر معلوم نشد در كجا پنهان شده اند، در هر جا كه احتمال رود كمين بگذارد تا بدين وسيله دستگيرشان نموده يا به قتلشان فرمان دهد و يا اسيرشان كند.&#8221;  (5) </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>شایان ذکر است که پاک کردن تدریجی زمین از وجود یک جمعیت دقیقاً معنی کلمه &#8220;نسل کشی&#8221; است، آشکار است که این علامه نیز همچون ما به انسان ستیز بودن دین اسلام اعتراف میکند. آیت الله روح الله خمینی در یکی از سخنرانیهای خود میفرمایند &#8220;اسلام در عین حالی که یک مکتب تربیت است، لکن آنروزی که فهمید قابل تربیت نیست، 700  نفرشان را در یکجا در یهود بنی قریظه را میکشند، گردن میزنند به امر رسول الله&#8221; (6) آیا شما نیز از میزان دفاعی بودن و صلح آمیز بودن این آیات در کلام متخصصان و بزرگترین عالمان اسلام در تحیر هستید؟ اگر هنوز با ماجرای نسل کشی وحشتناک یهودیان ساکن یثرب توسط پیامبر اسلام آشنایی ندارید حتماً بخش نسل کشی یهودیان مدینه به دست پیامبر اسلام را مطالعه کنید. آیت الله خمینی به درستی جنایات انجام شده در جمهوری اسلامی را با جنایت پیامبر قتل عامگر اسلام مقایسه میکند.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>همانگونه که مودودی و اسلامشناسان سرشناس دیگر اعلام داشته اند، بخش پایانی آیات سوره توبه مربوط به کشورگشایی های اسلامی میشود. در این آیه نیز به مسلمانان دستور داده میشود تا به کشورهای همسایه خود حمله کنند و اسلام را به آنجا نیز ببرند. البته محمد به اندازه کافی به حیات ننگین خود ادامه نداد اما اطرافیان او بعد از مرگ مشکوک او، راه او را ادامه دادند و به کشورهای همسایه حمله کردند و مردان را ک;شته زنان و کودکانشان را به اسارت کشیدند، برای اسناد تاریخی این حملات مرگبار به بخش  مختصری از مقاومتهای مردم ایران در مقابل اعراب مسلمان مراجعه کنید. حملات مسلمانان به کشورهای دیگر همانطور که در جدول رخدادنگاری ابتدای این نوشتار آمده است تا به اروپا کشیده شد، و اگر جنگهای صلیبی رخ نمیداد و مسیحیان مسلمانان را از کشورهایشان بیرون نمیریختند، اسلام همانگونه که خاور میانه را به گند کشید، ممکن بود اروپا و در نتیجه تمام جهان را نیز به گند بکشد. باید از صلیبیون بخاطر خدمتی که به بشریت کردند سپاسگزار بود.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>سوره توبه آیه  123</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ الْكُفَّارِ وَلِيَجِدُواْ فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>ای کسانیکه ایمان آورده اید، با کافرانی که در اطراف شمایند بجنگید! تا در شما درشتی و شدت را بیابند. و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است!   ترجمه ها، تفاسير و شان نزول</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>علامه طباطباعی افاضه فرموده اند:</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>&#8220;در اين آيه شريفه دستور جهاد عمومى داده شده تا از هر طرف در دنيا، اسلام گسترش يابد، چون وقتى مى فرمايد: هر طائفه از مؤ منين بايد با كفار هم جوار خود كارزار كنند معنايش همان گسترش دادن اسلام و برقرار كردن سلطنت اسلام است بر دنيا، و بر تمامى ساكنين ربع مسكون&#8221; (11)</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>سوره توبه  28  صفحه  192</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلاَ يَقْرَبُواْ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَـذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ إِن شَاء إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>ای کسانی که ایمان آورده اید، مشرکان نجسند و از سال بعد نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند، و اگر از بینوایی میترسید، خدا اگر بخواهد به فضل خوش بی نیازتان خواهد کرد. زیرا خدا دانا و حکیم است.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>سوره توبه  29  صفحه  192</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلاَ يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُواْ الْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>کسانی را از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان نمی آورند و چیزهایی را که خدا و پیامبرش حرام کرده است بر خود حرام نمیکنند و دین حق را نمیپذیرند بکشید، تا آنگاه که به دست خود در عین مذلت جزیه بدهند.      ترجمه ها، تفاسير و شان نزول</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>این آیه برای کافران  3  راه میگذارد که باید یکی از آنها را انتخاب کنند.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>1-  مسلمان شوند، در مسلمان شدن آنها اجباری نیست اما اگر مسلمان نشدند باید حتما یکی از دو روش زیر را انتخاب کنند!</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>2-  جزیه بدهند، ابن خلدون و بسیاری از تاریخ نویسان اعتقاد دارند کسانی که به ایران حمله کردند اصلا قصد گسترش اسلام را نداشتند و چندان علاقه ای نداشتند که ایرانیان مسلمان شوند، آنها ترجیه میدادند ایرانیان مسلمان نباشند تا جزیه بدهند و ایرانیان نیز سر انجام به دلایل اقتصادی پس از  200  سال برای نپرداختن جزیه مسلمان شدند.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>3-  با مسلمانان جنگ کنند، یا به عبارت دیگر، کشته شوند.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>و این اصول رفتار مسلمانان با نا مسلمانان تا همین امروز هم ادامه دارد، شایان ذکر است کسانی ادعا میکنند که پیامبر اسلام در مدینه نیز با بسیاری از یهودیان و مسیحیان گفتمان میکرده است و با آنان همزیستی میکرده است، باید بدانند که آن کفار جزیه پرداخته بودند و الا کسی که جزیه نپردازد و مسلمان نیز نشود حق حیات ندارد، هرچند پیامبر اسلام سرانجام تا جایی که توانست عربستان را از وجود غیر مسلمانان با نسل کشی و اجبار خالی کرد. دلیل حمله اعراب به ایران نیز همین بود، مسلمانان اگر شیعه باشند که باید بدانند این حملات زیر نظر امامانشان بويژه امام علی (در مورد دشمنی امام علی با ایرانیان نوشته ای با فرنام علی ابن ابیطالب و دشمنی با ایرانیان را بخوانید) بوده است و امام علی مشاور اصلی عمر در این جنگها بوده است و در زمان خلافت خود نیز بارها برای سرکوب شورشهای مردمی در ایران به شهر های مختلف ایران از جمله ری، خراسان، آذربايجان، سیستان و&#8230; فرستاد (شرح مختصری از آنها را در نوشتاری با فرنام کارنامه درخشان حضرت علی امام اول شیعیان بخوانید)، اگر سنی باشند نیز خواهند دانست که خلیفه اول عمر بن خطاب دستور حمله به ایران را دقیقا از روی همین استراتژی صادر کرد و گفتن اینکه حمله به ایران یک جنگ دفاعی بود کاملا مضحک است. این واقعیت را میتوان از بیان اعراب مسلمان صدر اسلام دریافت، در جنگ قادسیه مغیره فرستاده سپاه اسلام به رستم از سرداران سپاه ایران قبل از جنگ با یکدیگر گفتمانی میکنند، شرح این گفتمان از این قرار است:</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>&#8220;رستم پیامی نزد سعد فرستاد که کسی را نزد من بفرست تا با او سخن گویم. مغیره بن شعبه را فرستادند. مغیره بیامد و موی جداکرده و گیسوان چهارپاره فروهشته بود. رستم با وی گفت شما عربان در سختی و رنج بودید و نزد ما به سوداگری و مزدوری می آمدید چون نان و نعمت ما بخوردید برف</strong><strong>�</strong><strong>8;ید و یاران و کسان خود را نیز بیاوردید. مثل شما و ما داستان آن مرد است که پاری ای باغ داشت روزی روباهی در آن دید گفت یک روباه را چه قدر باشد؟ و باغ مرا از آن چه زیان افتد؟ او را از آنجا نراند. پس از آن روباه برفت و روبهان جمع کرد و به باغ آورد، باغبان فراز آمد و چون کار بدان گونه دید، در باغ فراز کرد و رخنه ها بر بست و آن روباهان را تمام بکشت. گمان دارم که آنچه شما را بدین سرکشی واداشته است، سختی و رنج است، بازگردید شما را نان و امه دهیم. اکنون به دیار خود بروید و بیش موجب آزار ما نشوید. مغیره جواب سخت داد و گفت از سختی و بدبختی آنچه گفتی ما بدتر از آن بودیم تا پیغامبری در میان ما آمد و حال ما دیگر شد، ما را فرمان داد که شما را به دین حق بخوانیم یا با شما پیکار کنیم. اگر بپذیرید، بلاد شما هم شما راست جز با دستوری شما اندر آن نیاییم وگرنه باید جزیه دهید یا پیکار کنید تا فرجام کار چه شود؟ رستم را برآشفت و گفت هرگز گمان نکردمی که چنان بزیم که چنین سخنی بشنوم.&#8221; (2)</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>نتیجه گیری از این بخش</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>اصل  1- بر مسلمانان واجب است که به کشورهای همسایه خود که حکومتهای غیر اسلامی دارند حمله کنند و اسلام را در آنجا گسترش دهند.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>آیا در قبول دین اجبار وجود دارد؟</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>عبارت لا اکراه فی الدین (سوره بقره آیه  256) یکی از عباراتی است که معمولاً بسیار برداشت غلطی از آن میشود. تابحال دیده نشده است کسی این آیه را منسوخ اعلام کرده باشد.  در این نوشتار به توضیح این برداشتهای غلط پرداخته نخواهد شد، بلکه تنها نشان داده خواهد شد که وجود این آیه با اصل  1، تناقضی ندارد. </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>سوره بقره (ماده گوساله) آیه  256</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>در دين هيچ اجباری نيست هدايت از گمراهی مشخص شده است پس هر کس که به بت کفر ورزد و به خدای ايمان آورد ، به چنان رشته استواری چنگ زده که گسستنش نباشد خدا شنوا و داناست. </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>حمله کردن به کشورهای دیگر به معنی این نیست که مسلمانان غیر مسلمانان را مجبور به اسلام آوردن کنند، بلکه همانطور که گفته شد غیر مسلمانان میتوانند یا جزیه بپردازند یا اینکه با مسلمانان جنگ کنند. از نظر قرآن و اسلام، جزیه خواستن از غیر مسلمانان و تحمیل حکومت و سلطه اسلام بر آنان، مجبور کردن آنها به قبول اسلام نیست. بنابر این از نظر قرآن اجباری در دین آوردن نیست. اما در عمل دیده میشود که شرایطی که مسلمانان برای غیر مسلمانان در طول ت;اریخ بوجود آورده اند دقیقاً همانند مجبور آنها به اسلام آوردن است، قوانین حاکم بر غیر مسلمانان در کشورهای اسلامی بعد از حمله اعراب به آن کشورها بر اساس سندی تاریخی با نام وثیقه (سند) عمر  مشخص شده است، غیر مسلمانان باید این قوانین را قبول میکردند و عدم قبول این شرایط غیر انسانی برای آنها برابر با امضاء کردن حکم مرگشان بوده است. اقلیت های غیر مسلمان همواره در کشورهای اسلامی، مورد اذیت و آذار بوده اند و نسل کشی و قتل عام آنها رایج بوده است. در بخش &#8220;ذمی ها &#8211; زندگی نامسلمانان زیر سلطه اسلام&#8221; به چندین مورد از این نوع کشتارها و قتل عامها و تبعیض ها اشاره شده است. از میان این نامردمیها که عامل اصلی آن اسلام بوده است نوشتاری با فرنام &#8220;کشتار بابیان توسط اسلامگرایان در زمان ناصرالدین شاه&#8221; توصیه میشود. بنابر این از دیدگاه اسلامی به این پرسش باید پاسخی منفی داد و از لحاظ تاریخی و واقعی پاسخی مثبت.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>آیا جنگ کردن و حمله به کافران تعدی به آنان است؟</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>در قرآن همچنین نوشته شده است که با دشمن جنگ کنید اما به آنها تعدی نکنید.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>سوره بقره (ماده گوساله) آیه  190:</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبِّ الْمُعْتَدِينَ.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>با کسانی که با شما جنگ می کنند ، در راه خدا بجنگيد و تعدی مکنيد زيرا خدا تعدی کنندگان را دوست ندارد.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>برخی از اسلامگرایان که آشنایی با قرآن ندارند، این آیه را در تناقض با اصل  1  میبینند. این آیه در مورد زمانی آمده است که غیر مسلمانان به مسلمانان حمله کنند، در آیه بعدی میگوید در مسجد الحرام (نه در جاهای دیگر) تنها وقتی با آنها جنگ کنید که آنها با شما جنگ میکنند.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>سوره بقره (ماده گوساله) آیه  191:</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ تُقَاتِلُوهُمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى يُقَاتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِن قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>هر جا که آنها را بيابيد بکشيد و از آنجا که شما را رانده اند ،، برانيدشان ، که فتنه از قتل بدتر است و در مسجدالحرام با آنها مجنگيد ، مگر آنکه با شما بجنگند و چون با شما جنگيدند بکشيدشان ، که اين است پاداش کافران.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>اما نتیجه این جنگ از نظر قرآن چه باید باشد؟ مسلمانان تا چه زمانی باید به جنگ ادامه دهند؟ پاسخ این سوال را در آیه بعدی میتوان یافت.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>سوره بقره (ماده گوساله) آیه  192:</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلّهِ فَإِنِ انتَهَواْ فَلاَ عُدْوَانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمِينَ.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>با آنها بجنگيد تا ديگر فتنه ای نباشد و دين تنها دين خدا شود ولی اگراز آيين خويش دست برداشتند ، تجاوز جز بر ستمکاران روا نيست.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>آشکار است که قرآن میگوید مسلمانان تا زمانیکه &#8220;دین همه دین خدا شود&#8221; باید با نامسلمانان جنگ کنند. حال از این آیه میتوان فهمید که اصل  1  از نظر قرآن تعدی حساب نمیشود. بنابر این خطای این دسته از اسلامگرایان در این است که تعریفی کاملاً ناسازگار با قرآن از کلمه &#8220;تعدی&#8221; دارند. از نظر قرآن جنگ کردن تا زمانیکه دین همه دین خدا شود &#8220;تعدی&#8221; خوانده نمیشود. البته در ادامه نیز میگوید تجاوز جز بر ظالمین روا نیست، این جمله به این معنی است که از نظر قرآن &#8220;تجاوز بر ظالمین&#8221; روا است. و قرآن در چندین جا نامسلمانان را ظالم نامیده است  (12)، بنابر این اگر با دقت به این آیات نگاه شود حتی تجاوز به نامسلمانان نیز در آنها توصیه شده است.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>توسط آرش بيخدا</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>نوشتارهای بیشتر از همین نویسنده&#8230;</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>توضیحات:</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>============</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>1-  جدول تهیه شده ترجمه ای است از نوشتار در این صفحه، نام برخی از شهر ها به دلیل باستانی بودنشان تنها از روی ترجمه تحت اللفظی انگلیسی یا تلفظ آن نوشته شده است.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>2-  دو قرن سکوت، چاپ جدید صفحه  65-66  برگرفته از البدء و التاریخ، ج  5، ص  173  &#8211; و طبری، حوادث سنه  14.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>3-  در واقع سه نظر مختلف در این مورد که آخرین سوره به اصطلاح &#8220;نازل&#8221; شده قرآن کدام است وجود دارد. برخی سوره توبه، برخی سوره نصر یا مائده را آخرین سوره های قرآن دانسته اند، اما حتی درصورتیکه سوره توبه آخرین سوره قرآن نباشد نیز به احتمال بسیار بالا از آخرین سوره های قرآن است و سوره مهمی بعد از آن نیامده است که بخواهد آنرا نسخ کند، اما اکثر علمای اسلامی معتقدند این سوره آخرین سوره نازل شده بر محمد است.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>4-سیوطی، اتقان جلد سوم صفحه  69  و </strong><strong>Cf.John Wansbrough, Quranic Studies, Prometheus 2003,184</strong><strong>.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>5-  ترجمه تفسیر المیزان جلد  9  صفحه  202  سطر  14</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>6-  سخنان آیت الله خمینی در مورد یهود بنی قریظه</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>7-  ابن کثیر، جلد چهارم، صفحه  377</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>8-  ترجمه ناشناس تفسیر جلالین </strong><strong>http://ourworld.compuserve.com/homepages/ABewley/tawba1.html</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>9-  همان بالایی</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>10-</strong><strong>http://www.islam101.com/quran/maududi/i009.htm</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>11-  ترجمه تفسير الميزان جلد  9  صفحه  552</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>12-  سوره بقره (ماده گوساله) آیه  254، سوره بقره (ماده گوساله) آیه  229</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/ario222.wordpress.com/149/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/ario222.wordpress.com/149/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/ario222.wordpress.com/149/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/ario222.wordpress.com/149/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/ario222.wordpress.com/149/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/ario222.wordpress.com/149/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/ario222.wordpress.com/149/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/ario222.wordpress.com/149/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/ario222.wordpress.com/149/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/ario222.wordpress.com/149/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/ario222.wordpress.com/149/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/ario222.wordpress.com/149/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/ario222.wordpress.com/149/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/ario222.wordpress.com/149/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ario222.wordpress.com&amp;blog=8248795&amp;post=149&amp;subd=ario222&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" /><div class="sharedaddy sd-like-enabled"></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ario222.wordpress.com/2009/11/09/%d8%a2%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d8%ac%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7-%d8%ac%d9%86%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/c444fa3113e027529e4d132748ffd7a7?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آریو</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>مهمترین و پرمحتواترین نامه روشن اندیشان ایرانی  خطاب به سران خلافت(جمهوری)اسلامی چه بود؟</title>
		<link>http://ario222.wordpress.com/2009/11/06/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%85%d9%84%da%a9-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%86%db%8c-%d8%b5%d8%af%d8%b1%d9%be%d8%b1%d9%85%d8%ad%d8%aa%d9%88%d8%a7%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%aa%d8%a7/</link>
		<comments>http://ario222.wordpress.com/2009/11/06/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%85%d9%84%da%a9-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%86%db%8c-%d8%b5%d8%af%d8%b1%d9%be%d8%b1%d9%85%d8%ad%d8%aa%d9%88%d8%a7%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%aa%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 06 Nov 2009 12:20:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ario222</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ و تمدن]]></category>
		<category><![CDATA[نامه به بنی صدر،نامه به نظام اسلامی،نامه به ولی فقیه،حسین ملک،نامه روسنفکران به نظام]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ario222.wordpress.com/?p=122</guid>
		<description><![CDATA[چندی پیش،تعدادی از نامه های مهم تاریخ نظام اسلامی را به دوستا ن معرفی کردم و لینک آنها را در بلاگ گذاشتم.اما یکی دو نامه مهم وجود دارد که هنوز آنها را در سایت قرار نداده ام.امروز میخواهم مهمترین نامه تمام دوران جمهوری اسلامی را معرفی کنم. نمیدانم چند تن از دوستان راجع به جریان [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ario222.wordpress.com&amp;blog=8248795&amp;post=122&amp;subd=ario222&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>چندی پیش،تعدادی از نامه های مهم تاریخ نظام اسلامی را به دوستا ن معرفی کردم و لینک آنها را در بلاگ گذاشتم.اما یکی دو نامه مهم وجود دارد که هنوز آنها را در سایت قرار نداده ام.امروز میخواهم مهمترین نامه تمام دوران جمهوری اسلامی را معرفی کنم.</strong></p>
<p><strong>نمیدانم چند تن از دوستان راجع به جریان روشنفکری معاصر مطالعه داشته اند.یکی از معروفترین روشنفکران معاصر ایران حسین ملک (1300-1383) بود.حسین ملک در آغاز عضو حزب توده ایران بود اما در میانه راه از آن جدا شد.من نمی خواهم زندگینامه و<a href="http://asre-nou.net/1383/tir/3/m-malek.html" target="_blank"> درگذشت</a> این نواندیش بزرگ را بازگو کنم؛ میخواهم به نامه ای اشاره کنم که وی  در روزهای آغازین خلافت اسلامی </strong><strong>به رییس جمهور منتخب مردم،یعنی ابوالحسن بنی صدر </strong><strong>نوشت.</strong></p>
<p><strong>شاید تعجب کنید که این نامه چه اهمیتی دارد:</strong></p>
<p><strong>1. این نامه در اوج قدرت بنی صدر به وی نوشته شده است</strong></p>
<p><strong>2. روند سقوط و کنارگزارده شدن دولت بنی صدر را پیش بینی میکند</strong></p>
<p><strong>3. پس از بررسی منش،اخلاق و تاریخ ایران و مقایسه آن با اسلام و احکام اسلامی،نا کار آمدی نظام اسلامی در ایران را پیش بینی می کند</strong></p>
<p><strong>4. در اوج محبوبیت خمینی حتی در نزد نیروهای ملی، پرده از رخ او برمیدارد و جنایاتی که آخوندهای اسلام، در سایه ولایت فقیه مرتکب خواهند شد را بازگو میکند</strong></p>
<p><strong>5. تصویری روشن از تاریخ گذشته و عاقبت ملت ایران در سایه جمهوری اسلامی به دست میدهد</strong></p>
<p><strong>6. در دورانی که اکثریت 98 % ملت ایران خام و مسحور جادوی ضحاکان عصر بودند، با روشن بینی، دانش و روشن اندیشی آینده تاریک میهن را بازگو میکند. </strong></p>
<p><strong>&#8230;..</strong></p>
<p><strong>اگر بخواهم  این نامه 47 صفحه ای را تشریح کنم خودش یک نامه جدید خواهد شد! اگر هر کدام از دوستان نامه وی را نخوانده،حتما باید بخواند.این نامه مهمترین و پرمحتواترین نامه تمام تاریخ جمهوری اسلامیست و به نظر من تنها پیش نویس قانون اساسی  جمهوری ایران( که در آینده تشکیل خواهد شد ) با آن قابل قیاس خواهد بود.</strong></p>
<p><strong> اگر هیچ نامه دیگری راجع به جمهوری اسلامی نخوانده اید مهم نیست،اما اگر این یکی را نخوانید حسابی ضرر کرده اید.</strong></p>
<p><strong>برای اینکه همه دوستان،چه در داخل و چه در خارج ایران برای دانلود ان مشکلی نداشته باشند انرا اینجا<a href="http://www.4shared.com/file/147332918/f15fc62e/Malek-nameyi_be_bani_sadr.html" target="_blank">(لینک دانلود)</a> آپلود کردم .</strong></p>
<p><strong><a href="http://www.4shared.com/file/147332918/f15fc62e/Malek-nameyi_be_bani_sadr.html" target="_blank">دانلود نامه </a>از www.4shared.com
<p>&nbsp;</p>
<p></strong></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/ario222.wordpress.com/122/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/ario222.wordpress.com/122/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/ario222.wordpress.com/122/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/ario222.wordpress.com/122/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/ario222.wordpress.com/122/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/ario222.wordpress.com/122/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/ario222.wordpress.com/122/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/ario222.wordpress.com/122/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/ario222.wordpress.com/122/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/ario222.wordpress.com/122/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/ario222.wordpress.com/122/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/ario222.wordpress.com/122/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/ario222.wordpress.com/122/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/ario222.wordpress.com/122/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=ario222.wordpress.com&amp;blog=8248795&amp;post=122&amp;subd=ario222&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" /><div class="sharedaddy sd-like-enabled"></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ario222.wordpress.com/2009/11/06/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%85%d9%84%da%a9-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%86%db%8c-%d8%b5%d8%af%d8%b1%d9%be%d8%b1%d9%85%d8%ad%d8%aa%d9%88%d8%a7%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%aa%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/c444fa3113e027529e4d132748ffd7a7?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">آریو</media:title>
		</media:content>
	</item>
	</channel>
</rss>
