ario222

جناب موسوی، اندیشه و آرمانهای اکثریت سبزها چه تناسبی با استمرار حضور دین رحمانی مورد نظر شما دارد؟

In منشور جنبش سبز on 2010/06/21 at 11:55

جناب موسوی، اندیشه و آرمانهای اکثریت سبزها چه تناسبی با استمرار حضور دین رحمانی مورد نظر شما دارد؟

 

  • میرحسین موسوی در قسمتی از بیانیه اش که از آن به منشور اولیه جنبش سبز یاد میکنند میگوید :

«جنبش سبز با پذیرش تکثر درون جنبش بر استمرار حضور دین رحمانی سرشار از رحمت، شفقت، معنویت، اخلاق و تکریم انسان تاکید دارد و راه تقویت ارزش های دینی در جامعه را تحکیم وجه اخلاقی و رحمانی دین مبین اسلام و نظام جمهوری اسلامی ایران می داند. ایجاد پیوند میان میراث ایرانی-اسلامی و شوق به توسعه و پیشرفت در جامعه، پرهیز از اکراه مردم به تقید به مرام، مسلک و رویه خاص و همچنین مبارزه با استفاده ابزاری از دین و حفظ استقلال نهادهای دینی و روحانی از حکومت تنها راه حفظ جایگاه والای دین و تداوم نقش برجسته آن در جامعه ایران است که به عنوان یکی از اصول بنیادین جنبش سبز در سرلوحه امور جای می گیرند.“

–    به نظر من این بند مهمترین و بحث برانگیزترین قسمت بیانیه بوده است زیرا درحالیکه جنبش قلب استبداد دینی را نشانه رفته است سخن از استمرار حضور دین رحمانی، قدری نگران کننده است. گویی همان جنایت ها میخواهد به نحوی دیگر استمرار یابد.

 

–    وقتی صحبت از استمرار حضور دین رحمانی میشود اولین سوالی که به ذهن می آید این است که آیا دین اسلام فعلی و مورد تایید علمای اکثرا جاهل اسلام، دینی رحمانی است؟ آیا میتوان از قوانین اسلام کنونی مانند دست و پا بریدن و سنگسار و از بلندی به زیر افکندن به عنوان دین رحمانی یاد کرد؟

 

–    در مورد دین رحمانی حقیقتا و صراحتا منظور شما چه دینی است؟ اگر خوشبین باشیم چه بسا زمزمه های تفکرات اندیشمندانی چون رازی، ایرانشهری، ریوندی، خیام(همه معتقد به طرد تفسیر غیر عقلانی از اسلام)، حلاج(معتقد به قرائتی عرفانی از اسلام)، ابن سینا(قرائت علمی از اسلام)، ملاصدرا، فیض کاشانی(قرائت فیلسوفانه و عمقی از اسلام) و در عصر کنونی کسروی و شریعتی(قرائت عقلی جامعه محور از اسلام)  را بشنویم که برخی می گفتند تنها راه نجات ایران، نابودی و طرد اسلام غیرعقلانی و ضداخلاقی است زیراکه هرگز نمیتوان با وجود چنین بداشت های وحشیانه و ضدبشری از اسلام پیشرفت کرد و برخیشان میگفتند میتوان اسلام را انسانی دید تا مشکل رفع شود؛ مثلا چه اشکال دارد هنگامی که قرآن میگوید “دست دزد را ببرید” ما عاقلانه (نه ظاهری و قشری) برداشت کنیم و بگوییم منظور از بریدن،از بین بردن آن ناراحتی اجتماعی، اقتصادی یا روانیست است که وی را به دزدی واداشته که در اینصورت با بریده شدن و نابود شدن آن مشکل، دست وی از دزدی کوتاه خواهد شد و به بدی و نامردمی اقدام نخواهد کرد.

 

 

–         آیا دین مورد نظر شما در این منشور، دینی غیر از اسلام فعلی مورد نظر روحانیون است؟ یا منظورتان اسلامیست که رحمانی شده است؟

 

–    آیا قرائت شما از دین اسلام، رحمانی و انسانیست؟ بر فرض که چنین باشد چگونه میتوانید امواج تولید حماقت علمای اسلام را کور و متوقف کنید تا دین رحمانی مد نظر شما جریان یابد؟ آیا علمای اسلام با توجه به قانون ارتداد، هرگونه تغییر در قرائتشان از اسلام را متوقف نخواهند نمود؟

 

–    میتوان گفت فرهنگ ایرانیان و  اسلام نقاط مشترک دارند اما بدون هیچ شک و تردیدی در موارد بسیاری فرهنگ ایرانزمین و تفسیر روحانیون از اسلام متضاد و مخالفت یکدیگرند(مثلا در بحث دورغ که شما بارها دولت را به آن متهم کرده اید، نزد ایرانیان باستان بزرگترین گناه نابخشودنی و ریشه همه فسادهاست و نزد علمای اسلام میتوان برای مصلحت استفاده کرد). یکی از بزرگترین مشکلات اجتماعی ایرانیان پس از حمله تازیان به ایران همین تضادهاست. درنظر نگرفتن این تضادها ساده انگاریست و روزی سر باز میکند و مشکلات بسیاری ایجاد مینماید. ایرانیان بایستی هویت خودشان را فارغ از دینشان بشناسند و در مورد مولفه های هویت دینیشان تصمیم بگیرند. نمیتوان یک برداشت دینی(آن هم برداشت آخوندهای لایعقل) را تمام و کمال به خورد یک ملت داد و انتظار نیک بختی، همگونی و همبستگی آن ملت راداشت.

 

–    چه کسانی استفاده ابزاری از دین میکنند؟ آیا غیر از علمای اسلامند؟ و آیا دین ما و شما را همین علمای اسلام دست به دست تا اینجا نیاورده اند؟ چگونه به چنین کسانی اعتماد کرده و قرائتشان از دین را پذیرفته ایم؟

 

–    هیچ کس نقش برجسته اعراب مسلمان در ایران خصوصا تبدیل امپراطوری قدرتمند ایران باستان به مستعمره عربستان و برپاپا نمودن بساط نوکری مردم و نکبت کشور را منکر نیست بطوریکه استمرار آن نقش، اکنون کشوری عقب مانده، استبدادی، کوچک و ذلیل است. مسئله این است که آیا کاربرد اسلام در ایران همین ذلت و نکبت خواهد بود یا شما نکات مثبتی در این دین برای پیشرفت و قدرتمندسازی میهنمان و آزادی و نیکبختی ملت جسته اید که بتواند پس از هزار و اندی سال سودی از اسلام عاید این ملت مظلوم کند. آیا قرائت فعلی از اسلام، جز نکبت و بدبختی حاصل دیگری هم داشته است؟

قسمت دیگری از بیانیه 18 : “به یقین فجایع کهریزک و آدم کشی های روزهای ۲۵  و ۳۰  خرداد و عاشورای حسینی از خاطره جمعی ملت پاک نخواهد شد و نباید هم پاک شود که خیانت به خون شهدا و بی گناهان است. ما چگونه می توانیم تیرهای مستقیم به مردم و زیر کردن آنها توسط ماشین پلیس را از یاد ببریم.خون‌ها و رنج‌ها اما پرده های فریب و ریای تمامیت خواهان را دریدند و فساد نهادینه شده پشت پرده های قدیس نمایی را نمایان کردند و این رویدادهای تلخ و نحوه تعامل دولتیان با مردم به همه اقشار ملت ما از کارگران، معلمان، دانشجویان، روزنامه نگاران، استادان، روحانیون، کارآفرینان، بازاریان، زنان، مردان، جوانان و پیران و همه فعالین جنبش‌های اجتماعی و اقشار مستضعف و میانه نشان داد که ریشه مشکلات آنها در کجاست.“

–    آیا قرائت کنونی از اسلام و متن مقدس آن(قرآن) و متون مرجع فرعی آن نزد شیعه(نهج البلاغه و سایر احادیث) بستر بوجود آمدن چنین ریاکاران سالوس و فسادهای ناشی از نفوذ و قدرت نهادینه شده مقدس نمایان بی خرد نیست؟

–         نسبت این قرائت بی خردانه فسادپرور با بنیانهای فکری جمهوری اسلامی چیست؟

–    آیا ریشه مشکلات این مقدس نماهای فاسد هستند یا اینها خود حاصل فرآیندی پیچیده تر در زمینه های دینی و عقیدتی بوده اند؟ حقیقتا ریشه مشکلات کجاست؟ اینها که معلولند …

–    ما هم با شما یکصداییم که خرافه، آتش به خرد ملت زده، دست حضرت علی از تیغ جراحان شفابخش تر شده و دعای چاه امام زمان برای بهروزی و کامیابی از تلاش و کوشش مهمتر گشته است، اما این خرافه ها دقیقا چه هستند و ریشه های این خرافه ها تا چه حد در تفسیر قرآن و احادیث و  احکام و روایات برساخته علمای اسلام نهفته است؟

شما در جای دیگری میگویید :

“امروز بیش از همیشه تاریخ، مردم متجاوزان به حقوق اساسی ملت را می شناسند و به نقض مکرر حقوق بشر و کرامت انسانی در نظام امنیتی –قضایی کشور آگاهی دارند و می دانند تا چه اندازه تمامیت خواهان در پایمال کردن میثاق مشترک ملی به‌ویژه در زمینه حقوق اساسی مردم پیش رفته اند. و در عین حال علی‌رغم حوادث تلخ و گزنده و خونبار، به برکت همین تعامل و گفتگوی جمعی، عقلانیت مردم همواره بر احساسات آنان غلبه کرده است و از این‌‌رو بدخواهان با تمام تلاش هایی که کردند نتوانستند مردم آسیب دیده و کشته داده و حبس دیده را به خشونت وا دارند. مبارزه و ایستادگی از طریق مسالمت آمیز کارآمدترین اسلحه ما درمقابل گلوله ها و باتوم‌های برقی و چماقداران و قداره کشان بی‌فرهنگ و بد دهان بوده است.“

–         این قداره کشان نانجیب، بی خرد و ملت ستیز، حاصل کدام فرهنگ مسلط بوده اند؟

 

–         صراحتا چه کسانی چنین گفتار و کرداری را بروز داده اند؟ آیا همان بچه های پامنبری و سینه زن امام حسین و معتکفان امام زمانی گلوی جوانان بی گناه را ندریدند؟ آیا همان مقلدان واقعی مراجع نبودند که چنین فجایعی را آفریدند؟ چنین موجودات بی فرهنگ و وحشی صفتی حاصل کدامین تز دینی و سیاسی هستند؟

–    چگونه همگرایی ارزشهای ملی و دینی(اسلام فعلی) ممکن است؟ هنگامیکه اسلام بی اخلاق آخوندها با تمام وجود خود را بر تمام پیکره این ملت تحمیل کرده است و طرفدارانش سر میبرند و پا اره میکنند.

آیا نباید صراحتا موضعتان را مشخص کنید؟

حقیقتا دین رحمانی مد نظر شما چه تفاوتی با دین رحمانی حاکم بر ایران دارد؟

آیا تنها در ظاهر است یا عمیقا متفاوت است؟

گفتن واژه دین رحمانی لرزه بر اندام هر ایرانی می اندازد، لطفا توضیح دهید کجای این دین رحمانی است؟ یا چگونه قرائت شما با توجه به محدودیتی که علما ایجاد کرده اند رحمانی خواهد بود؟

مهندس عزیز! تا هنگامی که قرائت و تفسیری نو از اسلام ارائه نشود که دو مولفه «اخلاقی بودن» و «عقلانی بودن» را توامان در خویش داشته باشد، بدون شک مشکلات ناشی از قرائت فعلی از اسلام ادامه و توسعه خواهد یافت و با گفتن کلمات قشنگی چون دین رحمانی، قرائت ضداخلاقی و ضدعقلانی برخی علما از اسلام از سر ملت دست برنخواهد داشت.

نقد منشور اولیه جنبش سبز(بیانیه 18 ام موسوی)؛ آیا سرانجام جنبش سبز و رهبرانش خواهان جدایی دین از سیاست هستند یا نه؟

In جنبش سبز on 2010/06/19 at 18:02

به نام آزادی اندیشه

عنوان : نقد منشور اولیه جنبش سبز(بیانیه 18 ام موسوی)؛ آیا سرانجام جنبش سبز و رهبرانش خواهان جدایی دین از سیاست هستند یا نه؟

نویسنده : آریامن ایرانی

مقدمه  :

میرحسین موسوی بیانیه 18 اش را صادر کرد که به مثابه متن اولیه منشور جنش سبز ایرانیان تلقی مشود. وی از همه صاحب نظران و هواداران خواسته است که فعالانه به نقد این بیانیه بپردازند تا بتوان به منشوری مورد توافق همگان و در برگیرنده خواسته های حداقلی دست یافت.

من نیز مانند هر ایرانی آزادی خواه، مردمدوست و میهن پرست دیگر نقدی بر این بیانیه نوشته ام که امیدوارم هرجای این نقد و نظر دوستانه، منطقی، انسانی و عقلانی بود مورد توجه سبزها و صاحب نظران قرار گیرد.

پیشاپیش به کسانی که تا به حال نوشته هایم را نخوانده اند این مژده را میدهم که نوشته هایم تلخ، صریح، گزنده و بی پرواست، بنابرین از قلم تند من ناخشنود نگردید.

 

بیانیه موسوی با قلم کوچک و رنگ سیاه و نقد و نظر من با قلم درشت و رنگ سرخ است. گزیده های بیانیه در گیومه قرار گرفته است تا تمیز دادن بین متن و نقد به سادگی امکان پذیر شود.

 

«در اولین سال انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری با قامتی سرافراز، گرچه شلاق خورده، مجروح و حبس کشیده ایستاده ایم. با مطالباتی برای نیل به آزادی، عدالت اجتماعی و تحقق حاکمیت ملی و مطمئن از پیروزی به یاری حضرت حق، چرا که جز احقاق حق ملت چیزی نخواسته ایم.«

 

–    شاید مهترین اشکال منشور منتشر شده، عدم توضیح و تعریف واژه هایی بسیار حساس و بحث برانگیز بوده است. شاید بگویید چه اهمیتی دارد که واژه ها تعریف شوند؟ اهمیت آنرا هنگامی متوجه میشویم که بدانیم شورای نگهبان با گذشت سی سال از انقلاب اسلامی هنوز و همچنان از عدم تعریف دقیق واژه ها در قانون اساسی مصوب ملت سواستفاده حداکثری میکند تا جایی که متن مصرح یک ماده قانون اساسی را با استفاده از تعریف دگرگون شده کلمه ای در ماده دیگر رد و تحریف میکند.

–         بنابراین باید از موسوی پرسید :

–    تعریف و محدوده آزادی از نظر شما و اتاق فکرتان چیست تا بتوان بر سر آن چانه زد و به همبستگی فکری رسید؟

–         عدالت اجتماعی چه تعریفی دارد؟ چگونه محقق میشود؟

–    حاکمیت ملی چه تعریفی دارد ، دقیقا شامل چه مولفه هایی است و نسبت آن با عصر جهانی شدن و فشار مضاعف در جهت جهانی سازی چیست؟

 

 

“فاما الزبد فیذهب جفاء و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض”

اما کف  به کناری رود و از بین رود، اما ‏آنچه به مردم سود مى‏رساند در زمین مى‏مانَد.«

 

–    هر چند با بکار بردن آیه ها و گفتارهای کتابهای مقدس در منشورها و بیانیه ها و مناظرات موافق نیستم اما از آنجا که میرحسین عزیز آنرا استفاده نموده باید پرسید آیا این کف در آستانه ترکیدن و نابودی، استعاره از حکومت جمهوری اسلامیست یا حاکمان فعلی شامل ولی فقیه و تیم همراه وی؟ دقیقا منظور شما از کاربرد این آیه چه بوده است؟

 

«از دروغ، تخلف و تقلب به کار گرفته شده در انتخابات، سوال “رای من کجاست؟” زاده شد و شما مردم، روشن و بی ابهام به شیوه ای مسالمت آمیز در راهپیمایی تاریخی و بی نظیر ۲۵ خرداد ۱۳۸۸  این سوال را پرقدرت و بلند فریاد زدید و جز کسانی که جهل و خرافه و منفعت پرستی و دروغ چشم و گوش آنها را بسته بود، در سطح ملی و جهان همه آن را شنیدند و دیدند. ولی پاسخ چه بود؟ جز داغ و درفش و کشتن و به حبس کردن و زنجیر به تن برهنه زندانیان زدن و حمله به خوابگاه‌های دانشجویی؟«

 

– کسانی که چنین اندیشه ای( جهل و خرافه و منفعت پرستی) و چنان شیوه ای(داغ و درفش و زنجیر و یورش و کشتار) دارند، از چه آبشخور فکری تغذیه میشوند؟

– چه نسبتی اندیشه و کردارشان با بنیانهای فکری جمهوری اسلامی و بنیانگزاران و تئوریسینهایش دارند؟ آیا مولود نظام جمهوری اسلامی نیستند؟

–         به نظر میرسد در متن بیانیه، لغت جهانی به اشتباه جهان درج شده باشد، چراکه پس از لغت ملی آمده.

 

«به یقین فجایع کهریزک و آدم کشی های روزهای ۲۵  و ۳۰  خرداد و عاشورای حسینی از خاطره جمعی ملت پاک نخواهد شد و نباید هم پاک شود که خیانت به خون شهدا و بی گناهان است. ما چگونه می توانیم تیرهای مستقیم به مردم و زیر کردن آنها توسط ماشین پلیس را از یاد ببریم.خون‌ها و رنج‌ها اما پرده های فریب و ریای تمامیت خواهان را دریدند و فساد نهادینه شده پشت پرده های قدیس نمایی را نمایان کردند و این رویدادهای تلخ و نحوه تعامل دولتیان با مردم به همه اقشار ملت ما از کارگران، معلمان، دانشجویان، روزنامه نگاران، استادان، روحانیون، کارآفرینان، بازاریان، زنان، مردان، جوانان و پیران و همه فعالین جنبش‌های اجتماعی و اقشار مستضعف و میانه نشان داد که ریشه مشکلات آنها در کجاست.«

 

–    آیا قرائت کنونی از اسلام و متن مقدس آن(قرآن) و متون مرجع فرعی آن نزد شیعه(نهج البلاغه و سایر احادیث) بستر بوجود آمدن چنین ریاکاران سالوس و فسادهای ناشی از نفوذ و قدرت نهادینه شده مقدس نمایان بی خرد نیست؟

–         نسبت این قرائت بی خردانه فسادپرور با بنیانهای فکری جمهوری اسلامی چیست؟

–    آیا ریشه مشکلات این مقدس نماهای فاسد هستند یا اینها خود حاصل فرآیندی پیچیده تر در زمینه های دینی و عقیدتی بوده اند؟ حقیقتا ریشه مشکلات کجاست؟ اینها که معلولند …

 

«اینکه کشور ما بیشترین اعدام ها را نسبت به جمعیتش در جهان دارد، ناشی از بزهکاری گناهکاران نیست، ناشی از رخت بر بستن عدالت و مدیریت و حکومت خوب در جامعه ماست. و اینکه حتی مصلحت های روزمره و عاجل حکومت باعث نشده است که تمامیت خواهان و دولتیان دست از دروغ و فساد و خرافه و زیر پا نهادن قانون اساسی و سایر قوانین بردارند، نشان از نفوذ عمیق این زشتی ها در لایه های درونی نظام دارد، گویا در این لایه ها ساختی محکم برای دفاع از منافعی شکل گرفته است که از عایدی صدها میلیارد دلار درآمد نفتی و واردات سالانه ۷۰ میلیارد دلار کالا و سلطه بر نهادهای پولی و مالی بدون نظارت های موثر نشات می گیرد.«

 

–    آیا همین مصلحتهای روزمره در نهادی که شما قبل ازین عضو آن بوده اید به تصویب و تایید نمیرسید؟ سرنوشت نهادهایی همون مجمع تشخیص مصلحت نظام که مصلحت نظام را بر منافع ملی مقدم میدارند چه خواهد شد؟

–    ما هم با شما یکصداییم که خرافه، آتش به خرد ملت زده، دست حضرت علی از تیغ جراحان شفابخشتر شده و دعای چاه امام زمان برای بهروزی و کامیابی از تلاش و کوشش مهمتر گشته است، اما این خرافه ها دقیقا چه هستند و ریشه های این خرافه ها تا چه حد در قرآن و احادیث و تفاسیر و احکام و روایات علمای اسلام نهفته است؟

–    نظارت موثر بر خزانه ملی و نهادهای مالی آرزوی همه کسانی است که به نحوی با سیستم اقتصادی فاسد نظام اسلامی فعلی درگیرند اما مگر میشود به صرف گفتن این جملات این نظارت را اعمال کرد؟ با چه راهکاری و چه قانونی میتوان بر این ساختارها نظارت کرد ؟ آیا (و تا چه حد )مشکل از قانون است یا اجرا کنندگان؟

–          

–          

«امروز بیت المال در معرض یغمای یغماگران قدیس مآب است و هنوز ملت علی‌رغم ادعاها و دستورهای شدید از شناسایی و معرفی و محاکمه این مفسدان چیزی ندیده است. کجا رفت آن پرونده بزرگی که در مجلس باز شد و یک شبه در یک معامله پایاپای بسته شد؟«

 

–    آیا کسانی مانند خاندان هاشمی رفسنجانی و خاندان خمینی نیز شامل چنین بازخواستی خواهند شد یا مصلحت ها پس ازین نیز پابرجا خواهند بود؟ تنها لبه تیز ماجرا خواهد چرخید به سمت مخالفان و این بار نیز نوعی آقازادگی و آقاپروری بر قوانین حاکم خواهد شد؟

–         آیا میتوان امیدوار بود که عدالت همه را، حتی خود شما را در برگیرد؟

 

«چه کسی جرات دارد پرونده واگذاری های بزرگ را به بهانه اجرای اصل ۴۴ به مراکز قدرت و نفوذ باز کند و پرده از این غارت بزرگ ملی که منجر به ایجاد انحصارهای بزرگ اقتصادی شده است، برکشد؟ چه کسی آن شجاعت را دارد که از فاجعه نبود کمترین نظارت مالی بر دستگاههای نظامی و امنیتی و نهادهای شبه دولتی که سراسر فضای اقتصادی کشور را تحت تاثیر خود قرار داده اند دم برآورد؟ و باز ملت ما سوال می کند که آیا این بود آن نظام اسلامی و عادلانه که در پی آن بودیم. شفافیت در مقابل ملت چه مشکلی ایجاد می کرد که به پنهان‌کاری از ملت پناه بردیم؟ آیا آن اصل طلایی شفافیت حکومت در مقابل ملت را از زبان پیر جماران یادمان رفته است که می‌گفت: “کاری نکنید که نتوانید به مردم توضیح دهید.”«

 

–    آیا همه گفته های پیر جماران درست بوده است که اکنون شما به گفته ای از وی تکیه میکنید؟ آیا مخالفان نمیتوانند به گفته ای دیگر و کاملا متضاد از همان زبان هندی احتججاج کنند؟ چراکه حضرت آقا بسیار گفته اند و بسیار فتوا داده اند و ای کاش کم میگفت اما گزیده میگفت و همواره خردمندانه.

–         آیا همین پیر جماران نبود که رای ملت به بنی صدر را به زباله دان انداخت؟

–    آیا همین زبان کبود نبود که گفت توی دهن دولت میزند و بدون کوچکترین مذاکره ای دولت را کنار زد و نخبگان را فراری داد؟

–         آیا همین زبان کبود فتوای قتل هزاران جوان ساده دل بی پناه را در زندانها نداد؟ و…

–    با همه این اوضاع و احوال چرا اینقدر نسل جدید را به پیرجماران و افاضات کهنه و مندرسش حواله میدهید؟ آیا نمیتوان سخنانی نابتر، زیباتر و انسانی تر گفت و جوانان را به آینده درخشان و افکار پاک و انسانی ارجاع داد؟

 

» یاران عزیز راه سبز امیدیک سال از پیدایش جنبش بی نظیر سبز گذشته است و در این مدت سبزها مسافت بسیاری را در این مسیر امید طی کرده اند. به برکت دل بریدن از مساعدت دولتیان و روی آوردن به خانه های خود و قبله قراردادن آنها و توسعه شبکه های اجتماعی روابط پایدار قابل اتکایی بین آحاد ملت ایجاد شده است و شبکه های پایدار اجتماعی در حیطه آگاهی های سیاسی -اجتماعی و فرهنگی معجزه کرده اند. کافی است تنها به تولیدات هنری این شبکه و میزان تبادل اخبار و اطلاعات و نظر و تحلیل که به صورت کاملا دموکراتیک جریان دارد نگاهی انداخته شود.جنبش سبز موجی از گفتگو درباره مسائل مهم و سرنوشت ساز در حوزه عمومی بین مردم ایجاد کرده که در تاریخ معاصر ما بی‌نظیر بوده است.«

 

 

–    من هم با شما موافقم که مسیر اعتراضات مدنی ملت ایران از خرداد 1388 با وجود همه ناملایمات، مسیری امیدبخش و جان افزا و روشن بوده است، اما اگر بی برنامگی، سردرگم گشتگی و تکثر خواستهای ناهمگون فاقد جهت گیری مشترک ادامه یابد چه میزان میتوان اطمینان داشت که مسیر سبز جنبش ملی ایرانیان، همچنان امیدبخش و شاداب بماند و مایه سرخوردگی ملت را فراهم نیاورد؟

–    به نظر میرسد توسعه شبکه های اجتماعی تا حد زیادی مورد تردید ناظران جامعه ایران باشد، نمیتوان به خبرگیریهای گاه گاه اقوام و دوستان از یکدیگر توسعه شبکه اجتماعی نام نهاد.

–    من بسیار متاسفم که عرض میکنم روند فعلی کاملا دموکراتیک نیست بلکه سویی دیکتاتورپرور نیز گرفته است، برای اینکه منظور مرا به خوبی متوجه شوید نگاهی بیندازید به کسانی که از شما انتقاد میکنند و یا حتی کاریکاتورستی مانند نیک آهنگ که سیل تهمتها و دشنامها را پس از یک کاریکاتور انتقادی از شما تحمل میکند. اگر بخواهیم به این روند دموکراتیک اطلاق کنیم، بی شک در حق فرآیند دموکراسی اجحاف کرده ایم.

من نمی گویم شما مسئول این چنین حجمه هایی به منتقدان هستید اما مسلما میتوانید با گسترش روح انتقادپذیری از طریق برخورد منطقی با انتقادها و همچنین اشاره های گاه و بیگاه به لزوم وجود و گسترش انتقاد در فرآینده دموکراتیزاسیون به این امر کمک کنید.

–    من نمی توانم بپذیرم که غالب گفتگوها شامل مسایل مهم و سرنوشت ساز شده است، گفتگوهایی که در روابط اجتماعی پس از خرداد 88 شکل میگیرد بیشتر جنبه اعتراض به انتخابات و حوادث پس از آن را دارد. اگر اجازه بدهید از شما بپرسم این گفتگوهای مهم و سرنوشت ساز حقیقتا چه بوده اند؟ آیا منظور از موضوعات سرنوشت ساز ملی صرفا همین انتخابات و حوادث پس از آن است؟ آیا نمی توان موضوعات مهمتری را برای کشور و ملت متصور شد؟

 

«امروز بیش از همیشه تاریخ، مردم متجاوزان به حقوق اساسی ملت را می شناسند و به نقض مکرر حقوق بشر و کرامت انسانی در نظام امنیتی قضایی کشور آگاهی دارند و می دانند تا چه اندازه تمامیت خواهان در پایمال کردن میثاق مشترک ملی به‌ویژه در زمینه حقوق اساسی مردم پیش رفته اند. و در عین حال علی‌رغم حوادث تلخ و گزنده و خونبار، به برکت همین تعامل و گفتگوی جمعی، عقلانیت مردم همواره بر احساسات آنان غلبه کرده است و از این‌‌رو بدخواهان با تمام تلاش هایی که کردند نتوانستند مردم آسیب دیده و کشته داده و حبس دیده را به خشونت وا دارند. مبارزه و ایستادگی از طریق مسالمت آمیز کارآمدترین اسلحه ما درمقابل گلوله ها و باتوم‌های برقی و چماقداران و قداره کشان بی‌فرهنگ و بد دهان بوده است.«

 

–    به نظر میرسد باید از عبارات کلی و ادعاهای مبهم و بی پشتوانه پرهیز کرد. شاید برای روحیه دادن مفید باشد اما مسلما همین گفته ها که شما آگاهترین در تاریخ هستید، گسترش موج ناآگاهی و نادانی را باعث خواهد شد؛ آیا ملتی که خود را آگاهترین به حقوقش تصور کند در پی شناخت حقوقش خواهد رفت یا ملتی که خود را فاقد آگاهی بداند؟

–    حقوق اساسی ملت کدامند؟ کدامیک از آنها در قانون اساسی آمده، تایید شده یا رد شده است؟ کدامیک از آنها اعمال میشود و کدام نمیشود؟

–    اینکه مردم همواره عقلانیتشان بر احساساتشان چربیده است هم نوعی اغراق است. بی شک مردم در روز عاشورا و 30 ام خردادماه کمی با احساسات برخورد کرده اند که از فیلمهای موجود میتوان فهمید. البته نمایش مدنی، مسالمت آمیز، متمدنانه و خیره کننده 25 خرداد رشد فوق العاده عقلانیت ملی ما را تایید میکند اما نباید به خود غره شویم.

–         این قداره کشان نانجیب، بی خرد و ملت ستیز، حاصل کدام فرهنگ مسلط بوده اند؟

 

 

«توده های میلیونی ملت بزرگ امروز می بینند که چه کسانی دشنه در دست به دنبال زنان، مردان، پیران و جوانان می دوند و چه کسانی با برخورداری از فرهنگی نازل، در تظاهرات و جمع‌های عمومی رکیک ترین کلمات و جملات را بر زبان می آورند و مردم به جای اینها، نماهنگ های زیبا ساخته اند و پوسترهای پرمعنا به یکدیگر هدیه کرده اند و فیلم ها و عکس های بی شماری از زندگی و مبارزه مردم تهیه و پخش کرده اند و غصه ها و درد های خود را این چنین جاودانی کرده اند:*«

 

–         صراحتا چه کسانی چنین گفتار و کرداری را بروز داده اند؟ آیا همان بچه های پامنبری و سینه زن امام حسین و معتکفان امام زمانی گلوی جوانان بی گناه را ندریدند؟ آیا همان مقلدان واقعی مراجع نبودند که چنین فجایعی را آفریدند؟ چنین موجودات بی فرهنگ و وحشی صفتی حاصل کدامین تز دینی و سیاسی هستند؟

 

«یاران سبز راه امیددر آغاز سال جدید صبر و استقامت، به توصیه دوستان منشوری برای هماهنگی و همدلی بیشتر و تقویت هویت مشترک جنبش سبز تهیه شده که در ادامه این مقدمه تقدیم می شود.

طبیعی است که متن پیشنهادی نتواند پاسخگوی همه سلیقه ها و مطالبات باشد. دلگرمی این همراه کوچک برای این معضل، راه حلی بود که تعدادی از رای دهندگان در آستانه انتخابات سال گذشته پیدا کردند. در زنجیره سبز میدان تجریش تا میدان راه آهن بودند کسانی که می گفتند میان بد و بدتر، بد را انتخاب می کنند و این انتخاب پیوستگی آن زنجیره محکم به‌یاد ماندنی را ممکن ساخت. اصلاح واقعی از همین تمیز و مسئولیت پذیری برای انتخاب این و یا آن شروع می شود.این متن قدم اولین است و جنبش سبز در سیر تکاملی خود انشاءالله متن کاملتر و زیباتری خواهد آفرید.

“تلک الدار الاخرة نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فسادا و العاقبة للمتقین”

و آن سرای آخرت را برای کسانی قرار دادیم که خواهان برتری‌جویی و فساد در زمین نیستند، و فرجام نیکو از آن پرهیزگاران است.«

 

–    البته اینکه میان بد و بدتر، بد را انتخاب کنیم هیچ تضادی با اصلاح متن پیشنهادی نخواهد داشت و نباید تصور کنید که این متن، مقدس بوده و نباید کوچکترین تغییری در آن پدید آید.

 

 

«ریشه ها و اهداف

1-    بروز انحرافات گوناگون و موانع بتدریج سازمان یافته در مسیر تحقق اهداف و آرمان هایی چون عدالت، استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی که مردم به خاطر آنها انقلاب شکوهمند اسلامی را به پا کردند، ظهور گرایشات تمامیت خواهانه در میان برخی از مسوولین حکومتی، نقض حقوق بنیادین شهروندان، بی حرمتی به کرامت انسانی، سوءمدیریت دولتی، افزایش فاصله طبقاتی و محرومیت های اقتصادی و اجتماعی، قانون گریزی بل قانون ستیزی برخی مجریان قانون، نادیده گرفتن منافع ملی و ماجراجویی های عوامفریبانه در تعاملات بین المللی، فراموشی تدریجی و دردناک اخلاق و معنویت برای قدرت عواملی است که به نضج گیری نگرش های اعتراضی در میان دلسوختگان، دردمندان و قاطبه مردم ایران در سال های اخیر انجامید که بروز بارز و نیرومند آن در جنبش سبز مردم ایران پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸  جلوه کرد.«

 

–         مصداقهای انحرافات در جمهوری اسلامی کدامند؟ این انحرافات عملی بوده یا در اندیشه هم دچار انحراف شده ایم؟

–    چه موانعی به تدریج سازمان یافتند و چه کسانی موانع را سامان و سازمان دادند؟ هدف آنها از گسترش موانع چه بوده است؟ آیا جز این بوده که انقلاب از ابتدا تا کنون در دست عده ای خاص بوده است؟ آیا همین عده خاص با انقلاب مردم چنین کردند یا کسانی از خارج مجموعه آنان چنین کردند؟

–    به نظر میرسد تمامی واژه های عدالت، آزادی، استقلال نیازمند تعریف روشن هستند. اگر فرض کنیم که این واژه ها آرمانهای انقلاب بوده اند. تا چه حد در تعریف این واژه ها بین مردم ایران و رهبران انقلاب همچون خمینی و بازرگان اشتراک نظر وجود داشته است؟

–    آیا از آغاز و یا حتی پیش از انقلاب اسلامی این گرایشان تمامیت خواه وجود نداشته اند؟ آیا رفتارها و گفته های خود خمینی مصداق همین خوی دیکتاتوردوست و دیکتاتورپرور نبوده است؟ آیا ایستادن ایشان در مقابل توصیه های آیت الله بروجردی، حذف مراجع مخالف، حذف همگی جریانهای فکری و عملی مخالفش، نشان از خوی دیکتاتوری نداشته است؟ آیا مقصد آن حرکت که لایه ای قدرتمند از دیکتاتوری در دل رهبر مذهبی آن نهفته بود چیزی جز امروز میتوانست باشد؟

–         حقوق بنیادین شهروندان تعریف نشده است. از این عبارت منظور چیست؟

–    تا چه میزان سیاستهای پس از انقلاب ماجراجویی بوده است؟ آیا تنها در همین دوره احمدی نژاد، کشور ما شاهد سیاستهای ماجراجویانه و عوامفریبانه بوده است؟ اگر پیش ازین نیز شاهد چنین روز و روزگاری بوده ایم در آن دوران شما و همفکرانت چه میکردید؟ آیا نباید توضیحی قانع کننده بدهید و یا حتی عذرخواهی جوانمردانه از ملت بمایید؟ که سبب بزرگی و محبوبیت بیشتری برایتان خواهد بود.

–         منظور از محرومیتهای اقتصادی و اجتماعی چیست؟ چه راهکاری برای رفع آنها دارید؟

 

«۲-      جنبش  سبز با پایبندی به اصول و ارزشهای بنیادین انسانی، اخلاقی و دینی و ایرانی، خود را پالایش‌گر و اصلاح‌گر روند طی شده در نظام جمهوری اسلامی ایران در سال‌های پس از انقلاب می داند و بر این اساس حرکت در چارچوب قانون اساسی و احترام به نظر و رای مردم را وجه همت خویش قرار خواهد داد.«

 

–    این اصول دقیقا کدامند؟ تعاریف و مولفه های گوناگونشان کدام است؟ در مواردیکه متضاد باشند، تضادهای این اصول چگونه رفع خواهد شد؟ کدامیک برتری خواهند یافت؟ اصول و فرهنگ ایرانی – انسانی – اخلاقی یا دینی؟

–    گمان میکنم شما هم به این نکته واقفید که آینده ایران وابسته به محتوای فرهنگی ما خواهد بود. بنابرین باید گروهی متشکل از برترین اساتید و اندیشمندان علوم انسانی به استخراج فرهنگ ایرانی و فرهنگ اسلامی بپردازند و موارد تضاد آنها را بطور روشن مشخص ساخته و برای رفع آنها تزی ارایه دهند. بزرگترین تضادهای اجتماعی و روانی ما برخاسته از تضاد ایران و اسلام است. ملت باید بداند در موارد تضاد چه کند و کدام را برتری دهد.

–    من نمیدانم چه اصراری دارید که بگویید میتوان در چهارچوب قانون اساسی حرکت کرد و به نظر مردم هم احترام گذاشت! بدون شک قانون اساسی در مواردی ناقض حقوق ملت ایران است و همین تضاد قانون اساسی است که آنرا و نظام ناشی از آنرا ناکارآمد و تشنج آفرین و متزلزل ساخته است(همان نبرد فرهنگ ایرانی و اصول اسلامی). اگر بخواهید طبق قانون اساسی عمل کنید همین الان باید بروید و از ولی مطقه فقیه طلب عفو نمایید که اوامر الهی او را طبق قانون اساسی و رای وی را به سلامت انتخابات نقض کرده و زیر پا گزارده اید!

 

«۳-      جنبش سبز حرکتی در تداوم تلاش مردم ایران برای دستیابی به آزادی و عدالت اجتماعی و تحقق حاکمیت ملی است که پیش از این در برهه هایی چون انقلاب مشروطیت، جنبش ملی شدن نفت و انقلاب اسلامی خود را جلوه گر ساخته است.

۴-      بازخوانی تجربه معاصر در تلاش برای تحقق اهداف والای اجتماعی مردم ایران نشان میدهد که تنها از طریق تقویت جامعه مدنی، گسترش فضای گفتگوی اجتماعی، ارتقاءسطح آگاهی و جریان آزاد اطلاعات، مشارکت موثر احزاب و تشکل ها وهمچنین زمینه پردازی برای فعالیت آزاد روشنفکران و فعالان اجتماعی- سیاسی وفادار به منافع ملی در چارچوب تحول خواهی و ایجاد تغییر در وضعیت موجود می توان اهداف جنبش سبز را عملی کرد و این امر مستلزم توافق و تاکید بر اصول حداقلی و مطالبات مشترک و ایجاد تعامل و هماهنگی میان همه نیروهایی است که علی رغم داشتن هویت مستقل با پذیرش تکثر در درون جنبش، زیر چتر فراگیر جنبش درکنار یکدیگر قرار می گیرند.«

 

 

–    بازخوانی تجربه معاصر ملت ایران نیازمند کار پژوهشی عمیق و منظم است و نمیتوان صرفا با شعار این امر را عملی نمود.

–    تقویت جامعه مدنی از چه طریقی امکان پذیر است؟ این واژه ها در یک جامعه آزاد یا نسبتا آزاد راهکار مشخصی برای تحققشان دارند اما در فضای بسته جامعه ایران، خصوصا پس از انتخابات سال 88 چگونه میتوان جامعه مدنی را تقویت کرد؟ صرفا با شعار و بیانیه؟

–    آوردن قید وفادار به منافع ملی و نیز قید چهارچوب برای فعالیتهای روشنفکران تضاد اساسی با روشن اندیشی و نو اندیشی دارد، چراکه نواندیشی صرفا با فرارفتن از قیود و پریدن از حصار امکان پذیر است. یک روشنفکر میتواند وفادار به منافع انسانی باشد که فراتر از منافع ملی است بطور مثال منافع ملی امریکا، غارت نفتی عراق را ایجاب میکند اما ممکن است روشن فکری بگوید این غیر انسانیست و با این سود ملی به مقابله برخیزد.

–    اهداف جنبش سبز عبارتی کلی و مبهم است که نیاز به تبیین و شفاف سازی دارد بطوریکه در اولین مرحله مورد تایید اکثریت سبزها و سبزاندیشان و در مرحله بعدی مورد تایید ملت ایران باشد.

 

 

«راه‌کارهای بنیادین

1-    جنبش سبز، یک حرکت اجتماعی فراگیر است که هرگز خود را مبری از خطا نمی انگارد و با نفی هرگونه مطلق نگری شرک آلود، بر گسترش فضای نقد و گفتگو در درون و بیرون جنبش تاکید دارد. دیده بانی سیر حرکت و تحول جنبش از سوی همه فعالان و به خصوص صاحبان اندیشه و عمل امری حیاتی است که می تواند جنبش را از لغزش به ورطه تمامیت خواهی و فساد بر حذر دارد.«

 

–    از چه طریقی شما به این نتیجه رسیدید که جنبش یک جنبش فراگیر است؟ آیا عدم همراهی موثر شهرستانها و روستاها، خود گواهی بر نادرستی این ادعا نیست؟ برای فرگیر شدن جنبش چه راهکاری غیر از بیانیه دارید؟ چگونه میتوانید توجیه کنید که جنبش یک حرکت کور احساسی یا سیاسی نبوده و حرکتی ریشه دار و اجتماعی است؟

–    اگر مطلق نگری، شرک آلود نباشد موردی ندارد؟ تنها مطلق نگری شرک آلود را نفی میکنید؟ شاید بهتر باشد شرک آلود حذف شود.

–         صاحبان عمل چه کسانی هستند؟!!!

–    به نظر میرسد باتوجه به موج اهانت و مخالفت متعصبانه ای که ضد منتقدان شما و بطور مثال کاریکاتور نیک آهنگ صورت گرفت صدای پای استبداد در جنبش به گوش میرسد، پس برای جلوگیری از لغزش استبدادی چاره ای بیندیشید.

 

2-    » در نگاه  فعالان جنبش سبز، مردم ایران همه خواهان ایرانی آباد سرفراز و سربلند هستند. جنبش سبز موافق تکثر ومخالف انحصارطلبی است. در نتیجه، دشمنی و کینه توزی با بدنه اجتماعی هیچ بخشی از جامعه جایی در جنبش ندارد. تلاش برای گفتگو و تعامل با رقبا و مخالفان در فضایی سالم و آگاهی بخشی درباره اهداف و اصول جنبش وظیفه همه افرادی است که خود را آگاهانه در زمره فعالان جنبش سبز می انگارند. ما همه ایرانی هستیم و ایران متعلق به همه ماست.«

 

–    مردم ایران خواهان ایرانی آباد، سرفراز و سربلند هستند اما می توان به جای سرفرازی و سربلندی خواسته ها و آرزوهای بسیار جامعتری مانند ایرانی آزاد، پیشرفته، عادلانه(در قانون و اجرا)، متمدن، قدرتمند و ..  متصور شد که درونشان و حاصلشان همان سرفرازی ایران و ایرانی خواهد بود.

–    به نظر میرسد تا بر سر اهداف و اصول جنبش توافق کلی بین سبزها صورت نگیرد کمی باید در جهت آگاهی بخشی تامل کرد.

–    اگر ایران متعلق به همه ایرانیان است پس ما باید صراحتا بپذیریم که در آینده ای نه چندان دور که بساط استبداد برچیده خواهد شد، همه ایرانیان، مرد و زن، پیر و جوان، روحانی و غیر روحانی، دیندار و کافر، دین دوست و ضد دین، بهایی و شیعه، مسلمان و زرتشتی و … همگی برابر خواهند بود. نه اینکه عده ای برابرتر باشند!

 

«۳-      گسترش و فعال سازی شبکه های اجتماعی واقعی و مجازی- و تعمیق فضای گفتگو بر سر اهداف و بنیان های هویتی جنبش از جمله راهکارهای محوری است که مستلزم توجه ویژه کلیه فعالان سبز است.«

 

–         این اهداف و بنیانهای هویتی، ناقصند و هنوز به تایید اکثریت نرسیده اند.

 

«۴-      جنبش  سبز در عین تاکید مصرانه بر حفظ استقلال و مرزبندی با نیروهای غیرملی وخارجی، در جستجوی راهی منزوی همراه با دگر ستیزی  نبوده و اسیر گرایشات تعصب آلود نمیشود. عدالت، آزادی، استقلال، کرامت انسانی و معنویت ارزشهای جهانی هستند و تجربه آموزی از ملتهایی که برای دستیابی به این ارزشها تلاش کرده اند و همچنین استقبال از نقد و نظر مشفقانه همه آزدیخواهان و صلح طلبانی که برای رهایی نوع بشر و کرامت انسانها تلاش می کنند از دیگر راه کارهای جنبش است.«

 

–         استقلال به چه معناست؟ محدوده آن کجاست؟ نسبت آن با منافع ملی چیست؟

–         منظور از نیروهای غیر ملی کدام نیروهایند؟

–    یکی از بزرگترین آسیبها پس از انقلاب 1357 همین محدوده تعیین کردن و قید و بست زدن به نقد و نقادی است. گیرم نقدی مشفقانه نبود، آیا نباید آنرا شنید؟ آیا نباید درستی آنرا با محک عقل سنجید و از آن استفاده نمود؟

–    رهایی نوع بشر از چه چیزی؟ هزاران هدف برای رهایی بشر هست : مثلا برخی فرقه های شیطان پرستان جهت رهایی بشر از خدا تلاش میکنند، آنارشیستها برای نابودی قانون و رهایی از آن تلاش میکنند و …

–         کرامت انسان عبارتی کلی و مبهم است. کرامت انسانی بوسیله چه چیزهایی برآورده میشود؟

 

«هویت سبز

گنجینه ایرانی- اسلامی:

1-      جنبش سبز با پذیرش تکثر درون جنبش بر استمرار حضور دین رحمانی سرشار از رحمت، شفقت، معنویت، اخلاق و تکریم انسان تاکید دارد و راه تقویت ارزش های دینی در جامعه را تحکیم وجه اخلاقی و رحمانی دین مبین اسلام و نظام جمهوری اسلامی ایران می داند. ایجاد پیوند میان میراث ایرانی-اسلامی و شوق به توسعه و پیشرفت در جامعه، پرهیز از اکراه مردم به تقید به مرام، مسلک و رویه خاص و همچنین مبارزه با استفاده ابزاری از دین و حفظ استقلال نهادهای دینی و روحانی از حکومت تنها راه حفظ جایگاه والای دین و تداوم نقش برجسته آن در جامعه ایران است که به عنوان یکی از اصول بنیادین جنبش سبز در سرلوحه امور جای می گیرند.«

 

 

–    به نظر من این بند مهمترین و بحث برانگیزترین قسمت بیانیه بوده است زیرا درحالیکه جنبش قلب استبداد دینی را نشانه رفته است سخن از دین رحمانی، قدری نگران کننده است.گویی همان جنایت ها میخواهد به نحوی دیگر استمرار یابد.

–    در مورد دین رحمانی حقیقتا و صراحتا منظور شما چه دینی است؟ اگر خوشبین باشیم چه بسا زمزمه های تفکرات اندیشمندانی چون رازی، ایرانشهری، ریوندی، خیام(همه ضد اسلام و معتقد به طرد اسلام از ایران)، ، حلاج(معتقد به قرائتی عرفانی از اسلام)، ابن سینا(قرائت علمی از اسلام)، ملاصدرا، فیض کاشانی(قرائت فیلسوفانه و عمقی از اسلام) و در عصر کنونی کسروی و شریعتی(قرائت عقلی جامعه محور از اسلام)  را بشنویم که برخی می گفتند تنها راه نجات ایران، نابودی و طرد اسلام است زیراکه هرگز نمیتوان با وجود چنین قوانین وحشیانه و ضدبشری پیشرفت کرد و برخیشان میگفتند میتوان اسلام را انسانی کرد یا به عبارتی، اسلام را انسانی دید تا مشکل رفع شود؛ مثلا چه اشکال دارد هنگامی که قرآن میگوید «دست دزد را ببرید» ما عاقلانه (نه ظاهری و قشری) برداشت کنیم و بگوییم منظور از بریدن،از بین بردن آن ناراحتی اجتماعی، اقتصادی یا روانیست است که وی را به دزدی واداشته که در اینصورت با بریده شدن و نابود شدن آن مشکل، دست وی از دزدی کوتاه خواهد شد و به بدی و نامردمی اقدام نخواهد کرد.

–    وقتی صحبت از استمرار حضور دین رحمانی میشود اولین سوالی که به ذهن می آید این است که آیا دین اسلام فعلی و مورد تایید علمای اسلام، دینی رحمانی است؟ آیا میتوان از قوانین اسلام کنونی مانند دست و پا بریدن و سنگسار و از بلندی به زیر افکندن به عنوان دین رحمانی یاد کرد؟

–         آیا دین مورد نظر شما در این منشور، دینی غیر از اسلام است؟ یا منظورتان اسلامیست که رحمانی شده است؟

–    آیا قرائت شما از دین اسلام، رحمانی و انسانیست؟ بر فرض که چنین باشد چگونه میتوانید امواج تولید حماقت علمای اسلام را کور و متوقف کنید تا دین رحمانی مد نظر شما جریان یابد؟ آیا علمای اسلام با توجه به قانون ارتداد، هرگونه تغییر در قرائتشان از اسلام را متوقف نخواهند نمود؟

–    میتوان گفت فرهنگ ایرانیان و احکام و فرهنگ اسلام نقاط مشترک دارند اما بدون هیچ شک و تردیدی در موارد بسیاری متضاد و مخالفت یکدیگرند(مثلا در بحث دورغ که شما بارها دولت را به آن متهم کرده اید، نزد ایرانیان باستان بزرگترین گناه نابخشودنی و ریشه همه فسادهاست و نزد مسلمین (خصوصا شیعیان) میتوان برای مصلحت استفاده کرد). یکی از بزرگترین مشکلات اجتماعی ایرانیان پس از حمله تازیان به ایران همین تضادهاست. درنظر نگرفتن این تضادها ساده انگاریست و روزی سر باز میکند و مشکلات بسیاری ایجاد مینماید. ایرانیان بایستی هویت خودشان را فارغ از دینشان بشناسند و در مورد مولفه های هویت دینیشان تصمیم بگیرند. نمیتوان یک دین را تمام و کمال به خورد یک ملت داد و انتظار نیک بختی، همگونی و همبستگی آن ملت راداشت.

–    چه کسانی استفاده ابزاری از دین میکنند؟ آیا غیر از علمای اسلامند؟ و آیا دین ما و شما را همین علمای اسلام دست به دست تا اینجا نیاورده اند؟ چگونه به چنین کسانی اعتماد کرده و قرائتشان از دین و دینشان را پذیرفته ایم؟

–    هیچ کس نقش برجسته اسلام در ایران خصوصا تبدیل امپراطوری قدرتمند ایران باستان به مستعمره عربستان و برپاپا نمودن بساط نوکری مردم و نکبت کشور را منکر نیست بطوریکه استمرار آن نقش اکنون کشوری عقب مانده، استبدادی، کوچک و ذلیل است. مسئله این است که آیا کاربرد اسلام در ایران همین ذلت و نکبت خواهد بود یا شما نکات مثبتی در این دین برای پیشرفت و قدرتمندسازی میهن و آزادی و نیکبختی ملت جسته اید که بتواند پس از هزار و اندی سال سودی از اسلام عاید این ملت مظلوم کند. آیا اسلام جز نکبت و بدبختی حاصل دیگری هم داشته است؟

 

«۲-      رمز بقای تمدن ایرانی- اسلامی همانا همزیستی و همگرایی ارزش های دینی و ملی در طول تاریخ این سرزمین است. در این راستا، جنبش سبز بر حفظ و تقویت ارزش های والای فرهنگ ایرانی و سرمایه های غنی انباشته شده در رسوم و مناسبت‌های ملی تاکید می ورزد و در این راه تقدس‌زدایی از تعصبات نابجا و آگاهی‌بخشی درباره ویژگی های هویت آفرین آیین های ملی و مذهبی را وجه همت خویش قرار می دهد.«

 

 

–    چگونه همگرایی ارزشهای ملی و دینی(اسلام غالب) ممکن است؟ هنگامیکه اسلام با تمام وجود خود را بر تمام پیکره این ملت تحمیل کرده است و طرفدارانش سر میبرند و پا اره میکنند.

–         تعصبات به جا، کدامند که نباید از آنها تقدس زدایی کرد؟ آیا تعصب حاصل تقدس نیست؟ آیا تقدس مثبت هم داریم؟

 

 

«۳-      ملت ایران در تاریخ مبارزات خویش برای کسب آزادی و استقلال، بارها خودباوری و اتحاد بر سر اصول را به نمایش گذاشته است. جنبش سبز ملت ایران با اتکا به این میراث گرانبها و با تکیه بر خرد جمعی و نفی هرگونه خودمداری و خودخواهی در تلاش برای تحقق اهداف خویش، دستیابی به اجماع آگاهانه بر خصیصه های هویت آفرین و کنار گذاشتن عناصر تشتت زا را مورد نظر دارد و این امر را تنها با تکا به عقلانیتی میسر می داند که حاصل جمع خردهای مختلف و مبتنی بر نظام عقلانیت توحیدی باشد.«

 

 

–    این بند چندین مورد تضاد مهم و اساسی را در این منشور برجسته کرده است : چگونه میتوان مدعی تکیه بر خرد جمعی شد در حالیکه با مرزکشی و تعصب محوری همه آنها را هشدار داد که باید مبتنی بر نظام عقلانیت توحیدی باشید؟!

–    این نظام عقلانیت توحیدی ساخته کدام نظریه پرداز یا متشرعی است؟ ساخته علمای دینی است یا متفکرین؟ اصلا عقلانیت توحیدی یعنی چه ؟ منظور از توحید چه نوع خداپرستیست؟ آیا همان است که خداپرستی شبان را در داستان موسی و شبان میپذیرد یا آنکه مجسمه های بودا را در افغانستان خاک میکند؟ این عقلانیت مورد توافق کدام گروه از دین شناسان یا متشرعان است؟

–         اجماع آگاهانه چگونه و با چه راهکاری در این شرایط امکان پذیر است؟

–          

–          

«۴-      جنبش سبز جنبشی ایرانی- اسلامی است که در جستجوی دستیابی به ایرانی آباد، آزاد و پیشرفته است. بر این اساس، هر فرد ایرانی که توسل به خرد جمعی توحیدی را به عنوان مبنای تلاش برای ایجاد فردای بهتر برای میهن خویش بپذیرد در زمره فعالان جنبش سبز به شمار می آید. جنبش “ایران را متعلق به همه ایرانیان می داند”.«

 

 

–    بازهم اشاره به ایرانی اسلامی و باز هم تاکید میکنم که ایرانیت و اسلامیت اشتراکاتی دارند اما وجوه تضاد و تخالف آنها به شدت پر رنگ است. آیا ما نمیتوانیم ملتی با هویت مستقل از دین اسلام باشیم. چه اشکال دارد همچون پیش از ورود اسلام ایرانی باشیم وهرکس دین خودش را داشته باشد؟ ایرانی بودن حقیقتا و واقعا معنا و تعریف مشخصی داشته است، چرا ما میخواهیم روح ایرانی را با ادیان گوناگون گه زده و مخدوش و متورم کنیم؟

 

«حق حاکمیت مردم

1-      حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش از جمله اصول خدشه ناپذیر جنبش سبز است و نهاد انتخابات به عنوان مناسب ترین شیوه تحقق این اصل مدنظر این جنبش قرار می گیرد. براین اساس، جنبش سبز تلاش های خود برای صیانت از آرای مردم را تا زمان استقرار نظام انتخاباتی آزاد، رقابتی، غیرگزینشی و منصفانه که شفافیت و سلامت آن کاملاقابل تضمین باشد، ادامه خواهد داد.رای و خواست مردم منشا مشروعیت قدرت سیاسی است  و جنبش سبز اعمال هر گونه صلاحیت خودسرانه و گزینشی تحت عنوان نظارت  استصوابی را مغایر با قانون اساسی، حق تعیین سرنوشت مردم وحقوق بنیادین آانها دانسته و با آن مبارزه میکند.«

 

–    آیا چنین نظام انتخاباتی تبیین و برنامه ریزی شده است؟ آیا کارگروهی در داخل یا خارج از ایران مشغول برنامه ریزی برای برگزاری چنین انتخاباتی هستند؟ یا تنها شعار است؟

–    باز هم در این بیانیه بر قانون اساسی فعلی تکیه میشود، در حالیکه بیانیه مدعیست که نظارت استصوابی مغایر قانون اساسیت و منشا مشروعیت قدرت سیاسی از آن مردم است اما قانون اساسی فعلی بخصوص پس از اصلاحات سال 68 نظارت استصوابی را به نحوی و از طریق گسترش اختیارات رهبری پذیرفته است. حال با توجه به این موارد، راهکار ما برای مبارزه با نظارت استصوابی چیست؟

–    اگر در نظر بگیریم که منشا مشروعیت قدرت از مردم می آید، نظام جمهوری اسلامی چه محلی از اعراب خواهد داشت؟ یعنی اگر مردم بگویند نه تنها نظام اسلامی بلکه خود اسلام را هم نمی خواهیم شما قبول خواهید کرد؟!!

 

«۲-      دستیابی به اهدافی چون آزادی و عدالت تنها بر پایه توجه به منافع ملی و حفظ استقلال میسر است. جنبش سبز با آگاهی از این امر، نسبت به هر اقدامی که برخلاف منافع ملی و ناقض اصل استقلال باشد مبارزه می کند و این مسئله را در زمره موازین محوری خویش می داند.«

 

–         آیا تاکنون استقلال داشته ایم که بخواهیم حفظش کنیم؟

–         چگونه و با چه راهکار و برنامه ای میخواهید با اقدامات ضد منافع ملی مبارزه کنید؟

 

«ارزش های جنبش سبز

کرامت انسان ها و پرهیز از خشونت

1-      نخستین ارزش اجتماعی مدنظر جنبش سبز دفاع از کرامت انسانی وحقوق بنیادین بشر فارغ از ایدئولوژی، مذهب، جنسیت، قومیت و موقعیت اجتماعی است. استقرار و تضمین موازین حقوق بشر به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهای بشری و حاصل خرد جمعی همه انسانها مورد تایید و تاکید جنبش سبز است. این حقوق خدادادی است و هیج فرمانروا، دولت، مجلس یا قدرتی نمی تواند آنها را لغو یا به صورت ناموجه و خودسرانه محدود کند. تحقق این امر مستلزم احترام به اصولی چون برابری، مدارا، گفتگو، حل مسالمت آمیز مناقشات و صلح طلبی است که خود در پرتو ایجاد زمینه های لازم برای فعالیت آزاد رسانه های مستقل، جلوگیری از سانسور، دسترسی آزاد به اطلاعات، گسترش و تعمیق جامعه مدنی، احترام به حریم خصوصی افراد، فعالیت آزادانه شبکه های اجتماعی غیر دولتی و اصلاح قواعد و مقررات در جهت حذف هرگونه تبعیض میان شهروندان امکان پذیر است.«

 

–    حقوق بنیادین بشر کدامند ؟ نسبت آنها با حقوق اسلامی چیست؟ در مواردیکه که حقوق بشر و حقوق اسلامی مخالف یکدیگر باشند چه خواهید کرد و چه راهکاری دارید؟

–    از آنجا که حقوق بشر حاصل خرد جمعی انسانها و نه خرد توحیدی آنهاست تکلیف ما با چنین حقوق برخاسته از خرد غیر توحیدی چیست؟

–    گفته اید هیچ فرد یا سازمانی نمیتواند حقوق بشر را بصورت ناموجه و خودسرانه محدود کند؛ یعنی میتوان حقوق بشر را به صورت موجه و غیر خودسرانه محدود کرد؟ اکنون نیز جمهوری اسلامی بصورت غیر خودسرانه و با قانون و رای قاضی، مشغول چنین کاریست پس مشکل شما با اقدامات نظام اسلامی چیست؟

–     چگونه میتوان « فعالیت آزاد رسانه های مستقل، جلوگیری از سانسور، دسترسی آزاد به اطلاعات، گسترش و تعمیق جامعه مدنی، احترام به حریم خصوصی افراد، فعالیت آزادانه شبکه های اجتماعی غیر دولتی و اصلاح قواعد و مقررات در جهت حذف هرگونه تبعیض میان شهروندان» را محقق کرد؟

 

 

«۲-      جنبش سبز یک جنبش مدنی است که پرهیز از خشونت و حرکت در چارچوب موازین مبارزه مدنی را سرلوحه خویش قرار می دهد. این جنبش با اعتقاد به اینکه “مردم” تنها قربانی خشونت در هر زمینه ای خواهند بود، گفتگو، مبارزه مسالمت آمیز و توسل به راهکارهای غیر خشونت آمیز را ارزشی خدشه ناپذیر می داند. جنبش سبز با توجه به شرایط و مقتضیات، از کلیه ظرفیتهای  مبارزه مسالمت آمیز استفاده خواهد  کرد.«

 

 

–         این مبارزه مسالمت آمیز چه نوع مبارزه ای است؟ چه تعریف و راهکار و اقداماتی دارد؟ آیا تنها بیانیه است؟!

 

«عدالت، آزادی و برابری

۳-      عدالت جایگاه والایی در میان ارزش ها و آرمان های جنبش سبز به خود اختصاص می دهد. توزیع عادلانه امکانات، چه در بعد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و چه در ابعاد دیگر حیات انسانی از جمله اهداف خدشه ناپذیر جنبش سبز است که لازم است برای دستیابی به آن، تمامی تلاش های ممکن انجام شود.

گسترش عدالت در جامعه تنها در صورتی امکان پذیر است که نظام حاکم بر کشور در عرصه داخلی و خارجی- کاملا مستقل و فارغ از وابستگی به نهادها و قدرت های سیاسی، طبقاتی و اقتصادی عمل کند و بتواند توسعه اقتصادی و ترقی کشور را به نحوی که رفاه و عدالت اجتماعی برای همه مردم ایران فراهم شود، تضمین کند.«

 

–         تعریف عدالت چیست؟

–         برای دستیابی به عدالت کدام تلاش ها باید انجام شود؟ عبارتتان مبهم و شعاریست.

–    نظام فعلی به کدام نهادهای سیاسی و طبقاتی و اقتصادی وابسته است؟ اگر نظام مستقل از طبقه مورد نظر(روحانیون و سپاهیان) شود آیا جمهوری اسلامی معنا خواهد داشت؟ آیا پایبندی به قانون اساسی فعلی معنایی خواهد داشت؟ آیا سنگ خمینی را به سینه زدن معنایی خواهد داشت و عقلانی و صادقانه خواهد بود؟

 

«۴-      جنبش سبز با عنایت به لزوم تامین خواست ها و مطالبات به حق تمامی اقشار و طبقات اجتماع، بر پیوند با اقشار متوسط و کم درآمد اجتماع -که در برابر فشارهای اجتماعی/سیاسی ضعیف‌تر هستند- تاکید دارد. این جنبش با الهام از اصل نهم قانون اساسی، با سلب حقوق اساسی مردم به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور مخالف است و با تاکید بر استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی، یگانه راه حفظ منافع ملی و دفاع از مرزهای میهن را “حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش” در تمامی ابعاد می داند.«

 

–    به نظر میرسد با توجه به تحقیقات صورت گرفته هنوز فشار وارده اصلی بر قشر کم درآمد اقتصادیست و نه اجتماعی – سیاسی.

–    تعاریف استقلالهای ذکر شده نیامده است.استقلال اقتصادی و فرهنگی به چه معناست و تا کدام حد معقول، امکان پذیر است؟

 

«۵-      برقراری آزادی و برابری از اهداف انکارناپذیر انقلاب اسلامی است که جنبش سبز نیز بر ضرورت دستیابی به آن تاکید دارد. نفی هرگونه انحصار فکری، رسانه ای و سیاسی و همچنین مبارزه با حذف فیزیکی هر اندیشه و دیدگاه در سرلوحه اهداف جنبش سبز قرار دارد. ضروری است در این جهت، برای رهایی مردم از هرگونه سلطه سیاسی (استبداد و انحصار طلبی)، اجتماعی (تبعیض و نابرابری های اجتماعی) و فرهنگی (وابستگی و تقید فکری) تلاش شود. جنبش سبز بر حمایت از حقوق زنان، نفی هر گونه تبعیض جنسیتی و حمایت از حقوق اقلیتها و اقوام تاکید ویژه دارد.«

 

 

–    منظور از سلطه فرهنگی چیست؟ چه کسانی بیشترین سلطه فرهنگی در ایران را دارند؟ وابستگی فرهنگی چیست و چه نسبتی با سلطه فرهنگی دارد؟ آیا سلطه فرهنگی تازیان از طریق دین اسلام و متون مختلف و احکام و فرهنگش نیز مورد نظر شما هست؟

–    آیا شعار شما همچون خمینی و هوادارانش «نه شرقی نه غربی» است یا با «نه شرقی نه غربی نه عربی بلکه ایرانی» موافقید؟

–    حقوق اقلیتها و اقوام کدامند؟ راهکارهای تحقق این حقوق چیست؟ آیا اقلیتها و اقوام بطور فعالانه عضو جنبش شده اند؟ اگر نشده اند علتش چیست؟

–          

۶«–      جنبش سبز بر این باور است که امنیت تنها امنیت دولت نیست، امنیت انسانی تک تک شهروندان ایرانی است. امنیت برای آحاد مردم باید برقرار شود تا آزاد از ترس و رها از نیاز تحت حمایت قانون زندگی کنند. مداخله نیروهای نظامی و انتظامی در امور سیاسی، هر گونه دخالت افراد غیر مسول در امور انتظامی و سلطه نیروهای امنیتی و انتظامی بر مقامات قضایی مخل  امنیت دولت و ملت است. استقلال قوه قضاییه، عدم مداخله نیروهای نظامی در امور سیاسی و اقتصادی و برخورد با سازمان دهندگان و اعضاء گروههای موسوم به لباس شخصی از خواستهای جدی جنبش سبز است.«

 

–         امنیت چیست ؟ نسبت امنیت فردی و ملی چیست؟

–         امنیت انسان یعنی چه؟!!!

–         اگر از کلمه آحاد که مورد استفاده ولی وقیح است استفاده نشود بسیار خوب است!

–    آزاد از ترس و رها از نیاز شعاری و دهان پرکن است! یعنی چه ؟ مگر میشود رها از نیاز شد؟ از کدام نیازها؟ حد این آزادی از ترس و رهایی از نیاز کجاست؟ این جمله مرا به یاد آن جملات گهربار خمینی میندازد که «آب شما را، برق شما را و… را مجانی می کنیم» اما خمینی عملا ناموس ملت را مجانی کرد ، روحش مستفیض باد.

–         استقلال قوه قضائیه با توجه به قانون اساسی فعلی چگونه ممکن است؟

 

«۷-      اجرای تمامی اصول قانون اساسی و به ویژه اصول ناظر بر حقوق ملت (فصل سوم) هدف و خواست تجدیدناپذیر و حتمی جنبش سبز است.«

«۸-      آزادی زندانیان سیاسی، رفع محدودیت های غیر قانونی و نگاه امنیتی علیه فعالیت احزاب و گروهها و جنبش های اجتماعی چون جنبش زنان، جنبش دانشجویی، جنبش های کارگری، جنبش های اجتماعی و امثال آن، و همچنین محاکمه عادلانه  آمران و عاملان تقلب در انتخابات، شکنجه و کشتن معترضان به نتیجه انتخابات، و افشاء و محاکمه نظریه پردازان و حامیان خشونت در لایه های مختلف حکومت از راهکارهای روشنی است که در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد.«

 

–    محدودیتهای غیر قانونی کدام محدودیتها هستند؟ آیا جمهوری اسلامی جنایاتش را با استفاده از قوانین مصوب به اجرا نمی گذارد؟

 

«اخلاق مداری و احترام به خلاقیت های فردی و اجتماعی

1-      با کمال تاسف باید اذعان کرد که اتخاذ سیاست های نادرست سیاسی، اجتماعی، اقتصادی از سوی حاکمان به افول اخلاق و تنزل سطح سرمایه اجتماعی در جامعه منجر شده است. جنبش سبز با تاکید بر ضرورت احیای اخلاق به مثابه فصل مشترک و پیوند دهنده حیات اجتماعی مردم ایران، در مبارزات خود برای اجرای حقوق ملت، کاملا نسبت به اصول اخلاقی پایبند خواهد بود.«

 

 

–         امام راحل چه میزان در اتخاذ سیاستهای نادرست نقش داشته است؟ آیا نباید نقدی به دوران ایشان نیز داشته باشید؟

–         منظور از سرمایه اجتماعی چیست؟

–    آیا جنبش سبز و به تبع آن سرانش پس از پیروزی احتمالی نیز اخلاق مدار خواهند بود؟ یا دوران 8 ساله خاتمی که همه غیر خودیهای احزاب مجاهدین و مشارکت را کوبیدند تکرار خواهد شد؟

 

«۲-      جنبش سبز را نه می توان یک حزب متمرکز دانست و نه مجموعه ای از افراد سازمان نایافته و بی هدف. مرور تجربه تاریخی مردم ایران نشان می دهد که آنها همواره و در بزنگاههای تاریخی، هوشیاری، توانایی و درک والای خویش را به منصه ظهور رسانده اند و با تکیه بر قوای خلاقه خویش، راه را برای دستیابی به اهداف خود هموار ساخته اند.جنبش سبز بر پایه اصول و مبادی بنیادین خود، با تکیه بر شبکه های اجتماعی  بر فهم، اندیشه و نوآوری های مدنی ملت ایران تکیه دارد و دستیابی به آرمان هایی چون عدالت و آزادی را به شکوفایی این خلاقیت ها منوط می داند. شعار “هر ایرانی، یک ستاد” اینک می تواند به شعار “هر ایرانی، یک جنبش” تبدیل شود.«

 

–    آیا به اتکای همینکه مردم در بزنگاههای تاریخی درک خوبی دارند، مسئولیت سازماندهی نیروها و مردم را از شانه شما ساقط میکند؟ آیا در این یکسال به قدر کافی برای سازماندهی و برنامه ریزی کوشیده اید؟

–          

 

«قانون گرایی و مذاکره

1-      جنبش سبز با پیگیری اهداف و آرمان های همیشگی انقلاب اسلامی و با اتکا به بازخوانی انتقادی تحولات صورت گرفته پس از انقلاب به خصوص در عرصه روابط ملت و دولت- برپایه میثاق مشترک مردم ایران یعنی قانون اساسی، در پی دستیابی به آینده ای روشن برای ملت ایران است.«

 

–    اهداف و آرمانهای انقلاب چه بوده اند که همیشگی هستند؟ آیا ملت به شما این مجوز را داده که آنها را همیشگی بدانید؟ آیا آنها با اهداف و آرمانهای معترضان پس از انتخابات همخوانی کامل دارند؟

–         رابطه ملت و دولت چگونه باید باشد؟ راهکارهای بوجود آمدن چنان مناسبات ارتباطی کدامند؟

 

 

«۲-      در این راستا، “اجرای بدون تنازل قانون اساسی” راهکار اصلی و بنیادین جنبش سبز است. این جنبش بر این باور است که تنها با بازگشت به قانون و الزام نهادهای مختلف به رعایت آن و برخورد با متخلفان از قانون در هر موقعیت و جایگاه، می توان از بحران های مختلفی که دامنگیر شده است رهایی یافت و در راه ترقی و توسعه میهن گام برداشت. جنبش سبز در عین حال کاملا توجه دارد که قانونگرایی به معنای استفاده ابزاری از قانون توسط حاکمان نیست. باید شرایطی فراهم آورد تا قانون وسیله اعمال خشونت های ناروا و موهن، نقض حقوق بنیادین شهروندان قرار نگیرد و خشونت، بی عدالتی و تبعیض قانونی نشود.«

 

 

–         اجرای بدون تنازل قانون اساسی یعنی بوسیدن دست و پای رهبر و تن دادن به همان جنایات و تخلفها.

–    استفاده ابزاری از قانون معنا ندارد.قانون مصوب توسط مجری بایستی اجرا شود و درصورتیکه اجرا نشود، مجری متخلف است. اگر قانونی بد است باید اصلاح شود.نمیتوان گفت چون این قانون به ضرر من است اجرا نکنید که استفاده ابزاریست!

–    دقیقا در بند آخر اشاره کرده اید که نباید خشونت و .. قانونی شود؛نقطه انحراف انقلاب 57 نیز همین نکته است، درست همانجا که بیشترین مردم با قانون اساسی مبتنی بر دیکتاتوری رهبر کنار آمده اند، بنابرین راهکار نمیتواند بازگشت به آن قانون اساسی جواب پس داده باشد!

 

–        
«۳-      قوانین کشوری  و از جمله قانون اساسی متونی همیشگی و تغییر ناپذیر نیستند. هر ملتی این حق را داراست که با تصحیح سیر حرکتی خویش، به اصلاح در قوانین جاری اقدام کند. اما باید توجه داشت که تنها تغییر و اصلاحی در قانون اساسی مورد پذیرش است که در فرایند مذاکره و گفتگوی اجتماعی و با مشارکت همه اقشار و گروههای اجتماعی و با پرهیز از تصلب و انحصارگرایی و زورگویی صورت پذیرد.«

 

 

–    اگر قوانین نمیتوانند همیشگی باشند حتما و حتما و حتما باید قانون اساسی که پس از این نوشته خواهد شد تمام بندهایش بدون استثنا قابل بازنگری باشند، حتی مذهب رسمی و نوع حکومت آن.

–         مذاکره غیر متعصبانه و غیرتنگ نظرانه چگونه در چهارچوب خرد توحیدی امکان پذیر خواهد بود؟

 

«۴-      گسترش جامعه مدنی و تقویت حوزه عمومی در زمره اصول اساسی جنبش سبز است. این جنبش بر این باور است که حفظ منافع ملی و دستیابی به اهداف انقلاب اسلامی و همچنین کاستن از تبعات ناخوشایند بحران موجود مستلزم مذاکره و گفتگو میان نمایندگان گروه‌های مختلف فکری و سیاسی است و در این راستا از هرگونه دعوت به مذاکره و گفتگوی شفاف به منظور دفاع از حقوق مردم و حل منازعات اجتماعی استقبال می کند.«

 

–         چگونه گسترش جامعه مدنی امکان پذیر است؟ راهکار اجرایی این گسترش چیست؟

–         منظور از حوزه عمومی دقیقا چیست؟

 

«۵-      این جنبش خواهان قدرت بخشی به اقتصاد کشور در صحنه بین‌المللی و سرمایه گذاری و افزایش قدرت خرید مردم ایران است. جنبش سبز خواهان سیاست خارجی عقلانی و عزتمند مبتنی بر تعامل شفاف و سازنده با دنیا و طرد دیپلماسی ماجراجویانه و عوام فریبانه و ارتقاء شان ملت بزرگ و تاریخی ایران در جهان است./ همراه کوچک جنبش سبز.میرحسین موسوی.«

 

–         چگونه چنین خواهید کرد و برنامه عملیتان برای این منظور کجاست(قدرت بخشی به اقتصاد کشور)؟

 

 

بسیار زمان برد اما امیدوارم دوستان بخوانند، نقد کنند نظر دهند و به کار جنبش سبز بیاید.

 

پایان

 

22 خرداد 89 و رفتارهاي عجيب و غريب مسئولين بي بي سي و بالاترين

In جنبش سبز on 2010/06/14 at 10:25

همه ما در يکسال و اندي که درگير قضيه انتخابات و حوادث پس از آن بوده ايم به بالاترين به چشم بهترين مرکز اطلاع رساني و خبرگيري نگاه کرده ايم.

اما  در اين مدت طي چند مرحله شاهد رفتارهاي عجيب و غريب مسئولين و گردانندگان بالاترين بوده ايم. عدم دسترسي به سايت در بعضي مواقع حساس يکي از اين موارد است.

طي ديروز و امروز اتفاقي رخ داد که در ظاهر بسيار عادي اما در باطن شک برانگيز است.

 

لوگوي سايت که به مناسبت 22 خرداد و ايام خونين ملت ايران در سال گذشته ، طرح صندوقي خونين را گرفته بود به حالت عادي برگشته!

 

انتظار ميرفت لوگوي بالاترين حداقل تا ابتداي تيرماه و طي روزهاي سالگرد پرشور جنبش ملي و سبز ايرانيان  همچنان سبز بماند اما لوگوي بالاترين ساعاتي است که به حالت عادي بازگشته است.

 

همچنين حذف دسترسي به صفحات پيشين هموطناني را که به دنبال اخبار 22 خرداد 89 بودند را از اخبار گوناگون محروم ساخته و تنها ميتوان به آخرين لينکها در صفحات لينک داغ و لينک تازه مراجعه کرد.

 

اگر بخواهم از ديد صرفا شکاکانه نگاه کنم بايد بگويم پيمان نانوشته اي بين مسئولين بالاترين و نظام دروغین اسلامي بسته شده تا در مواقع حساس جريان اطلاع رساني کند شود، اما در حالت خوشبينانه آنها از عواقب کارشان ميترسند و تهديد ها آنها را از ادامه دادن ياري رساندن به مردم منصرف  کرده است.

 

بي بي سي هم که تکليفش روشن است ، به قول خودشان بنگاه سخن پراکني رژيم انگليس، نه از بي بي سي بايد انتظار دوستي با مردم ايران را داشت و نه از مسئولينش انتظار جوانمردي در حمايت از ملت مظلوم ايران.

 

تنها ميتوان گفت انگليس در چشم مردم ایران آنقدر منفور است که اگر 24 ساعته هم به نفع ايرانيان خبر پخش کند باز هم مورد تنفر عموم ملت ايران است.

 

هنوز نسل قبل از انقلاب به ياد دارند که بي بي سي چگونه به هر مناسبتی سخنرانیها و اعلامیه های خمینی را پخش میکرد و همین دوستان انقلابی بدو بدو به دنبال گرفتن موج همین استعمارگر پیر بودند تا بیانیه رهبر تازی پرست و آخوند مفتخور خونریز را بشنوند.

ما نمی توانیم و نمی خواهیم خودمان را در مورد خباثت ذاتی و عملی انگلیسی ها و انگلیسی تبارها فریب دهیم : همه ما میدانیم آنها از هنگامی که شعار مرگ بر روسیه و چین را شنیده اند به خود لرزیده اند زیراکه بسیار بسیار بیشتر از آنها این رژیم سلطنتی انگلیس است که به نظام منفور و خونریز و متجاوز ظاهرا اسلامی یاری میرساند و اگر روزی روزگاری اسناد باجدهی رژیم اسلامی در زمینه صنایع و معادن و همچنین همکاریهای اطلاعاتی شان رو شود، چه اتفاقها که برای منافع انگلیس نخواهد افتاد.

من از دوستان گرداننده بالاترینی میخواهم کاری نکنند تا نظر کاربران نت در مورد آنها همان نظر مردم ایران در مورد انگلیس شود : سایتی که برای تامین منافعش با کثیفترین رژیم تاریخ معاصر  بصورت زیرزمینی و پشت پرده همنوا و همداستان است!

کاری نکنند تا همانطور که بی بی سی از نظر ایرانیان بی اهمیت شده است آنان نیز بی اهمیت شده و نتی ها به دنبال سایتی صادقتر و پاکتر بروند.

بالاترین مرجع بسیار بسیار مهم خبررسانی و تبادل اطلاعات برای جوانان و عموم ایرانیان طبقه متوسط به بالا ، نخبگان و تحصیلکرده ها و روشنفکرها شده، بهتر است به جای تامین منافع خودش و ترس از تهدیدهای رژیم به مسیر خودش برای به جریان انداختن شفافیت رسانه ای حرکت کند.

 

امیدوارم این آخرین باری باشد که اینچنین کاربران را شکاک میکند.

آخرین حرفم با مسئولین بالاترین این است که ایرانیان بسیار بسیار بیشتر از تصور شما باهوشند و تک تک حرکات شما زیر نظر است؛ پس کمتر خطا کنید و پایتان را از سیاست بازی و باجدهی به نظام بیرون بکشید!

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.